مسکن و ساختمانمعماری
موضوعات داغ
مستندی که یک آرمان‌شهر مسکونی را واکاوی می‌کند

بازگشت به آلترلا؛ وعده اتوپیایی زندگی اشتراکی در وین

نکات مهم
  • مستند «۲۷ طبقه» به کارگردانی بیانکا گلایسینگر، پروژه عظیم مسکن عمومی آلترلا در وین را بررسی می‌کند.
  • مجتمع آلترلا با بیش از ۳۰۰۰ واحد، نمونه‌ای موفق از تحقق آرمان‌شهر مسکن مقرون‌به‌صرفه از دهه ۱۹۷۰ است.
  • کارگردان با بازگشت به خانه کودکی خود، خاطرات شخصی را با وعده‌های زندگی اشتراکی پیوند می‌زند.
  • جمعیت سالخورده ساکنان، کلاب‌های اجتماعی پرشماری را زنده نگه داشته‌اند، اما شکاف نسلی در استفاده از این امکانات مشهود است.
  • ساختار مالکیت خیریه‌ای و سهامی ساکنان، به آن‌ها قدرت تصمیم‌گیری و حفظ پایداری جامعه را داده است.

درون مسکن عمومی وین با مستند «۲۷ طبقه»

آلترلا (Alterlaa) در وین اغلب یکی از موفق‌ترین پروژه‌های مسکن عمومی قرن گذشته در نظر گرفته می‌شود. این مجموعه از آپارتمان‌های سر به فلک کشیده که در دهه ۱۹۷۰ ساخته شده و به شکل هرم‌هایی با شیب ملایم طراحی شده‌اند، نوعی شهر درون شهر است که ایده‌ای زمانی آرمان‌شهری از مسکن مقرون‌به‌صرفه را محقق ساخت؛ جایی که ساکنان می‌توانند شنا کنند، خرید کنند، به مدرسه بروند، زندگی کنند و به آنچه بسیاری به عنوان آرمان فایده‌گرایانه می‌شناسند، یعنی «بیشترین شادی برای بیشترین تعداد مردم» دست یابند. بیانکا گلایسینگر (Bianca Gleissinger)، کارگردان، در مستند خود به نام «۲۷ طبقه» (۲۷ Storeys) به خانه دوران کودکی‌اش در آلترلا بازمی‌گردد تا زوایا و خفایا، خاطرات و زیرساخت‌های آن را بکاود و دریابد چه چیزی این معجزه شهری را به واقعیت تبدیل کرده است.

بازگشت کارگردان به دوران کودکی

کاوش او در این مجتمع مسکونی که توسط معمار هری گلوک (Harry Glück) طراحی شده و بیش از ۳۰۰۰ واحد را در خود جای داده، عمدتاً با فیلم‌های آرشیوی از گلایسینگر و خانواده‌اش که در یکی از همین واحدها زندگی می‌کردند، آغاز می‌شود. در این تصاویر دانه‌دانه از دهه‌های گذشته، خانواده‌ای جوان را می‌بینیم که در حال غذا خوردن، بازی کردن و لذت بردن از وعده‌های این ساختمان هستند. کارگردان با نگاه به گذشته خود، به تمام نسخه‌هایی از خودش که قرار بود به آن‌ها تبدیل شود می‌اندیشد. همان‌طور که از استخرها، کلاب‌ها، آپارتمان‌ها و امکانات رفاهی عبور می‌کند، درمی‌یابد که این وعده‌های یک زندگی خوب که در کودکی به او داده شده بود، تفاوت چندانی با آنچه آلترلا به ساکنانش وعده می‌دهد ندارد.

ملاقات با ساکنان در «۲۷ طبقه»

گلایسینگر برای ساخت «۲۷ طبقه» از قالب مستند معمول پیروی می‌کند؛ او دوربین را به محل تحقیق می‌آورد و با دقت مصاحبه‌ها، نماهای بی‌رول و برداشت‌های سراسرنما را ترتیب می‌دهد تا به بیننده ایده‌ای از زندگی در آلترلا بدهد. با این حال، آنچه تصاویر او را متمایز می‌کند، نماهای طولانی‌ای است که با پیش‌پاافتادگی خود تقریباً بیننده را خسته می‌کنند: یک لابی آسانسور، کاغذدیواری، زنی که در ایستگاه سوار شدن در پارکینگ زیرزمینی منتظر است. در این صحنه‌های آهسته در میان ساختمان‌ها، او به بیننده این حس را القا می‌کند که گویی خودش دهه‌هاست در این ساختمان زندگی می‌کند، درست مانند بسیاری از ساکنانش.

دهه‌ها زندگی در آلترلا

گلایسینگر کار را با بردن ما به خانه‌های برخی از قدیمی‌ترین ساکنان آلترلا آغاز می‌کند. او به آپارتمان مردی به نام پیتر می‌رود که از زمان افتتاح ساختمان در دهه هفتاد در آن زندگی کرده و خانه‌اش، به‌درستی، یادگاری زیبایی‌شناختی از همان دهه است. یک گوشک دنج برای صرف صبحانه با چوب لمینت تیره وجود دارد که او آن را در فضا ساخته و با ماکتی از یک کشتی قدیمی تزئین کرده است. پوشش دیوارها ترکیبی از الگوهای بزرگ یادآور اواسط قرن بیستم است. گلایسینگر و پیتر با هم روی کاناپه‌ای می‌نشینند و دوربین آن‌ها را در حال تماشای فیلم‌هایی که پیتر برای دهه‌ها جمع‌آوری کرده، نشان می‌دهد. ما که بر روی نگاتیو آنالوگ ضبط شده‌اند، ساکن و همسرش را می‌بینیم که به آلترلایی نگاه می‌کنند که هنوز در حال ساخت است. آن‌ها از اهرام در حالی که نیمه‌کاره بر روی زمینی بایر ایستاده‌اند بازدید می‌کنند. او در صحبت از زندگی شگفت‌انگیزی که در این ساختمان داشته، درباره خانه‌اش می‌گوید: «من فقط وقتی واقعاً اینجا را ترک می‌کنم که مُرده باشم. نه به اختیار خودم.»

نقدی بر جمعیت سالخورده آلترلا

همان‌طور که گلایسینگر ما را از طریق شبکه اجتماعی ساختمان عبور می‌دهد، آشکار می‌شود که جمعیت آلترلا چقدر پیر شده است. یک حس قطعی از آسایش و اجتماع وجود دارد که گاهی با لجاجت و رضایت از وضع موجود برابر دانسته می‌شود. او نقد اغراق‌آمیزی را که علیه این مجتمع به عنوان یکی از موفق‌ترین خانه‌های سالمندان اتریش مطرح می‌شود، پیش می‌کشد. با این وجود، او این موضوع را نه به عنوان یک نقطه ضعف، بلکه به عنوان یکی از وجوه متعدد یک ساختار اجتماعی پیچیده به تصویر می‌کشد.

فراوانی کلاب‌ها، استخرها و فعالیت‌ها

یکی از چیزهایی که جمعیت سالخورده آلترلا آن را زنده و پررونق نگه داشته، فراوانی کلاب‌های اجتماعی آن‌هاست. یک کلاب برای مدل‌سازی، یکی برای بازی با ورق، عکاسی و فیلمبرداری، تمبر، میدان تیر و سفالگری وجود دارد. گلایسینگر حتی به سراغ مجموعه وسیعی از یادگاری‌های هنرمند موسیقی، فردی کوئین (Freddy Quinn) می‌رود که در یک «موزه» نگهداری می‌شود و والدین دوست دوران کودکی‌اش از آن مراقبت می‌کنند. وقتی از ساکنان جوان‌تر در استخرهای معروف روی پشت‌بام آلترلا می‌پرسد که چرا به کلاب‌ها نمی‌پیوندند، آن‌ها می‌گویند که این کلاب‌ها بیشتر برای افراد مسن است. در همین حال، جمعیت مسن‌تر معتقدند که جوانان بیش از حد به فناوری وابسته هستند و تلویحاً می‌گویند که شاید دارند خودشان را منزوی می‌کنند.

معنای آلترلا برای آینده مسکن

در تونل‌ها، سازه‌های پارکینگ، فضاهای سبز، مراکز خرید و سایر امکانات رفاهی که گلایسینگر در «۲۷ طبقه» به تصویر می‌کشد، یک حس واقعی از این که ماشین آلترلا چقدر خوب روغن‌کاری شده وجود دارد. آن‌ها یک هیئت مشورتی مستأجران دارند. آن‌ها یک شرکت هستند، اما شرکتی خیریه که ساکنان در آن سهام دارند، بنابراین قدرت وتو کردن تغییرات در جامعه را دارند. جلسات هیئت مدیره و خبرنامه وجود دارد. با این حال، با تمام شادی که این ساختمان فراهم کرده، گلایسینگر تأمل می‌کند که همه چیز بی‌نقص نیست. گاهی اوقات نحوه پیش‌روی زندگی به زیبایی وعده‌های آینده نیست، اما شاید این تقصیر زیرساخت یا برنامه‌ریزی شهری نباشد، بلکه بخشی اجتناب‌ناپذیر از تجربه انسانی است.

ترجمه و تنظیم: صما

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا