بارخوانی معاصر از خرد جمعی در ساختوساز
احیای دهکده یونانی با اصول معماری بومی، نه تقلید ظاهری

- طرح «زمین مشترک» برنده جایزه A+ Architizer در بخش پروژههای ساختهنشده شد.
- پروژه به جای تقلید ظاهری، اصول شهرسازی دهکدههای یونانی مانند اجتماعسازی و تعامل با طبیعت را استخراج میکند.
- مفهوم «معماری بدون معمار» و نظریه «اکستیکس» الهامبخش این خوانش معاصر بودهاند.
- چیدمان سکونتگاه بر اساس توپوگرافی و مسیرهای منحنی، رشد تدریجی و تنوع فضایی را بازآفرینی میکند.
- قلب عمومی طرح، بازتفسیری از میدان سنتی دهکده (پلاتیا) به عنوان نقطه کانونی اجتماع است.
گروه معماری آریستیدس دالاس (Aristides Dallas Architects) مستقر در آتن، به تازگی جایزه A+ Architizer در سال ۲۰۲۶ را در بخش مهماننوازی ساختهنشده برای طرح جامعی به نام «زمین مشترک» (Shared Ground) از آن خود کرده است. این طرح، خوانشی معاصر از دهکده یونانی ارائه میدهد. گرچه این پروژه هنوز ساخته نشده، اما فلسفه آن به عنوان استدلالی معتبر درباره چگونگی بازتفسیر جذابتر معماری گذشته مطرح است.
در حالی که «دهکده یونانی» ممکن است با کلیشهای در صنعت مهماننوازی مدیترانهای تداعی شود، یعنی مکعبهای سفیدکاریشده، کرکرههای آبی و چشمانداز دریا، این پروژه معماری به اصول بنیادینی مینگرد که روزگاری شهرسازی آن را تعریف میکردند: اجتماع، گسترش و تعامل با چشمانداز طبیعی.
خاستگاه دهکده یونانی
برای درک اهمیت این تمایز، بهتر است بدانیم دهکده سنتی یونانی که این دفتر معماری به آن ارجاع میدهد، واقعاً چگونه بوده است. سکونتگاههای سیکلادیک و سرزمین اصلی به شیوه برنامهریزی امروزی ما طراحی نشده بودند: نه طرح جامعی در کار بود و نه منطقهبندی. ساختمانها خانه به خانه و در طول نسلها، در واکنش به تغییرات زمین، مسیر خورشید، باد غالب و قابلیت دفاعی انباشته میشدند. به این ترتیب، جوامع به طور فعال محیط خود را به شکلی میساختند که با عادات، محیط زیست و زندگی اجتماعیشان سازگار باشد، در حالی که در دنیای معاصر ما اغلب تلاش میکنیم خلاف این کار را انجام دهیم.
معماری بدون معمار
این پدیده توسط معمار برنارد رودوفسکی (Bernard Rudofsky) به طور عمیق مطالعه شد. او رساله دکترای خود را در سال ۱۹۳۱ درباره معماری سیکلادیک نوشت و بعدها نمایشگاه و کتاب برجسته خود در موزه هنر مدرن (MoMA) را با عنوان «معماری بدون معمار» (Architecture without Architects) بنا نهاد. این نمایشگاه به این موضوع میپردازد که چگونه این سنت ساختمانسازی «بیتبار» هوش طراحی بیشتری نسبت به نتایج معاصر داشت. او به نحوه تکامل سکونتگاهها در طول زمان و رفتارشان مانند موجودات زنده علاقهمند بود: نامنظم، متراکم، هماهنگ با طبیعت و کاملاً شکلگرفته از تصمیمگیری جمعی و تدریجی، به جای یک صدای مؤلف واحد.
نظریه اکستیکس
مهندس و برنامهریز یونانی، کنستانتینوس دوکسیادیس (Constantinos Doxiadis)، از جهت مخالف به همین موضوع پرداخت و هدفش استخراج دانش و قواعد عملی به جای نظریه بود. او برنامه عظیمی به نام پروژه شهرهای یونان باستان را اجرا کرد که شواهد را بر اساس نظریه «اکستیکس» (Ekistics) یا علم سکونتگاههای انسانی، ساختاریافته حول پنج عنصر طبیعت، انسان، جامعه، پوستهها و شبکهها، بررسی میکرد. هدف او شناسایی اصول برنامهریزی شهری برای استفاده مجدد در ساختوسازهای جدید بود و فرصت آزمودن آنها را در آسپرا اسپیتیا (Aspra Spitia)، یک شهرک شرکتی که در دهه ۱۹۶۰ طراحی کرد، به دست آورد و مسکن را در محلههای قابل پیادهروی و حساس به توپوگرافی سازماندهی کرد.
زمین مشترک؛ نمونهای معاصر
پروژه «زمین مشترک» در واقع نسخه معاصر همین دانش انباشته است. بدیهی است که این دهکده به تدریج یا توسط جامعه مانند دهکدههای اصیل یونانی طراحی نشده؛ یک طرح جامع کامل و یک دیدگاه مؤلف واحد وجود دارد. با این حال، تلاش میکند اصول دهکدههای اصلی را درک کرده و به شکلی کارآمد منتقل کند. ویژگیهای اصلی آن بر رشد تدریجی، تنوع فضایی و اجتماعسازی متمرکز است.
طرح جامع به جای یک بلوک مهمانپذیر، به صورت سکونتگاهی پراکنده گسترش مییابد: ساختمانها به طور منفرد و با توجه به زمین چرخانده شدهاند و مسیرهای تردد به جای برش دادن چشمانداز، مسیرهای منحنیای را دنبال میکنند که به خطوط تراز موجود سایت پاسخ میدهند. نتیجه، ترکیبی است که با تنوع و حرکت تعریف میشود، نه تکرار سریالی، و تلاش میکند آنچه را که میتوانست به طور طبیعی در طول دههها رخ دهد، تقلید کند.
اقامتگاههای مهمان در سه گونه مسکونی دستهبندی شدهاند که در خوشههای محلهای کوچک حول فضای باز مشترکی شامل استخرها، نشیمنگاهها و تراسهای غذاخوری سازمان یافتهاند و ترجمهای از واحد اجتماعی پایه یونانیها، یعنی «گیتونیا» (Geitonia) را خلق میکنند. قلب عمومی این طرح، میدانی مرتفع است که رستوران، کافه و فضاهای خردهفروشی کوچک را در خود جای داده و «پلاتیا» (Plateia)، میدان دهکده، را به عنوان نقطهای که تمام مسیرها در نهایت به آن ختم میشوند، بازآفرینی میکند. آریستیدس دالاس و همکاران با استفاده از پژوهش زمینهای ارجاعات به جای زیباییشناسی صرف آنها، توانستند پروژهای معماری معتبر، جذاب و متفاوت خلق کنند و جایگزینی برای احیاگری ظاهری ارائه دهند که دههها تقلید آن را فرسوده کرده است.
ترجمه و تنظیم: صما




