شهر

تاب‌آوری تهران در شرایط جنگی و چالش مدیریت ریسک‌های چندمخاطره شهری

به گزارش صما، کوثر یزدان‌نژاد، رئیس گروه مطالعات فنی و عمرانی مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران، در یادداشتی تخصصی به تحلیل تاب‌آوری کلان‌شهر تهران در شرایط جنگی و چالش‌های مدیریت ریسک‌های چندمخاطره شهری پرداخته است.

جنگ؛ عاملی تشدیدکننده برای ریسک سیستماتیک شهر

در چارچوب ارزیابی ریسک شهری، شرایط جنگی در کلان‌شهری مانند تهران را نمی‌توان به‌عنوان یک مخاطره منفرد در کنار سایر مخاطرات طبیعی یا انسان‌ساز در نظر گرفت. جنگ ماهیتی محرک‌محور دارد و با ایجاد اختلال هم‌زمان و متوالی در زیرساخت‌های حیاتی، سیستم‌های خدمات شهری، شبکه‌های ارتباطی و نظام تصمیم‌گیری، زمینه شکل‌گیری مخاطرات مرکب و آبشاری را فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، حتی مخاطراتی که در وضعیت عادی دارای احتمال یا پیامد محدودتری هستند، می‌توانند به‌واسطه کاهش تاب‌آوری سیستم شهری، به بحران‌های گسترده و غیرقابل کنترل تبدیل شوند. لذا جنگ علاوه بر اینکه سناریوی امنیتی محسوب می‌شود، عاملی تشدیدکننده برای ریسک سیستماتیک شهر است که تحلیل آن مستلزم رویکردی فراتر از چارچوب‌های متعارف مدیریت بحران است.

نارسایی رویکردهای تک‌مخاطره در شرایط پیچیده

ضوابط و سیستم‌های مدیریت بحران شهری موجود عموماً بر پایه نگاه تک‌مخاطره، فرض ثبات عملکرد سیستم و تفکیک نهادی طراحی شده‌اند که در آن یک مخاطره مشخص با دامنه اثر نسبتاً قابل پیش‌بینی رخ می‌دهد و سایر زیرسیستم‌ها قادر به پشتیبانی از فرآیند پاسخ هستند. در حالی که در شرایط جنگی، خود سیستم‌های پاسخ، فرماندهی، ارتباطات و خدمات پایه دچار اختلال می‌شوند و همین امر موجب هم‌پوشانی بحران‌ها و تشدید اثرات متقابل آن‌ها می‌گردد. در نتیجه، اتکا به ضوابط موجود می‌تواند به اتخاذ تصمیماتی منجر شود که ناخواسته ریسک تجمعی شهر را افزایش دهد. رویکردهای تک‌مخاطره در چنین شرایطی توان تحلیل وابستگی‌های عملکردی بین مخاطرات را ندارند و اقدامات کنترلی را بدون توجه به اثر آن‌ها بر سایر حوزه‌ها پیشنهاد می‌دهند.

در شرایط جنگی، این ضعف تحلیلی می‌تواند به تضاد بین اقدامات اضطراری، اتلاف منابع محدود و افزایش آسیب‌پذیری گروه‌های حساس منجر شود. به‌عنوان مثال، تصمیماتی که برای حفاظت از یک زیرساخت خاص اتخاذ می‌شوند، ممکن است ناخواسته باعث تضعیف عملکرد زیرساختی دیگر یا کاهش ظرفیت پاسخ در سطح منطقه‌ای شوند. بنابراین، استمرار نگاه تک‌مخاطره مانعی برای مدیریت اثربخش ریسک در شرایط پیچیده و ناپایدار است. در مقابل، استقرار یک چارچوب ارزیابی ریسک چندمخاطره مبتنی، امکان شناسایی نقاط شکست بحرانی، مسیرهای گسترش بحران و روابط توالی‌محور بین مخاطرات را فراهم می‌سازد. در این چارچوب، تمرکز از برآورد احتمال و شدت مخاطرات به سمت درک رفتار سیستم شهری در شرایط اختلال هم‌زمان و پی‌درپی تغییر می‌کند.

سناریوسازی هدفمند؛ ابزار اصلی تحلیل در شرایط عدم‌قطعیت

با توجه به سطح بالای عدم‌قطعیت در شرایط جنگی، سناریوسازی محدود اما هدفمند باید به‌عنوان ابزار اصلی تحلیل و تصمیم‌سازی مورد استفاده قرار گیرد. هدف از سناریوسازی، تاب‌آوری ضوابط، رویه‌ها و سیستم‌های مدیریت بحران در برابر ترکیب‌های محتمل مخاطرات است. سناریوهایی نظیر وقوع جنگ هم‌زمان با اختلال گسترده انرژی، حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی یا بروز یک مخاطره طبیعی عمده، می‌توانند به‌صورت نظام‌مند برای شناسایی خلأهای نهادی و ناکارآمدی ضوابط موجود مورد استفاده قرار گیرند. خروجی این سناریوها باید به‌طور مستقیم در فرآیند بازنگری ضوابط و برنامه‌های عملیاتی منعکس شود.

پیوند ارزیابی ریسک با اصلاح ضوابط مدیریت بحران

پیوند ارزیابی ریسک چندمخاطره با اصلاح ضوابط مدیریت بحران، یکی از ارکان اساسی این رویکرد است. ارزیابی ریسک نباید به یک گزارش تحلیلی مستقل محدود بماند، بلکه باید مبنای بازتعریف سطوح آمادگی، اولویت‌بندی حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، الزامات هماهنگی بین‌نهادی و سازوکارهای تخصیص منابع قرار گیرد. در شرایط جنگی، ضوابط انعطاف‌پذیر، سناریومحور و قابل انطباق نسبت به مقررات ایستا و از پیش‌تعیین‌شده کارآمدتر هستند و امکان واکنش سریع‌تر و هماهنگ‌تر را فراهم می‌کنند. در این راستا، توسعه یک چارچوب تحلیلی بومی، متناسب با پیچیدگی‌های عملکردی کلان‌شهر تهران و تعمیم نتایج به اصلاح ضوابط، سیستم‌های اطلاعاتی و سازوکارهای تصمیم‌سازی شهری برای تقویت تاب‌آوری تهران در برابر طیف وسیعی از مخاطرات آینده پیشنهاد می‌شود.

منبع
شهرداری تهران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا