اراضی عباس آباد از کاربری فرهنگی تا ساخت و سازهای سفارشی
اراضی عباس آباد تهران این روزها دستخوش ناملایمات و نگرشهای سلیقهای گردیده است که به واسطه آن منافع عمومی و حقوق شهروندان، درمقابل تامین خواسته و سودهای کلان برخی افراد، تضییع شده است.
منطقه عباسآباد به عنوان قلب تپنده فضای سبز پایتخت به سبب بافت
سرسبز و مشجربودنش چشم طمع بسیاری را به خود جلب کرده است و نگرانی مضاعف از این بابت
است که محافظان و مسئولانی که سرنوشت این اراضی به آنها سپرده شده، خود به عنوان
اولین تبر به دوشان نابودی این سرمایه طبیعی پا به میدان گذاشتهاند.
امروز در بخشی از این اراضی در محدوده پل سیدخندان و بزرگراه
شهیدحقانی شاهد عملیات ساخت و ساز در پارک «بهشت مادران» هستیم. محلی که
قدمت درختان آن به بیش از نیم قرن می رسد و به عنوان یک میدان تسویه هوا برای
اهالی این منطقه قلمداد میشود. اما به بهانه سند دار بودن بخشی از این پارک
قدیمی، درختان و اهالی این منطقه ترس از قطع و نابودی دارند، درحالی که نهادهای
مسئول چشم بر این مسئله بستهاند و پاسخگو نیستند!.
پرداختن و ابراز نگرانی از این موضوع به حدی است که جمع کثیری از مردم
این منطقه و دوستداران محیط زیست طوماری قطور را با امضای خود تهیه کردهاند تا
مانع از قطع درختان و ساخت و ساز در دل این پارک شهری گردند. اهمیت حفظ فضای سبز
اراضی عباس آباد به حدی است که رهبری معظم انقلاب درچندین نوبت به جد تاکید داشتهاند
و براساس فرمایش صریح ایشان اراضی عباسآباد باید به قطب فرهنگی پایتخت مبدل گردد
و عامه مردم از عواید طبیعی آن بهرهمند گردند.
تنفسگاه طبیعی پایتخت درحالی مورد بی توجهی و حتی چشم پوشی از قانون
مسئولان مدیریت شهری قرار گرفته است که شخص شهردار تهران در مراسم افتتاحیه پل
طبیعت چنین ابراز داشته است: «من به سهم خودم به عنوان یک خدمتگزار در شهرداری
تهران و به عنوان یک شهروند این تشکر را از شخص مقام معظم رهبری دارم. اگر عنایت
ویژه و دستور صریح ایشان مبنی بر جلوگیری از هرگونه احداث ساختمان های اداری در
تپه های عباس آباد نبود، شاید امروز دیگر شهروندان شاهد چنین فضای باز، مفرح و
بانشاطی در این تپه ها نبودند چرا که قرار بود همه سازمان ها و بخش ها دولتی در
اینجا مستقر شوند».
حال باید از این گفتار در کلام و تفاوت در عمل چه برداشتی کرد؟! آیا
ساخت و سازهای سفارشی در ورودی پارک و قطع درختان و ساخت برجهای چند طبقه اداری و
مسکونی به منزله کارفرهنگی قلمداد میشود.
درحال حاضر با توجه به شکایات مردم نسبت به این موضوع مسئولان مربوطه
ادعای قانونی بودن این عملیات ساخت و ساز را مطرح ساختهاند، درحالی که مشخص نیست ملاک
آنها از قانون کدام بند و تبصره قوانین مدیریت شهری میباشد؟ چرا که تغییر کاربری
فضای سبز حتی در صورت احراز مالکیت ذینفع امکان پذیر نیست و شهرداری موظف است از
طریق واگذاری ملک معوض یا پرداخت بهای آن، به نفع مردم اقدام نماید. حال خود
شهرداری به عنوان اصلی ترین عامل این تخریب پیشقدم شده است!
گلایه یا اعتراض دیگر خطاب به اعضای شورای شهر، به عنوان نمایندگان و
حافظان حقوق و منافع شهروندان میباشد. مشخص نیست چرا نمایندگان مردم نسبت به این
اقدام که مضر بودن آن برای سلامت محیط زیست و مردم محرز بوده، نسبت به تقبیح عمل
مخربین و مراجع صادرکننده مجوز و پروانه ساخت، معترض نمیشوند و واکنش نشان نمی
دهند.
بی توجهی وبی تفاوتی به رویه کنونی پیش گرفته شده از سوی شهرداری،
عواقب جبران ناپذیری برای پایتخت به همراه خواهد داشت. بحث تخریب اراضی طبیعی و
قطع درختان باقدمت پایتخت، همچون موضوع ساخت و سازهای غیر مجاز و مسئله تراکم
نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت.
مسلماً براساس رسالت رسانهای و آگاهی بخشی به جامعه، همپای مردم و
دوستداران محیط زیست به اطلاع رسانی و پوشش مستمر این موضوع خواهیم پرداخت تا صدای
لرزان درختان اراضی عباس آباد را به گوش مراجع نظارتی برسانیم و عملکردها را به
قضاوت مردم خواهیم گذاشت.




