مسعود برمایون | توسعهگر و مدیرعامل شرکت آماک
از ویلای سنتی تا «مقصد زندگی»؛ روایت شکلگیری نگاه جدید آماک در شمال

مسعود برمایون، توسعهگر و مدیرعامل آماک، با روایت مسیر شخصی و حرفهای خود در شمال، از تغییر نیازهای سکونتی، افزایش هزینه نگهداری ویلا، گسترش مدلهای خدماتمحور و ایده تبدیل پروژه ساحلی به مقصدی برای زندگی، اقامت و بهرهبرداری سخن گفت.
به گزارش صما، مسعود برمایون سخنان خود را با یک خاطره شخصی آغاز کرد؛ خاطره سفرهای کودکی از جاده چالوس. او گفت در چهار یا پنجسالگی، پیچهای جاده چالوس، عظمت کوهها، صدای رودخانه و جنگل برایش تجربهای فراموشنشدنی بود و همین علاقه به شمال، سالها بعد به بخشی از مسیر حرفهای او در حوزه توسعه پروژه تبدیل شد.
برمایون توضیح داد در دورهای که ویلاسازی در شمال رونق زیادی داشت، همراه با تعدادی از همکاران خود پروژه شهرک ویلایی مارویلا را در کلارآباد آغاز کرد؛ پروژهای با حدود ۵۰ هزار مترمربع زمین و تمرکز بر ویلاهای لوکس. با این حال، تجربه بهرهبرداری نشان داد الگوی تقاضا در حال تغییر است: هزینه نگهداری ویلا بالا رفته بود، امنیت خانههایی که بخش زیادی از سال خالی میماندند به دغدغه تبدیل شده بود و افزایش ساختوساز بخشی از حریم خصوصی ویلاها را کاهش میداد.
وی افزود در همان دوره، آپارتمانسازی در شمال نیز با سرعت گسترش یافت، اما بسیاری از پروژهها از نظر تجربه زندگی تفاوت جدی با آپارتمانهای تهران یا دیگر شهرها نداشتند. به گفته او، «ممکن بود دریا پشت پنجره باشد، اما خود خانه هنوز حس زندگی در شمال را منتقل نکند.» از همینجا پرسش اصلی شکل گرفت: آیا میتوان امنیت و خدمات آپارتمان را با حریم خصوصی، باغ، طبیعت و حس زندگی ویلایی ترکیب کرد؟
مدیرعامل آماک گفت پاسخ به این پرسش، تیم او را به سمت تعریف ساختمانهایی با امنیت بیشتر، خدمات هتلینگ شبانهروزی، تفریحات آبی، روفگاردن، فضاهای مرتبط با سلامت جسمی و روحی و امکانات مناسب برای خانوادهها سوق داد. او برج مارو در خط ساحلی محمودآباد را یکی از نخستین تجربههای جدی این مسیر دانست؛ پروژهای که هدف آن تنها ساخت یک برج نبود، بلکه آزمودن کیفیت تازهای از زندگی در شمال بود.
برمایون سپس به پروژه ساحلی سرخرود اشاره کرد و گفت پیشنهاد ورود به زمینی حدود ۶۲ هزار مترمربع با نزدیک به ۱۴۰ هزار مترمربع پروانه موجود، نگاه تیم را از «ساخت یک ساختمان» به «خلق یک مقصد» تغییر داد. در ادامه، با مشارکت رامین گوران، حمیدرضا معماریان، محمد مرتضوی، آرش سادات و دیگر اعضای تیم، برند آماک در قالب شرکت ستیا توسعه یکتا شکل گرفت. او تأکید کرد تجربه اعضای هیئتمدیره در پروژههای بزرگ، مبنای حرکت به سمت مدلی متفاوت از قواعد رایج بازار شد.
به گفته برمایون، در آماک پرسش اصلی این نبود که «چه چیزی میسازیم»، بلکه این بود که «انسان در چیزی که میسازیم چگونه زندگی میکند و چه حسی را تجربه میکند.» او توضیح داد نام آماک برای تیم پروژه یادآور شکوه و ماندگاری است؛ نه شکوه به معنای تجمل صرف، بلکه در معماری، طبیعت، آرامش، حریم خصوصی، خدمات و کیفیت تجربه زندگی. بر همین اساس، شعار «آماک؛ یک مقصد باشکوه و ماندگار» برای برند انتخاب شد.
او گفت یکی از تصمیمهای اولیه، برگزاری مسابقه معماری و انتخاب طرح شهاب علیدوست بود. چالش اصلی این بود که آیا میتوان حس ویلا و باغ را به یک پروژه بلندمرتبه منتقل کرد. ایده «بردن باغ به ارتفاع» به شکلگیری اسکایگاردن انجامید؛ مجموعهای با بیش از ۱۰ هزار مترمربع روفگاردن و تراسگاردن در طبقات مختلف که قرار است فضای سبز را از سطح زمین به ارتفاع منتقل کند.
برمایون تأکید کرد تعداد و متراژ امکانات بهخودیخود هدف نیست و امکانات باید ابزار ساخت تجربه باشند. از نگاه او، پروژه باید بهاندازهای کامل باشد که خودِ اقامت در آن بخشی از تجربه سفر شود؛ بهگونهای که ساکن برای استفاده از خدمات و تفریح، الزاماً ناچار به خروج روزانه از مجموعه نباشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مدل بهرهبرداری از واحدها پرداخت و گفت در صورت تمایل مالکان، میتوان از الگوهای کاندومینیومهتل و اجاره مدیریتشده استفاده کرد؛ مدلی که به مالک اجازه میدهد هنگام حضور از امکانات پروژه بهره ببرد و در دوره عدم حضور، دارایی او امکان تولید درآمد داشته باشد. او این نگاه را بخشی از تعریف تازهای از مالکیت دانست و گفت: «ملک باید یک سرمایه ارزشمند، پویا و زنده باشد.»
برمایون در پایان گفت هدف آماک ساخت مقصدی است که ارتباط عاطفی مخاطب با آن حفظ شود؛ جایی که فرد پس از ترک آن، میل بازگشت داشته باشد؛ همان حسی که خود او از سفرهای کودکی در جاده چالوس به یاد دارد.




