سازندگان و پروژه‌ها
موضوعات داغ
مهدی زرقانی | توسعه‌گر املاک و مستغلات

از ساخت ساختمان تا خلق ارزش؛ توسعه‌گر چگونه زمین و سرمایه را به یک دارایی ارزشمند تبدیل می‌کند؟

مهدی زرقانی، توسعه‌گر املاک و مستغلات در یادداشتی به تحلبل نقش توسعه گر در خلق ارزش افزوده بر ساختمان پرداخت.

در صنعت ساختمان ایران سال‌هاست موفقیت پروژه‌ها را با چند شاخص آشنا می‌سنجیم: چند مترمربع ساخته‌ایم؟ چند واحد فروخته‌ایم؟ قیمت هر مترمربع چقدر بوده و پروژه در نهایت چه میزان سود ایجاد کرده است؟

همه این شاخص‌ها مهم‌اند؛ اما شاید سؤال بنیادی‌تری وجود داشته باشد:

از زمین و سرمایه‌ای که در اختیار داشته‌ایم، چه میزان «ارزش واقعی» خلق کرده‌ایم؟

این سؤال، نقطه آغاز تفاوت میان صرفاً Construction (ساخت‌وساز) و Real Estate Development (توسعه املاک و مستغلات) است.

توسعه‌گری از جایی آغاز می‌شود که زمین را فقط متراژ، سرمایه را فقط پول و ساختمان را فقط مجموعه‌ای از واحدهای قابل فروش نبینیم؛ بلکه تلاش کنیم این عناصر را در یک مدل واحد به یک دارایی ارزشمند تبدیل کنیم.

ساخت بیشتر، الزاماً به معنای خلق ارزش بیشتر نیست

در رویکرد سنتی، پس از انتخاب زمین معمولاً تلاش می‌شود ظرفیت ساخت آن مشخص شود، طراحی انجام گیرد، مجوزها اخذ شوند و عملیات اجرایی آغاز شود.

یکی از نخستین پرسش‌ها نیز این است:

«در این زمین چند متر می‌توان ساخت؟»

اما توسعه‌گر باید پیش از آن سؤال دیگری مطرح کند:

«بهترین محصولی که می‌توان از این زمین، این سرمایه و در این بازار خلق کرد چیست؟»

تفاوت میان این دو پرسش، تفاوت میان نگاه صرفاً ساختمانی و نگاه توسعه‌ای است.

دو زمین با موقعیت مشابه، سطح ساخت نزدیک و حتی سرمایه‌گذاری تقریباً برابر می‌توانند در پایان ارزش اقتصادی کاملاً متفاوتی ایجاد کنند.

زیرا ارزش پروژه فقط محصول تعداد مترمربع نیست.

موقعیت، دسترسی، شناخت مخاطب، معماری، ترکیب واحدها، کیفیت اجرا، خدمات، مشاعات، برند، مدل فروش، بهره‌برداری و ساختار مالی همگی در ارزش نهایی پروژه نقش دارند.

به بیان دیگر، هر زمین دارای Development Potential (ظرفیت توسعه) است و وظیفه توسعه‌گر، کشف و بالفعل‌کردن این ظرفیت است.

توسعه‌گر فقط سازنده نیست

یکی از موضوعاتی که در صنعت ساختمان ایران نیازمند تعریف روشن‌تری است، تفاوت میان سازنده و توسعه‌گر است.

Builder (سازنده) عمدتاً مسئول فرآیند ساخت است.

اما Developer (توسعه‌گر) باید زنجیره بزرگ‌تری را مدیریت و هماهنگ کند:

زمین + سرمایه + بازار + محصول + طراحی + مجوز + ساخت + برند + فروش + بهره‌برداری

بنابراین توسعه‌گر الزاماً مالک تمام زمین، تأمین‌کننده تمام سرمایه یا حتی مجری مستقیم تمام عملیات ساخت نیست.

نقش اصلی او، معماری فرآیند خلق ارزش است.

او باید بتواند ظرفیت یک دارایی را تشخیص دهد، بازار مناسب آن را بشناسد، محصول درست را تعریف کند، مدل اقتصادی پروژه را طراحی کند و عناصر لازم برای تحقق آن را کنار یکدیگر قرار دهد.

ساختمان باید به «محصول ملکی» تبدیل شود

خریدار صرفاً مترمربع خریداری نمی‌کند.

او مجموعه‌ای از ویژگی‌ها را خریداری و تجربه می‌کند: کیفیت معماری، نور و دید، دسترسی، کیفیت ساخت، امکانات، خدمات، مشاعات، برند پروژه و حتی کیفیت مدیریت و بهره‌برداری پس از تحویل.

مجموع این عناصر یک Real Estate Product (محصول ملکی) را شکل می‌دهد.

