شرکت ها

سرمایه گذاری در بورس مطمئن است؟

کشور ما همچون بسیاری از کشور های دنیا این روزها در حین مبارزه با کرونا در بی سابقه ترین وضعیت بحران اقتصادی خود در تاریخ به سر میبرد به طوریکه در روز های کنونی با GDP منفی در اقتصاد کشور روبرو هستیم به عبارت دیگر کیک اقتصاد کشور روز به روز در حال کوچکتر شدن است. بنابراین این روز ها این سوال ذهن اکثریت مردم جامعه را درگیر خود کرده است که :

با نقدینگی سرگردان خود چه کنیم؟

وقتی سود حاصل از سپرده های بانکی از نرخ تورم کشور پایین تر میشود بدین معنیست که دیگر قراردادن پول در بانک گزینه مطلوب برای سرمایه گذاری نیست و وقتی هم که بانک ها نتوانند وظیفه رشد اقتصاد را در سرمایه گذاری ایفا کنند میبایست به دنبال راه جایگزین برای سرمایه گذاری بگردیم راهی که همزمان بتوان نشانه آنرا در رشد صنعت هم دید.

برخی از گزینه های موجود برای کسب سود از ثروت عبارتند از: خرید ملک ، ارز ، سکه ، طلا ، خودرو و لوازم خانگی  که این موارد جز برای تضمین رشد ثروت شخصی نمیتواند به رشد اقتصاد کشور کمکی کند و سودی برای عموم مردم کشور به دنبال نخواهد داشت.

در همین حین به ناگهان از فروردین ۱۳۹۹ یک گزینه قدیمی که تابحال از دید عموم مردم مغفول مانده بود از پشت پرده خارج میشود و رخ مینماید:  بورس!

اما این اتفاق به همین سادگی هم رخ نداده است بلکه طی سال های اخیر سلسله تصمیمات حکومتی با ورود بخش هایی از سهام خصولتی ها به بورس منجر به افزایش خیره کننده شاخص سهام برخی صنایع درگیر در بورس گشت تا منجر شود امروز وسوسه ورود به بورس دامن اکثریت جامعه را بگیرد.

در این شرایط اغلب مردم ترجیح داده اند تا به جای سپرده گذاری در بانک به دنبال دریافت سود بیشتر وارد بورس شوند اما سوال اساسی اینجاست که در حال حاضر سرمایه گذاری در بورس کشور تا چه اندازه مطمئن و بدون ریسک است؟

تاریخچه ورود بانک ها به صنعت ساختمان سازی

ابتدا لازم است نگاهی به گذشته قبل از بورس بیاندازیم. در آن زمان بانک ها وظیفه اصلی گردش اقتصادی را به منزله تضمین گردش و سودآوری صنعت و به طبع آن اشتغال زایی در کشور را بر عهده داشتند. بانک ها زیر نظر بانک مرکزی میتوانستند تا ۱۰ برابر موجودی واقعی اشان به صنعت وام بپردازند(با فرض اعتماد به آینده کسب و کار ها) تا از سود حاصل از تولید در صنعت، بهره پولی که از سپرده گزاران حقیقی اشان دریافت کرده اند را بپردازند. اما به تدریج بانک ها همزمان با تحریم های خارجی و رکود نسبی صنعت، دریافتند که نمیتوانند تنها به بهره ای که از وام دادن به صنایع میگرفتند دل خوش کنند و کم کم با روبرو شدن با افزایش اضطراب عمومی جامعه جهت برداشت یکدفعه ای سپرده ها از بانک ها آنها نیز تصمیم گرفتند از وظیفه اصلی اشان فاصله و خود مستقیم وارد صنعت شوند و چه جایی جذاب تر از صنعت ساختمان سازی!

هم منافع شدن تدریجی بانک ها با انبوه سازان ساختمان سازی خود منجر به ایجاد مشکلات بعدی شد چراکه وقتی بانک ها با کمبود سود حاصل برای بازپرداخت وام ها روبرو شدند تصمیم به اخذ آن از سوی مردم خریدار ملک گرفتند که خود منجر به افزایش قیمت زمین برای جبران کاهش سودی بود که وام گیرنده یعنی بانک میبایست به بانک بدهد! (برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع شود به این ویدئو)

از طرفی با بالا رفتن تورم دیگر برای مردم نمیصرفید که سپرده هایشان را در بانک ها با نرخ بهره ای کمتر از نرخ افزایش تورم نگه داری کنند. بنابراین در شرایطی که بانک ها به تدریج به حالت ورشکستگی نزدیک میشدند با جهت دهی دولتی، مردم به سمت بازار نسبتا جدید و هیجان آوری هدایت شدند به نام بورس.

آیا سرمایه گذاری در بورس مطمئن است؟

ابتدا لازم است تعریفی از سرمایه داری داشته باشیم: سرمایه داری با جمع آوری ثروت متفاوت است ، سرمایه دار کسیست که از گردش مال خود در تولید برای دریافت سود بیشتر استفاده میکند اما ثروتمند تنها به جمع آوری ثروت صرفا به افزایش ذاتی نرخ ثروت فعلی خود رو می آورد و کاری به جامعه پیرامون خود ندارد. از این رو افرادی که ارز ، سکه ، طلا ، ملک ، خودرو میخرند نقشی در نظام سرمایه داری کشور ندارند و تنها به ثروت اندوزی خود می اندیشند.

در گذشته مردم به نظام سرمایه داری به دید بازی صفر-صفر مینگریستند به طوری که اگر فرد سرمایه دار به سود برسد به این معنی مینگریستند که لزوما فردی فقیر ، فقیر تر شده است. اما امروز آیا من میتوانم ثروتمند تر بشوم  و شما هم سود کنید؟

فلسفه اصلی نظام سرمایه داری همانطور که آدام اسمیت (پدر اقتصاد مدرن) در سال ۱۷۷۶ در کتاب ثروت ملل خود آورده است تعریف بازی برد-بردیست که در آن با افزایش سود سرمایه گذار هم اشتغال زایی ایجاد میشود و هم این خود انگیزه دوباره برای سرمایه گذاری مجدد وی میشود.ما نیز در اسلام همانطور که دکتر شریعتی در کتاب “ابوذر: خداپرست سوسیالیست” تفسیر میکند همچین نگرشی به سرمایه داری خداپرستانه داریم.

اگر بخش خصوصی خود مستقیما سرمایه خود را به کار تبدیل کند شاهد اشتغال زایی خواهیم بود بنابراین مستقیم نقدینگی سرمایه دار تبدیل به افزایش ثروت عمومی جامعه خواهد شد و در نهایت این منجر به افزایش سود هم خود فرد و هم تمام مردم شاغل در صنعتی که فرد در آن مشغول به فعالیت است میشود.

در شرایط امید به آینده، کسب و کار های خصوصی میتوانند با سرمایه گذاری فردی و گروهی منجر به هم اشتغال زایی و هم بالا بردن سود جمعی جامعه پیرامون خود در صنعت مربوطه شوند ، حال وقتی تک تک افراد جامعه تصمیم بگیرند که سرمایه خود را در بورس بگذارند چه اتفاقی بر سر صنعت خواهد افتاد؟

مردم با سپردن سرمایه های خود به بورس به این امید هستند که به رشد صنایعی که در بورس سهام آنها را خریداری کرده اند کمک کنند تا این رشد منجر به سود ده شدن آن صنعت خاص شود و در مقابل با افزایش سهام خریدرای شده آنها نیز دارای سود بیشتر شوند. تا اینجای کار همه چی ظاهرا درست و بی نقص است یعنی بورس جایگزین عالی برای بانک های ورشکسته خواهد بود و مردمی هم که سرمایه گذاری در بورس میکنند به سود های به مراتب بالا تری از بانک دست خواهند یافت، اما هنوز یک مشکل اساسی پابرجاست:

وقتی در بانک سپرده میگذارید کاری به سود ده بودن یا ضرر ده شدن پروژه هایی که بانک به آنها وام میدهد یا خود در آنها سرمایه گذاری میکند ندارید بنابراین چه سود کند چه ضرر شما همان درصد سود سپرده اتان را سر وقت میبایست دریافت کنید (مگر آنکه به موسسات مالی اعتباری فاقد مجوزات لارم سپرده داده باشید که در این حالت بانک مرکزی راحت ترین گزینه را انتخاب میکند و میگوید این موسسات بدون مجوز بوده اند!)

ظاهرا تنها راه جایگزین این است که در جایی مثل بورس با قبول شرایط سود و زیان ده بودن آن با اختیار خودتان وارد شوید یعنی میپذیرید که با این شرایط زمانی ممکن است به سود خوب برسید و زمانی هم میبایست منتظر ضرر زیان هم باشید! خوب خودتان انتخاب کرده اید دیگر مگر غیر از این است؟!

