شهاب علیدوست | معمار
چگونه میتوان اثر تودههای ساختمانی در شمال را با طراحی کاهش داد؟

شهاب علیدوست، معمار، در ارائه خود دو بستر اصلی ساخت در شمال ـ ساحل و جنگل ـ را بررسی کرد و از استراتژیهای تودهگذاری، نفوذپذیری، جریان هوا، منظر و پیوند فرم ساختمان با عوارض طبیعی سخن گفت.
به گزارش صما، شهاب علیدوست در آغاز ارائه خود گفت تمرکز فزاینده ساختوساز در شمال کشور، معماران و توسعهگران را با مسئلهای جدی روبهرو کرده است: شکلگیری تودههای بزرگ ساختمانی در بستری که ارزش اصلی آن طبیعت، منظر، اقلیم و کیفیت محیطی است. از نگاه او، هر پروژه نتیجه تعامل ضوابط بالادستی، سرمایهگذار و معمار است و مسئولیت حرفهای معمار آن است که در این میان، اثر منفی توده ساختمانی بر محیط را تا حد امکان کاهش دهد.
علیدوست توضیح داد معماری پایدار یک بخش فنی و یک بخش طراحی دارد. مدیریت منابع انرژی و آب، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، انتخاب سیستمهای مناسب و توجه به ساخت و بهرهبرداری در بخش فنی قرار میگیرند؛ اما وظیفه طراحی آن است که از همان مرحله شکلگیری ایده، فرم و سازمان فضایی پروژه را با نیروهای محیطی هماهنگ کند.
وی دو تیپ اصلی زمین در شمال را از یکدیگر تفکیک کرد: پلاکهای مجاور ساحل و پلاکهای مجاور جنگل و کوه. به گفته او، هر یک از این دو بستر منطق متفاوتی دارند و نمیتوان با یک نسخه واحد برای هر دو طراحی کرد. در ساحل، خط افق دریا، جلگه، نسیم و امتداد افقی منظر نقش اصلی را دارند؛ در حالی که در مناطق کوهپایهای و جنگلی، خط آسمان نامنظم، توپوگرافی و ارتباط حجم با شیب و پوشش طبیعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
علیدوست برای پروژههای ساحلی سه راهبرد اصلی را تشریح کرد: تودهگذاری، ایجاد تخلخل و نفوذپذیری و در نهایت رسیدن به فرم و نما. او گفت کشیدگی توده میتواند سهم بیشتری از واحدها را از دید و منظر برخوردار کند و عبور جریان طبیعی هوا را بهبود دهد. در مقیاس بزرگ نیز ساختمان نباید به یک سد اکولوژیک تبدیل شود و باید امکان عبور نسیم و پیوستگی جریان طبیعی را حفظ کند.
او افزود در مقیاس پلان نیز میتوان با ایجاد فضاهای باز، شکافها و سازماندهی مناسب، نفوذپذیری را تقویت کرد. در فرم و نما، استفاده از خطوط افقی میتواند اثر بصری ارتفاع و سنگینی حجم را کاهش دهد و سطوح و شکستهای مناسب نیز به هماهنگی بیشتر ساختمان با جریانهای طبیعی کمک کند.
علیدوست در ادامه پروژه اسکایگاردن در سرخرود را بهعنوان نمونه این رویکرد معرفی کرد. او توضیح داد سایت پروژه در نزدیکی دریا و در بافتی با ساختمانهای عمدتاً کوتاه و ویلایی قرار دارد. مسئله اصلی این بود که چگونه میتوان از تبدیل پروژه به چند برج عمودی مستقل فاصله گرفت و حجم متفاوتی ساخت که در مقیاس سایت، خوانش افقیتری داشته باشد.
به گفته او، بخشی از ایده پروژه از این تصور شکل گرفت که قسمتی از زمینِ اشغالشده در سطح، بهصورت نمادین به خط آسمان منتقل شود. در نتیجه، سه توده پروژه بهجای آنکه به شکل برجهای منفک عمل کنند، با یک خط افقی به یکدیگر پیوند خوردهاند و بخشی از فضای سبز از دسترفته در سطح زمین، در بام و تراسها بازتعریف شده است.
وی افزود توده کشیده پروژه به سه بخش تقسیم شده و واحدهای کوچکتر در طبقات پایین به نحوی سازمان یافتهاند که دسترسی به دید دریا حفظ شود. در مقیاس پلان نیز جریان هوا و کیفیت فضاهای باز مورد توجه قرار گرفته و روفگاردن بهعنوان بخشی از فضای جمعی ساکنان در طرح دیده شده است.
علیدوست سپس به پروژه دامان در منطقه چلک، در مجاورت جنگل و کوه، اشاره کرد و گفت منطق طراحی در این پروژه متفاوت است. در اینجا هدف آن بوده که ساختمان مانند یک دیوار ممتد، دید کوه و جنگل را مسدود نکند. به همین دلیل، حجم خطی به دو بخش شکسته شده، خط آسمان پروژه از حالت یکنواخت خارج شده و با ایجاد برشها و گشایشها، ارتباط بصری با منظر پشت پروژه تقویت شده است.
این معمار تأکید کرد هدف چنین مداخلاتی حذف ساختوساز نیست، بلکه کاهش تحکم ساختمان بر بستر طبیعی و تبدیل فرم معماری به پاسخی مشخص برای جغرافیا و اقلیم است. از نگاه او، پروژه شمالی باید نتیجه مطالعه همان زمین و همان منظر باشد، نه تکرار فرمی که در جغرافیای دیگری موفق بوده است.
تنظیم و ویرایش: تحریریه مجله ساختمان – مجتمع رسانهای ساختمان صما