هرچه بازار رقابتی‌تر شود و قدرت انتخاب مشتری افزایش پیدا کند، تمایز میان پروژه‌ها نیز بیشتر از همین عوامل شکل خواهد گرفت.

در چنین شرایطی، مزیت رقابتی الزاماً «متراژ بیشتر» نیست؛ بلکه می‌تواند محصول بهتر و ارزشمندتر باشد.

اما اینجا یک عامل تعیین‌کننده دیگر وارد معادله می‌شود:

سرمایه.

پروژه خوب بدون معماری مالی خوب، ممکن است هرگز پروژه خوبی نشود

ممکن است زمین مناسب باشد، طراحی جذاب باشد و حتی بازار مناسبی برای محصول وجود داشته باشد؛ اما اگر ساختار مالی پروژه درست طراحی نشده باشد، افزایش هزینه‌ها، طولانی‌شدن دوره ساخت یا کمبود نقدینگی می‌تواند اقتصاد کل پروژه را تغییر دهد.

در بسیاری از پروژه‌ها، تأمین مالی زمانی به مسئله اصلی تبدیل می‌شود که پروژه وارد اجرا شده است:

«برای ادامه پروژه پول را از کجا تأمین کنیم؟»

اما در توسعه‌گری حرفه‌ای، Financing (تأمین مالی) نباید یک اقدام اضطراری در میانه مسیر باشد.

همان‌طور که معماری ساختمان طراحی می‌شود، Capital Structure (ساختار سرمایه) پروژه نیز باید از ابتدا طراحی شود.

توسعه‌گر باید بداند چه میزان سرمایه مورد نیاز است، منابع در چه زمان‌هایی باید وارد شوند، هزینه سرمایه چقدر است، جریان نقدی چگونه شکل می‌گیرد، سرمایه‌گذار چگونه وارد می‌شود و مسیر بازگشت یا خروج سرمایه او چیست.

زمین و سرمایه باید به یکدیگر متصل شوند

در بازار املاک ایران، از یک سو مالکانی وجود دارند که زمین، ساختمان یا مجموعه‌ای از دارایی‌های ملکی ارزشمند در اختیار دارند، اما ممکن است بهترین Development Scenario (سناریوی توسعه) آنها هنوز شناسایی نشده باشد.

از سوی دیگر، صاحبان سرمایه‌ای وجود دارند که علاقه‌مند به بازار املاک‌اند، اما الزاماً نمی‌خواهند مستقیماً وارد پیچیدگی‌های شناسایی زمین، طراحی، مجوز، ساخت، فروش و بهره‌برداری شوند.

در سوی سوم نیز متخصصان، طراحان، پیمانکاران، مدیران پروژه و شبکه فروش قرار دارند.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای توسعه‌گر، متصل‌کردن حرفه‌ای این ظرفیت‌ها به یکدیگر است:

زمین + سرمایه + تخصص + بازار → خلق ارزش

در چنین مدلی، توسعه‌گر به‌جای آنکه الزاماً تمام منابع را در مالکیت خود داشته باشد، ساختاری ایجاد می‌کند که منافع مالک، سرمایه‌گذار، توسعه‌گر و پروژه تا حد امکان هم‌راستا شوند.

از «چقدر پول لازم داریم؟» به «بهترین ساختار سرمایه چیست؟»

این تغییر نگاه در حوزه تأمین مالی نیز ضروری است.

پرسش سنتی این است:

«برای ساخت پروژه چقدر پول لازم داریم؟»

اما پرسش حرفه‌ای‌تر این است:

«بهینه‌ترین ساختار سرمایه برای توسعه این پروژه چیست؟»

اینجا مفهوم Capital Stack (چیدمان سرمایه) مطرح می‌شود.

ارزش زمین مالک، آورده توسعه‌گر، سرمایه شرکا، منابع سرمایه‌گذاران، تسهیلات، پیش‌فروش و سایر ابزارهای مالی می‌توانند ــ متناسب با ماهیت پروژه ــ اجزای مختلف ساختار سرمایه باشند.

هدف، استفاده حداکثری از بدهی یا جذب بیشترین میزان سرمایه نیست؛ هدف، پیدا کردن ترکیب مناسب سرمایه، ریسک، زمان و بازده است.

حتی سرمایه شخصی هم رایگان نیست

یکی دیگر از موضوعاتی که در ارزیابی پروژه باید جدی گرفته شود، Cost of Capital (هزینه سرمایه) است.

حتی اگر تمام منابع پروژه متعلق به خود سرمایه‌گذار باشد، آن سرمایه دارای Opportunity Cost (هزینه فرصت) است.