تمام پیش فرض های مقبولیت ما برای ورود به بورس اینست که سپرده هایی که در آن قرار میدهیم مستقیم وارد خود صنایع شود یعنی بدون دخالت افراد حقیقی  و با حذف فساد، در آمد جدید مستقیما در تولید خرج شود تا به سود برسد و این سود به بالا رفتن سهام و سود سهام داران بیانجامد بنابراین میبایست سیاست دولت هم از این معامله خارج شود چراکه هر کجا سیاست در امور بازار دخالت کند منافع سیاسی باعث میشود که سرمایه گذاری های غیر عاقلانه صورت بگیرد که کند شدن چرخ های رشد را به دنبال دارد. بنابراین عاقلانه ترین سیاست اقتصادی این است که سیاست را از اقتصاد جدا نگه داریم و مقررات حکومتی را به حداقل برسانیم و اجازه دهیم نیروهای بازار آزاد راه خود را برود و حکومت کمترین مداخله را در اقتصاد داشته باشد  و به قول آیین ذن بهترین کاری که بایست حکومت بکند اینست که هیچ کاری نکند!

وظیفه نظام های سیاسی است که اعتماد را با وضع مجازات قانونی علیه تقلب مصون نگه دارد و برای اعمال قانون نیروی پلیس و دادگاه و زندان ایجاد کند و از نهاد قوه قضاییه حمایت کند. اما وقتی خود حکومت نتواند از عهده وظایفش بر بیاید به تدریج اعتماد ها سلب میشود و رکود اقتصادی حاکم میشود و حباب بورس میترکد!

بنابراین سوال اصلی اینجاست آیا با مشاهده به کارنامه اخیر میتوان به تاریخچه فساد زدایی در حکومت اعتماد داشت یا خیر؟ بنابراین پاسخ به این سوال همان جواب این سوال ماست که آیا میتوان به سرمایه گذاری در بورس مطمئن باشیم یا خیر؟

اگر سرمایه گذاری در بورس در مسیر درست خود قرار نگیرد مشکلات بیکاری در جامعه چند برابر میشود چراکه در این حالت سرمایه داران کشور سرمایه خود را قبلا از کارهای شخصی خود خارج و به داخل چرخه بورس وارد کرده اند که این خود منجر به قطع اشتغال زایی گذشته این قبیل افراد و شرکت ها شده است بنابراین با سیاست فعلی برد و باخت اقتصاد کشور فقط منوط به یک چیز شده است آنهم اینکه شاخص بورس هر روز افزایش یابد. درس های نهفته در حباب میسی سیپی در سال ۱۷۱۹ که بعد منجر به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه شده است همین بود و حباب مسکن آمریکا در سال ۲۰۰۸ و بحران اقتصادی بعد آن و سایر درس های مشابه در تاریخ به ما این نگرانی را یادآور میشود که آیا به واقع نبایست نگران حباب کنونی بورس کشور باشیم؟

اگر آزمون و خطای کنونی در بورس ایران قبل از ترکیدن حباب از پس برآوردن انتظارات بر نیایند، دوران به مراتب سخت تری در پیش رو خواهیم داشت.

آینده سرمایه گذاری در استارتاپ ها:

در عصر مدرن انسان ها توافق کردند تا کالاهای خیالی را با اعتبار جایگزین کنند تا حال را به بهای آینده بنا کنیم. اعتبار بر این فرض مهم استوار است که منابع آینده ما قطعا بسیار بیشتر از منابع امروز ماست بنابراین اگر بتوانیم با درآمد آینده در زمان حال چیز هارو بسازیم انبوهی از فرصت های جدید و شگفت انگیز را فراهم خواهیم آورد.

در این شرایط میبایست مردم با اعتماد به آینده در کنار سرمایه گذاری در بورس به سرمایه گذاری بر روی استارتاپ ها که در قرن بیست و یکم و در دوران پسا کرونا آینده مشاغل به آن اختصاص دارد نیز رو آورند تا هم به اشتغال زایی بیشتر کمک کنند و هم سود آنها به سود صنعتی تبدیل شود که خود آنها مستقیم در آن ذینفع هستند.

تنها در حالتیکه من امروز در این شرایط بتوانم ۸۰۸ را با جذب سرمایه سود ده نگه دارم میتوانم امیدوار به افزایش سرمایه گذاری بعدی خود در ۸۰۸ باشم چراکه این امر منجر به افزایش ثروت همکاران من در صنعت ساختمان به صورت مستقیم و غیر مستقیم میشود که به طبع آن افزایش درآمد بعدی من را هم از همین صنعت تضمین خواهد کرد.

چنانچه مایل به دریافت اطلاعات بیشتر در این خصوص هستید میتوانیم از طریق آیدی تلگرامی مستقیم من به نشانی @mojtaba808 با هم در ارتباط باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا