مسیرهای شغلی نوین در انتظار استعدادهای دیجیتال
دیجیتالیسازی، پلی برای ورود نسل جوان به صنعت ساختمان

- یک میلیون جوان ۱۶ تا ۲۴ ساله در بریتانیا نه در تحصیل، نه شاغل و نه در دوره کارآموزی هستند.
- صنعت ساختمان مدرن نیازمند نقشهای دیجیتال مانند تحلیلگر داده و مدیر اطلاعات است، نه فقط نیروی یدی.
- پذیرش مدیریتنشده هوش مصنوعی میتواند نقشهای پایه را حذف کرده و نردبان ورود جوانان به بازار کار را از بین ببرد.
- مسیرهای شغلی متنوعی مانند دورههای تی-لول و کارآموزی PlanBEE وجود دارند، اما جوانان و کارفرمایان کمتر از آنها مطلعند.
- طراحی آگاهانه مسیرهای دیجیتال میتواند همزمان بحران مهارت در ساختمان و بحران فرصت برای جوانان را حل کند.
دکتر ملانی رابینسون، مدیر استراتژی در اُکانا و مشاور استراتژیک گروه زنان در بیم، معتقد است نیاز بخش ساختمان به قابلیتهای دیجیتال جدید و نیاز جوانان به مسیرهای شغلی روشن به سوی کار معنادار، نباید بهعنوان چالشهایی جداگانه دیده شوند.
بریتانیا با بحران جوانان روبروست. گزارشهای خبری اخیر حاکی از آن است که یک میلیون جوان ۱۶ تا ۲۴ ساله در این کشور نه در حال تحصیل، نه شاغل و نه در دورههای کارآموزی (NEET) هستند که ۱۳.۵ درصد از این جمعیت را تشکیل میدهد و هزینهای حدود ۱۲۵ میلیارد پوند در سال به بار میآورد.
در یک گزارش دولتی اخیر، این مسئله بهعنوان یک «شکاف نسلی» توصیف شده و اشاره شده که نرخ NEET در ۲۵ سال گذشته بهندرت به زیر ۱۰ درصد رسیده و ۴۵ درصد از جوانان ۲۴ سالهای که اکنون در این گروه قرار دارند، هرگز شغلی نداشتهاند.
پشت این آمار، جوانانی بااستعداد و بالقوه قرار دارند که مسیر روشنی برای ورود به بازار کار، کسب مهارت یا اعتمادبهنفس ندارند.
همزمان، محیط ساختهشده دستخوش تحولی شگرف است. مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM)، دوقلوهای دیجیتال، هوش مصنوعی، ثبت واقعیت و شیوههای کاری دادهمحور، در حال تغییر نحوه طراحی، ساخت، بهرهبرداری و نگهداری از مکانهای اطراف ما هستند. این بخش بهطور فوری به قابلیتهای دیجیتال جدید نیاز دارد، درحالیکه جوانان به مسیرهای روشنی به سوی کار معنادار نیازمندند. این دو چالش را نباید جدا از هم دید.
ورود جوانان به صنعت ساختمان
برای بسیاری از جوانان، ساختوساز و محیط ساختهشده هنوز از دریچهای قدیمی دیده میشود: صرفاً کارگاه ساختمانی، عمدتاً یدی و با دسترسی دشوار. همانطورکه بسیاری از ما میدانیم و به ترویج آن ادامه میدهیم، این تصور، آنچه را که محیط ساختهشده مدرن به آن تبدیل شده، نادیده میگیرد.
صنعت امروز به مدیران اطلاعات، نقشهبرداران دیجیتال، تحلیلگران داده، مدلسازان پایداری، طراحان محاسباتی، مدیران پروژه آشنا به هوش مصنوعی و افرادی نیاز دارد که بتوانند اطلاعات پیچیده را میان کارفرمایان، طراحان، پیمانکاران و بهرهبرداران دارایی ترجمه کنند.
این نقشها اکنون وجود دارند. ابزارهای دیجیتال در حال حاضر در بخش عمدهای از کار ما جا افتادهاند. یک حرفه در محیط دیجیتال ساختهشده به معنای فعالیت در یک زیستبوم متصل است که ما را قادر میسازد تغییرات ملموسی در دنیای اطراف خود ایجاد کرده و زندگی مردم را بهبود بخشیم. این واقعاً جذاب است.
مسیرهای ورود به محیط ساختهشده
بخشی از آنچه این بخش را دسترسپذیر میکند، تنوع مسیرهای ورود به آن است. هر جوانی از مسیر سنتی دانشگاه وارد این حوزه نخواهد شد و نباید هم مجبور به این کار باشد. دورههای تی-لول (T-levels) در ساختوساز و دیجیتال، از اولین دورههایی بودند که در سال ۲۰۲۰ معرفی شدند و اکنون به مسیری تثبیتشده تبدیل شدهاند.
دورههای کارآموزی پایه و دانشگاهی نیز در رشتههای مهندسی دیجیتال و محیط ساختهشده وجود دارند، از جمله نقشهایی که بر مدلهای دیجیتال، بصریسازی، دادههای ساختوساز و اطلاعات دارایی در کل چرخه عمر تمرکز دارند.
یکی از نمونههای عملی این رویکرد، PlanBEE (طرح آموزش برای محیط ساختهشده) است. این طرح که توسط شرکت رایدر و کالج گیتسهد راهاندازی شده، یک دوره کارآموزی عالی صنعتمحور است که بهعنوان مسیری جایگزین برای ورود به مشاغل حرفهای در محیط ساختهشده طراحی شده است.
مدل چرخشی آن، جوانان را در حین کسب درآمد و یادگیری، در معرض رشتههای مختلف قرار میدهد و تأکید زیادی بر مهارتهای دیجیتال و کار گروهی دارد.
بنابراین، مسیرها وجود دارند، اما تعداد کمی از جوانان از وجود آنها باخبرند و کارفرمایان بسیار کمی بهطور فعال آنها را ترویج میکنند.
این در حالی است که نسل بعدی هماکنون دارای مهارتها و علایقی است که مکملی طبیعی برای محیط ساختهشده به شمار میرود. جوانی که ساعتها در محیطهای بازی رایانهای وقت گذرانده، از قدرت استدلال فضایی عالی برخوردار است که مستقیماً به مدلسازی و بصریسازی ترجمه میشود.
کسی که انگیزهاش اقدام برای اقلیم است، ممکن است هدف واقعی خود را در تحلیل کربن کل چرخه عمر یا دادههای مقاومسازی پیدا کند. کسی که در کلاسهای درس سنتی با مشکل مواجه بوده، ممکن است از طریق یادگیری کاربردی و پروژهمحور، جایی که مهارتهای دیجیتال به نتایج ملموس متصل میشوند، جای پای خود را پیدا کند.
و چه نتیجه ملموسی بهتر از دیدن یک ساختمان جدید در خط افق شهر، با این آگاهی که شما در شکلگیری آن نقش داشتهاید؟
مسئله نادیده گرفتهشده: هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در حال تغییر کار در محیط ساختهشده است، از جمله وظایف سطح پایهای که بهطور سنتی به جوانان کمک میکرد در حین کار بیاموزند. اگر کارفرمایان از هوش مصنوعی برای کاهش این وظایف استفاده کنند، این امر میتواند به کاهش نقشهای پایه منجر شده و بالا رفتن از نردبان ورود به بازار کار را بسیار دشوارتر کند.
جوانان نمیتوانند به متخصصانی باتجربه تبدیل شوند، اگر هرگز فرصت مبتدی بودن به آنها داده نشود.
اگر هر بخشی به نام کارایی کوتاهمدت، مسیر ورودی نیروی کار تازهکار خود را حذف کند، بهزودی با مشکل بسیار عمیقتری در زمینه قابلیتها مواجه خواهد شد، زمانی که افراد باتجربه کمتری برای استفاده وجود داشته باشد. مشکل، خود هوش مصنوعی نیست، بلکه پذیرش مدیریتنشده آن است.