بنابراین صرفاً نباید پرسید:

«این پروژه در پایان چقدر سود می‌دهد؟»

بلکه باید پرسید:

این سود در چه مدت، با چه میزان سرمایه درگیر و با پذیرش چه سطحی از ریسک ایجاد می‌شود؟

به همین دلیل شاخص‌هایی مانند Development IRR (نرخ بازده داخلی توسعه پروژه) در تصمیم‌گیری اهمیت پیدا می‌کنند.

همچنین پروژه باید تحت Scenario Analysis (تحلیل سناریو) قرار گیرد.

اگر فروش دیرتر اتفاق افتاد چه می‌شود؟
اگر هزینه ساخت افزایش پیدا کرد چه؟
اگر مجوز طولانی‌تر شد چه؟
اگر سرمایه مورد نیاز دیرتر وارد پروژه شد چه؟

پروژه‌ای که تنها در بهترین شرایط اقتصادی جذاب است، الزاماً پروژه توسعه‌ای مناسبی نیست.

تأمین مالی توسعه باید متنوع‌تر شود

تأمین مالی پروژه‌های ساختمانی نیز نباید صرفاً در دوگانه «سرمایه شخصی یا وام بانکی» محدود بماند.

بسته به نوع، اندازه و ساختار پروژه می‌توان ظرفیت مدل‌هایی مانند Joint Venture (مشارکت) میان مالک، توسعه‌گر و سرمایه‌گذار، تشکیل SPV – Special Purpose Vehicle (شرکت پروژه/شرکت با هدف خاص)، پیش‌فروش در چارچوب قانونی، ورود سرمایه‌گذاران خصوصی و نهادی و ظرفیت ابزارهای بازار سرمایه را بررسی کرد.

در کنار آنها، ابزارهایی مانند صندوق‌های زمین و ساختمان، صندوق‌های املاک و مستغلات REIT – Real Estate Investment Trust و برخی سازوکارهای Crowdfunding (تأمین مالی جمعی) نیز بخشی از مسیر توسعه ابزارهای مالی این صنعت هستند.

البته استفاده از هر ابزار باید براساس نوع پروژه، مقررات جاری، امکان اجرایی، هزینه سرمایه و منافع طرفین ارزیابی شود.

مسئله اصلی استفاده از پیچیده‌ترین یا جدیدترین ابزار مالی نیست.

مسئله، طراحی مدل مالی مناسب برای همان پروژه است.

شاید مسئله فقط کمبود زمین یا سرمایه نباشد

در کشور ما زمین‌های ارزشمندی وجود دارند که هنوز بهترین سناریوی توسعه آنها پیدا نشده است.

هم‌زمان، سرمایه‌هایی وجود دارند که به دنبال فرصت‌های مناسب، شفاف و حرفه‌ای برای حضور در بازار املاک هستند.

دانش فنی، معماری، توان اجرایی و ظرفیت بازار نیز وجود دارد.

بنابراین در بخشی از صنعت ساختمان شاید مسئله فقط «کمبود سرمایه» یا «کمبود زمین» نباشد؛ بلکه نبود ساختارهایی باشد که بتوانند زمین مناسب، سرمایه مناسب، تخصص و بازار را به‌درستی به یکدیگر متصل کنند.

اینجاست که نقش توسعه‌گر پررنگ می‌شود.

توسعه‌گر باید بتواند پیش از کلنگ‌زنی اقتصاد پروژه را بشناسد، پیش از طراحی بازار و مخاطب را بشناسد، پیش از جذب سرمایه مدل خلق ارزش را مشخص کند و پیش از ورود شرکا، ساختار منافع و سرمایه پروژه را طراحی کند.

از ساخت‌وساز به توسعه دارایی

شاید گام بعدی صنعت ساختمان ایران، صرفاً «ساخت بیشتر» نباشد.

گام بعدی می‌تواند حرکت از ساخت ساختمان به سمت توسعه دارایی باشد.

در این نگاه، سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که:

«چند متر می‌توان ساخت؟»

بلکه مجموعه‌ای از سؤالات مطرح می‌شود:

بهترین استفاده از این دارایی چیست؟
محصول مناسب این بازار چیست؟
بهترین ساختار سرمایه برای آن کدام است؟
و چگونه می‌توان منافع مالک، سرمایه‌گذار، مصرف‌کننده و توسعه‌گر را در یک پروژه پایدار هم‌راستا کرد؟

پاسخ حرفه‌ای به همین سؤالات است که می‌تواند یک قطعه زمین را به یک پروژه و یک پروژه را به یک دارایی ارزشمند تبدیل کند.

در نهایت، توسعه‌گری را شاید بتوان در یک مأموریت خلاصه کرد: اتصال زمین، سرمایه، تخصص و بازار برای خلق ارزش.

زیرا توسعه‌گر فقط بنا نمی‌سازد؛ ارزش می‌سازد و برای ساختن ارزش، فقط ساختمان را طراحی نمی‌کند؛ ساختار سرمایه را نیز طراحی می‌کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا