بازگشت عبدالعلی زاده به عرصه سیاست؟
اگر می خواهید بدانید که برای ساخت وساز درکشور و تغییر فرهنگ بساز و بفروشی به انبوه ساز و بالاتر از آن به توسعه دهندگی چه رنج ومشقتی کشیده شده است، کافی است به سراغ کسانی بروید که مسئولیت رهبری نظام مهندسی و تشکل انبوه سازی در کشور را عهده دار بوده اند. دکتر عبدالعلی زاده، وزیر مسکن سال های ۷۶ تا ۸۴ از جمله مدیران و در عین حال مجریانی است که اگر بگوییم عاشق ترویج فرهنگ توسعه دهندگی در کشور است، سخن گزافی نگفته ایم.
وی با اعلام کاندیدهای انتخابات ریاست جمهوری و پس از سالها دوری از عرصههای دولتی مجددا بازگشته و به عنوان معاون ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی مشغول فعالیت بود.
;
;این امر بهانهای شد تا مروری داشته باشیم بر مصاحبههای گذشته ماهنامه «ساختمان و پلیمر» با ایشان تا بار دیگرنقطه نظرات و اندیشههای مطرح شده در این گفت و گوها را از نظر بگذرانیم. در همین راستا گلچینی از مصاحبههای وی را مجددا تنظیم کردهایم که به شرح ذیل از نظرتان میگذرد.
;
;

به نظر شما با توجه به این که از اجرای طرح مسکن مهر و بافت های فرسوده، مدت زیادی میگذرد، چرا اکنون نقشه راه را برای آن مطرح می کنند؟ آیا این ناشی از برخوردهای سیاسی در حوزه اقتصاد سیاسی است؟
پرسش خوبی است و پاسخ آن را باید از کسانی شنید که ابتدا اجرا می کنند و بعد برای نقشه راه برنامه ریزی می کنند. تلاش فعلی من و حتی در طی ۸ سال فعالیتی که در وزارت داشته ام، این بوده است که ابتدا باید نقشه راه را می کشیدیم، با مردم مطرح می کردیم و سپس بر اساس بازخوردها آن را اجرا می کردیم. حتی به من خرده گرفته می شد که چرا به مردم قول و وعده می دهم؛ در حالی که من طرح و برنامه ارائه می دهم تا نخبگان اقتصادی و حتی مردم فرصت اظهار نظر داشته باشند تا پس از اینکه بازتاب این نظرها به ما رسید، برنامه را اصلاح کرده و سپس آن را اجرا کنیم.
درباره طرح نوسازی بافت های فرسوده که چند سالی از اجرای آن می گذرد، نقشه راه ارائه داده اید؟ آیا این موضوع با دیدگاه «اول برنامه ریزی، بعد اجرا» تناقص ندارد؟
از آنجا که از ۶۴ هزار هکتار بافت فرسوده در کشور، حتی 1000هکتار نیز بازسازی نشده و در واقع هنوز کار عملی چندانی انجام نشده است، نمی توان ادعا کرد که طرح نوسازی بافت های فرسوده اول اجرا شده و بعد برای آن برنامه ریزی شده است.
قبلا عنوان کرده بودید که مسکن یک سرمایه برای مردم است. معنی جمله این است که مسکن یک کالای سرمایه ای است؟
همواره گفته ام که مسکن گران ترین کالای مصرفی خانواده هاست. هیچ کس در دنیا وجود ندارد که اتومبیلش از منزلش گرانتر باشد، یا کت و شلوارش و یا نانی که می خورد از خانه اش گرانتر باشد. از طرف دیگر مسکن به گونه ای نیست که مانند سایر کالاهای مصرفی مانند اتومبیل چندین سال استفاده شده و قراضه شود و یا مثل سایر کالاهای مصرفی با استفاده از آن تمام شود. مردم در مواقع بحرانی و هنگامی که دچار مشکلات مالی شدید می شوند، می توانند با فروش منزل خود مشکل شان را حل کنند. از این منظر، مسکن یک سرمایه است.
چرا بها دادن به انبوه سازان وسایر تشکل های حرفه ای ادامه نیافت؟
چون تشکل انبوه سازی، نهال کوچکی بود که در دولت هشتم بذر افشانی شد و در قانون برنامه سوم قدرت گرفت، این امید وجود داشت که این نهال بتواند با رشد قابل توجه10 تا ۱۵ ساله جایگزین واژه Developer ; شود که در فرهنگ ساخت وساز ما جایی نداشت، اما در دنیا متدوال بود. ما بحث انبوه سازی را با الگویی که در ساخت شهرک اکباتان در سال ۱۳۴۸ به کار رفت شروع کردیم. زیرا سازنده شهرک اکباتان یک توسعه دهنده بود نه انبوه ساز و زمینی را که قرار بود ۱۸ هزار واحد مسکونی در آن ساخته شود از جاهای مختلف خریداری و اسناد آن را تجمیع کرده بود.
ما این طرح را شروع کردیم و به همین سمت هم رفتیم. جایگاه انبوه سازان در برنامه چهارم قوی تر از برنامه سوم است. امید این بود که نهال انبوه سازی سریع تر رشد کند و بیش از ۵۰ درصد ساخت و ساز شهری در پایان برنامه چهارم به دست انبوه سازان سپرده شود و در سال ۷۷ حتی گفتیم فردی که ۵ واحد بسازد انبوه ساز است. نوع نگاه به این قضیه متفاوت بود و ما با این نگاه می خواستیم به این افق برسیم که چند توسعه دهنده در کشور داشته باشیم؛ اما متاسفانه به لحاظ رفتارهای بدی که با انبوه سازان شد، این کارمحقق نشد. با نگاه توسعه گرایی و توسعه دهندگی به انبوه ساز، نباید دولت آنها را با پیمانکار و سازنده های دیگر یکی بداند. متاسفانه بعدا طوری شد که دولت وقتی خواست بهای زیادی به انبوه ساز بدهد از آنها دعوت کرد که قرارداد مسکن مهر را ببندند.
چه پیشنهادی برای انبوه سازان و تشکل های صنفی و حرفه ای سراسر کشور دارید؟
از آنجا که نهال انبوه سازی با رشد چندین ساله خود تنومندتر شده است، باید انجمنهای صنفی انبوه سازان و در راس آن کانون سراسری انبوه سازان متعهد شوند که برای رسیدن به اهداف بلند توسعه دهندگی و انبوه سازی در کشور اقدام کنند. اگر این اتفاق نیفتد انبوه سازان به توسعه دهنده تبدیل نخواهند شد. تبدیل شدن انبوه سازان به توسعه دهنده یک شعار نیست؛ بلکه کار برنامه ریزی شده دراز مدتی است که قدم به قدم به ابزار نیاز دارد و ابزار آن، بانک، بیمه و شرکت های Real Estate است که در تمام دنیا وجود دارند؛ اما در ایران اثری از آن ها را نمی بینیم.
با این وصف اگر در دوره بعد، شما به عنوان وزیر مسکن انتخاب شوید این مسئولیت را می پذیرید؟
من از لحاظ جسمانی آن قدر ضعیف شده ام که بعید می دانم چنین اشتباهی را مرتکب شوم!
;




