گاه نوشته رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان(3)/طنز
صما، گروه طنز- با سلام خدمت دوستان گاه نوشته خوان عزیزم، دوباره بعد از مدت ها توانستم بخشی از کارهایم را به صورت گهگاه نوشته به استحضار شما برسانم.
ماجراهای اجلاس سازمان را که دیگر فکر می کنم در غیاب رسانه ها همگی در جریان اخبارش قرار گرفته اید بنده هم به عنوان پدر این اجلاس! که تمام 2 روز را با مهمانان بودم و کلی هم عکس گرفتم منتها چون سرعت اینترنت پایین بود نتوانستم آنها را آپلود کنم و وزرای فیس بوک باز دولت را به حسادت وادارم. همۀ مهمانان راضی بودند فقط می گفتند کاش وقت برج میلاد اجلاس را بیشتر می کردید و از این همه کارهای اجرایی بنده تعجب می کردند چون در حین راه رفتن فقط کارتابل بود که رئیس دفاتر شغل و مقام های من می آوردند که من امضا کنم که حتی یکی از مهمانان خوش ذوق خارجی که در دولت قبلی هم ظاهراً ایران آمده بود به بنده گفت: بابا تو دیگه کی هستی؟ دست مشاعی رو بستی!
در پایان اجلاس هم یک خط مشی هفده گانه تهیه کردم که بسیار مورد توجه دوستان قرار گرفت و حالا هم یک نفر را به عنوان رئیس خط مشی هفده گانه منصوب کردم که باز هم مورد توجه دوستان قرار گرفت به خصوص دوستی که به عنوان رئیس انتخابش کردم. برای شروع کار هم استان یزد را به عنوان اولین استان مجری خط مشی تعیین کردم که باز هم مورد توجه دوستان قرار گرفت به خصوص دوستان یزدی! و همگان دید مثبتی به این خط مشی دارند؛ شاید باور نکنید اما خودم هم خیلی خوشبین به اجرای این خط مشی هستم.
داشتم با خودم فکر می کردم به کدام سازمان یا شرکت یا شورا یا وزارتخانه یا بخش یا … بروم که دکتر(دکتر روحانی) به من زنگ زد گفت: حاج اکبر از وقتی با این مهندسان حشر و نشر داری دیگر دکترها را تحویل نمی گیری؟ فراموش کرده ای که رئیس مناطق آزاد هم هستی؟ یک سری برو قطر، ظاهراً به آقا جواد پیغام داده اند منطقۀ مشترک تجاری ایجاد کنیم. در ضمن این مهندسان را به زور نمی شود برد بهشت، خیلی وقتت را صرف ساختمان نکن! گفتم دکتر( دکتر روحانی) نظام مهندسی یکی از ارکان مهم توسعۀ بخش ساختمان است به همین خاطر بنده معتقدم با تحول در این سازمان می توان بخش ساختمان را متحول کرد. من هم که یک مهندس تمام عیارم! با این حال از دیگر مسئولیت هایم غافل نیستم. از پشت گوشی حس کردم که لبخند همیشگی اش را زد و گفت خداحافظ مهندس. من هم سریع یک لیست از مشاورانم تهیه کردم که عازم قطر شوم خیلی دوست داشتم حاج عباس( عباس آخوندی وزیر مسکن) را هم با خودم می بردم بیچاره اینقدر برای سوال و جواب و استیضاح و تعویق استیضاح رفته مجلس و آمده که افسرده شده، یعنی اگر می آمد یک حال و هوایی عوض می کرد آخر قرار است جام جهانی فوتبال2022 در آنجا برقرار شود. خلاصه با اعوان و انصار خود راهی قطر شدیم و از 3 منطقه برای انتخاب محل مناسب جهت ایجاد منطقۀ مشترک تجاری بازدید کردیم. قرار شد آنها هم از بوشهر و قشم و بندر عباس دیدن کنند و یک منطقه را انتخاب نمایند. توافق شد کارگروه تشکیل دهیم؛ طرف قطری گفت: یک نفر مقام مسئول سرمایه گذاری مشترک هم معرفی کنید؟ گفتم خودم هستم. با تردید نگاهی کرد و گفت: یک نفر به عنوان مسئول مناطق آزاد تجاری؟ گفتم خودم هستم. چشم هایش را چند بار باز و بسته کرد و گفت: یک نفر مشاور یا معاون رئیس جمهور جهت تضمین اجرایی موافقت نامه ها؟ گفتم خودم هستم. گفت یک نفر هم از مهندسان ساختمان جهت احداث ساختمان ها و ابنیه های لازم؟ گفتم رئیس سازمان نظام مهندسی هم خودم هستم. در حالی که هنوز به ظرفیت و توانایی های ما پی نبرده بود؛ چنان متعجب شده بود که زیر لب گفت: «مع الواحد الید بعض البطیخ؟»! نگاهی به مترجمم کردم و برای اینکه آنها نفهمند پرسیدم: «او نمنه دییر؟». یک لبخند زورکی زدم و کارگروه ها را تشکیل دادیم و یک بازدید کلی نمودیم و شرایط را مهیا کردیم تا این کار مشترک که بسیار برای منطقه و کشور مفید فایده است به انجام برسد. و یک گزارش مفصلی هم خدمت دکتر(دکتر روحانی) ارائه کردم که خیلی خوشش آمد و به طعنه گفت: دیدی گفتم با دکترها به از این باش که با خلق مهندسانی. در ضمن ببین می توانی انحصار این خودرو سازان را بشکنی که هر روز یک قیمت برای پراید و سمند اعلام نکنند و زبان منتقدان کم سواد را بر ما دراز نگردانند؟( دوباره لبخند زد طبق معمول).
کمی کار کارشناسی کردم و با برخی مشاوران مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که بهترین کار این است که قطب سوم خودرو سازی را مثلاً در قشم راه اندازی کنیم تا انحصار خودروسازی شکسته شود و مجبور شوند در رقابت با یکدیگر کیفیت را بالا ببرند و قیمت را پایین بیاورند که یک دفعه یک ندای قلبی! یا الهام دهنی! گفت: حاج اکبر مواظب باش انحصار دو قطبی خودرو را تبدیل به انحصار سه قطبی نکنی؟ با خودم گفتم: این ندا و الهام هم راست می گویند پس باید بیشتر کارِ کارشناسی روی این موضوع انجام دهم. من هم گاه نوشته را تمام می کنم و به کارِ کارشناسی بیشتر می پردازم.




