در توسعه شهری و تاثیر آن بر بناهای تاریخی نخستین نکتهای که باید در نظر گرفت این است که آیا واقعا بناهای تاریخی حق موجودیت در شهرهای ما را دارند یا خیر؟ همانطور که بارها اشاره کردهام، بناهای تاریخی دارای ارزش بسیار هستند، مثل پدران و مادران و بزرگترهای ما که افراد با ارزش زندگی ما هستند.

این بناها ممکن است در برخی موارد کارایی چندان زیاد عملی هم نداشته باشند
اما در عین حال ارزشهای فوقالعادهای دارند. گاهی لازم است مبالغ زیادی برای
سلامتی و نگهداری و صرفا حضور آنها هزینه کنیم. ما از آنها توقع نداریم که کاری
انجام دهند، بلکه درخواستمان این است که باشند و سلسله وجودی ما را تبیین کنند،
که ما چه گذشتهای داریم، کیفیت زندگی ما چگونه بوده و ما چه خاطراتی از گذشته
داریم. همانطور که پدربزرگ و مادربزرگ ما در خانوادههای ما چنین نقشی در تبیین
هویت ما دارند، بناهای تاریخی ما هم چنین جایگاهی دارند و باید از پرستاری ویژهای
برخوردار باشند.
این پرستاری جهات متعددی دارد. بخشی از این پرستاری در تعیین حرایم تعریف
شده است. برای بناهایی که فرصت ثبت شدنشان در فهرست ملی یا جهانی فراهم شده است،
حریمی تعیین شده است. این حریم جنبههای مختلفی دارد، یکی از حرایم مرسوم حریم
بصری است. به این معنا که بگوییم اگر یک بنای تاریخی مورد احترام قرار بگیرد و
مورد توجه جامعه باشد، طبیعی است که در اطراف آن، نباید بناهای بلند مرتبه و
بناهایی که از نظر کیفیت ساخت ارتباطی به معماری بنای تاریخی ندارند، ساخته شوند.
حریم فیزیکی نوع دیگر از حرایم است، به این معنی که در اطراف این
بناها در محدوده مشخصی عملیاتی نباید انجام شود که آنها را به خطر بیندازد. بنابراین تا یک محدوده مشخصی در زمان صدور مجوز عملیات عمرانی مثل حفر
تونل، گودبرداریهای عمیق یا اجرای پروژههای سنگین که ممکن است به نحوی به
بناهای تاریخی آسیب برساند، باید با دقت مورد مطالعه قرار گیرد.
اصل مهمی که در تهران و سایر شهرها رعایت نمیشود، این است که آیا
جامعه ما اعم از دولت، قوه قضاییه و قوه مقننه متوجه ارزش این آثار هستند و آنها را
محترم میشمارند؟ اگر این اصل مورد توجه نباشد طبیعی است که توقع زیادی نمیتوان
داشت و همین اتفاقاتی میافتد که شاهد آن هستیم. اما اگر ضرورت وجود و بقای این
آثار احساس شود، و به عنوان امری که موجب تداوم فرهنگی و هویت ما است و به سابقه
فرهنگی و تمدنی ما اشاره دارد، باید این آثار با تدابیری مورد حفاظت قرار گیرند.
در این مراقبتها باید جهات متنوعی که ممکن است باعث آسیب شود را در
نظر گرفت. ممکن است در مواردی نفوذ آب زیر ساختمانها موجب نشست و تخریب آنها شود،
ممکن است نوع خاصی از حفاری با نوعی از ماشینآلات انجام شود که تزلزلی ایجاد کند
و باعث آسیب دیدن ارکان بنا شود. گاهی هم ممکن است عملکردهایی را که در فضاهای
اطراف بنا ایجاد میکنیم به گونهای باشد که در شان بنای تاریخی نباشد. فرض کنید
در کنار یک بنای تاریخی متشخص، مراکز تجاری پر رفتوآمد و شلوغ و پرسروصدایی احداث
کنیم و توجهی به اهمیت و ارزش بنای تاریخی موجود در آن محدوده نداشته باشیم.
اینها مسائلی است که امروز در دنیا به دقت مورد توجه قرار میگیرد و جوامع
از حیثیت تاریخی و فرهنگی خود با همین احترام گذاشتن به آثار تاریخیشان دفاع میکنند.
اما این موارد متاسفانه در کشور ما کمتر مورد مداقه قرار میگیرد. لذا ممکن است در
مورد صاحبقرانیه و اطلس مال هم بگویند ساختمانی که ما احداث کردهایم در حریم درجه
یک و دو صاحبقرانیه نیست، بنابراین مشکلی ایجاد نمیکند. ممکن است این درست باشد
اما این پروژه ممکن است به لحاظ عملکرد ساختمانی که در نزدیکی این بنای با ارزش
ساخته میشود، از نقطه نظر ترافیکی و کیفیت اجتماعی لطمه بزند.
این روش، اصولی نیست که با ایجاد عملکردهای جدید، صورت تاریخی و
بااصالت یک بنای تاریخی را از بین ببریم. لذا معتقدم اصل اولیهای که به آن
اشاره شد باید رعایت شود و اگر این اصل رعایت شود به تبع آن نکات دیگر هم مورد توجه
قرار خواهد گرفت.
بهطور مثال شهرداری وقتی مجوز ساخت در نزدیکی یک بنای تاریخی را صادر
میکند، باید کارشناسان فنی آن به این نکته دقت کنند که آیا نحوه ساخت و ساز از
نقطه نظر فنی و اجتماعی مشکلی ایجاد میکند یا نه؟ آیا اطراف این بنای با ارزش
تاریخی ترافیک زیادی ایجاد میکند یا نه؟ تمام این جوانب باید رعایت شود تا ما
بتوانیم احترام لازم را برای بنای باارزشی که میخواهیم در اختیار داشته باشیم،
قایل شویم.

