آتوسا افغان، معمار:
سلیقههای متنوع و نگاههای نه چندان همسو سبب تغییر معماری اصفهان شده است

آتوسا افغان کارشناس ارشد معماری دانشگاه هنر، دكترای مديريت كسب و كار (DBA) وكارشناسى حقوق است. وی دارای سابقه تدريس در رشته معمارى و شهرسازى دانشگاه های شيخ بهايی،اشرفی اصفهانی و دانشگاههای آزاد خوراسگان، اردستان، نجف آباد، شاهين شهر، تدريس حقوق و امور قراردادها در دانشگاه دانش پژوهان است. وی همچنین مديرعامل شركت مهندسين مشاور نگرش ايده طرح اصفهان، مدير آتليه طراحى و هنری به آفرين و رئیس انجمن صنفى مهندسين معمار استان اصفهان نیز است.
فعالیت های که وی تا سال 86 انجام داده است متمرکز بر طرح های شهری شامل طرح های جامع و تفصیلی شهرهاى استان اصفهان بوده است . بیشتر پروژه های وی در حوزه مسکونی است هرچند پروژه هایی مانند طراحی فرهنگسرا و تالار شهری را نیز در پرونده کاری خود دارد.
وضعیت معماری اصفهان در حال حاضر چقدر در امتداد معماری بومی و محلی این شهر است؟
معماری اصفهان را از دو منظر می توان مورد بررسی قرار داد. اول در قیاس با سایر کلانشهرهای ایران، كه قطعا اصفهان از نظر انسجام قوانین و حتی ساخت وضعیت بهتری دارد.ساختار و نظم و نسق آن منسجم تر است. اگر بخواهم به دلایل آن بپردازم باید به حضور معماران قدیمی تر و شاخص که در این شهر نسبت به شهرهای دیگر بيشتر بوده است، اشاره کنم. فارغ التحصیلان معماری ایرانی که در ساخت مجموعه فولادشهر با مشاوران و معماران فرانسوی و روس همکاری داشتند و در معماری شهر اصفهان نیز اثرگذار بودند. از سوی دیگر قوانین سختگیرانه و نظارتهاى متعدد در این شهر نیز به این امر کمک کرده است. البته به علت فقدان ضمانت اجرايی كافى براى مصوبات كميسيون ها بسيارى مواقع ساخت نهايی با تخلفات صورت می پذيرد.
از دیگر سو اگر اصفهان را با خودش مقایسه کنیم به سختی می توان گفت در امتداد معماری بومی و محلی خود حرکت می کند. به دلیل قطع شدن یک سری مولفه هایی که منشا آن را باید در علوم انسانی جستجو کرد از این منظر که به لحاظ جامعه شناسی و روانشناسی و اقتصادی در شهر چه اتفاقاتی روی داده که معماری کنونی از معماری پیشین خود فاصله گرفته است. هرچند که معماری کنونی اصفهان سعی می کند به بافت احترام بگذارد و مصالح غالب آن بوم آور است؛اما از چیزی که ما معماران فکر می کنیم باید باشد در حال فاصله گرفتن است و با سرعت این فاصله گیری پیش می رود . اکنون در اصفهان سلیقه های متنوع و نگاه های نه چندان همسو سبب تغییر معماری این شهر شده است.
حکمرانی شهری در قرن 21 از نظر شما قابل قبول است؟
مدیریت شهری در شهرهای موفق دنیا به سمت مشارکت مردمی پیش می رود گرچه که نقش های نظارتی و حکومتی در همه کشورها داریم؛ اما بر اساس معیارهای توسعه ،مدیریت شهری وظیفه ای برای ایجاد انگیزش مردم در مشارکت شهری دارد . تبعا مشارکت مردمی با عبارت حکمرانی در تضاد قرار می گیرد. در شهرهای موفق جهان به واسطه دموکراسی، شاهد حکمرانی نیستیم بلکه در بسيارى موارد حتى از مردم راجع به کوچک ترین اتفاقاتی که در یک محله قرار است رخ دهد، نظرسنجی می شود. فراموشی مشارکت شهروندى سبب شکل گیری ترم حکمرانی شهری است و به شخصه با این کلمه زاویه دارم.
لطفا درباره ساخت و ساز تمدن ساز برای خوانندگان ما توضیح دهید؟
به نظر من تمدن امری جدا از معماری نیست. در مطالعه تاریخ و تمدن می بیند بخش اساسى مستندات معماری ادوار مختلف است. از آنچه در غارها می بینیم که بشر سعی کرده از خود اثری به جا بگذارد تا ساخت و سازهای دوران ایران، مصر و روم باستان مدارک اصلی برای مطالعه تمدن و تاریخ، معماری است بنابراین فارغ از تعصب حرفه ای بخش عمده ای از تمدن را معماری برعهده داشته است.
برای ساخت و ساز با سه رکن طرح، سرمایه و اجرا مواجه هستیم. در این اجلاس سازندگان و مجریان در یک کفه هستند و طراحان در یک کفه دیگر در حالی که تفاوت های خاص دارند. سازنده و مجری در مواردی می توانند با هم ادغام شوند؛ اما در بسیاری از موارد از هم جدا هستند. سازنده در معنای سرمایه است در توازن این موارد، از یک سو، تفکر که همان طرح است و صنعت که به ساخت برمی گردد طبیعتا معماری در مرحله طرح رکن اصلی و ویژه هست و سایر عوامل مهندسی مانند سازه برق مکانیک … در به ثمر رسیدن همان تفکر کمک می کنند و تحت نظر معماری به بلوغ می رسد. نتیجتا معماری همیشه رکن مهمی در هر جامعه و تمدنی است.