تردیدی ندارم که اگر هوش مصنوعی بهخوبی استفاده شود، میتواند دسترسی را گسترش دهد و جوانان (و همچنین افراد مسنتر!) را قادر سازد تا زبان فنی را سریعتر بیاموزند، ایدهها را آزمایش و نمونهسازی کنند، دادهها را بررسی کنند، مقررات را درک کنند و در نهایت، اعتمادبهنفس کسب کنند. این فناوری میتواند بهعنوان یک ابزار کمکی یادگیری از افراد در ابتدای مسیر شغلیشان حمایت کند، اما نباید بهعنوان جایگزینی برای مربیگری، قضاوت یا تجربه انباشته استفاده شود.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که هوش مصنوعی دیگر در ساختوساز نظری نیست. گزارش ساختوساز دیجیتال ۲۰۲۵ انبیاس نشان داد که اکنون بیش از دو پنجم از متخصصان ساختوساز در کار روزانه خود از هوش مصنوعی استفاده میکنند، در مقایسه با کمتر از یک نفر از هر ده نفر در پنج سال پیش. کاربردهای رایج شامل جستجوی اطلاعات فنی، پیشنویس و بازبینی متون، و تحلیل دادههای پروژه است. موسسه سلطنتی نقشهبرداران خبره (RICS) نیز گزارش داده که اگرچه خوشبینی نسبت به هوش مصنوعی در ساختوساز بالاست، اما پذیرش آن نابرابر است و کمبود مهارت، کیفیت دادهها و یکپارچگی سیستمها از موانع اصلی هستند.
پس چه باید کرد؟
اگر هوش مصنوعی بدون توجه به برنامهریزی و توسعه مهارت، بدون پادمانهای اخلاقی و بدون هیچ استراتژی برای شمولپذیری پیادهسازی شود، نابرابریهای موجود را تقویت خواهد کرد. کسانی که به فناوری، شبکههای ارتباطی و اعتمادبهنفس دسترسی دارند، سریعتر پیش خواهند رفت. آنهایی که در حال حاضر از بازار کار دورتر هستند، ممکن است بیشتر عقب بمانند. اما اگر این بخش روی آموزش دیجیتال فراگیر، مسیرهای شغلی حقوقبگیر و سواد هوش مصنوعی مسئولانه سرمایهگذاری کند، دیجیتالیسازی میتواند به یک پل تبدیل شود، نه یک مانع.
نشان دادن کار واقعی به جوانان، شروع بسیار خوبی است؛ مانند اینکه چگونه دادهها میتوانند ایمنی ساختمان را بهبود بخشند، چگونه مدیریت اطلاعات به تیمهای متنوع اجازه میدهد بدون از دست دادن کنترل تصمیمگیریها همکاری کنند، چگونه هوش مصنوعی از گزینهیابی در طراحی پشتیبانی میکند و چگونه ابزارهای دیجیتال اهداف کربن صفر خالص را پشتیبانی میکنند. اینها از جمله کارهایی هستند که بهاندازه کافی در خارج از صنعت ما فریاد زده نمیشوند و بنابراین برای افرادی که ممکن است آن را انتخاب کنند، نامرئی میمانند.
فراتر از دیدهشدن، کارفرمایان باید در نقشهای ابتدای مسیر شغلی تجدیدنظر کنند. اگر هوش مصنوعی وظایفی را که کارکنان تازهکار قبلاً انجام میدادند تغییر دهد، پاسخ، حذف نقش نیست، بلکه بازطراحی یادگیری در ابتدای مسیر شغلی است. حتی در نقش خودم که طراحی استراتژیهای تحول دیجیتال برای سازمانهاست، همیشه باید از خود بپرسیم: فرصتها برای کارآموزان و دورههای کارآموزی کجاست و چگونه در کنار فناوری و قابلیت هوش مصنوعی، در حال پرورش قضاوت انسانی هستیم؟
بودجه «ضمانت جوانان» دولت شامل ۸۲۰ میلیون پوند در دوره بازبینی هزینهها، از ۲۰۲۶/۲۷ تا ۲۰۲۸/۲۹، برای حمایت از جوانان برای ورود به یادگیری، کار، کارآموزی و آموزشهای گستردهتر است. بخش محیط ساختهشده باید فعالانه با این برنامه درگیر شود و ابتکارات موجود را به مرکز توجه بیاورد، از جمله مسیرهای کارآموزی دیجیتال با بودجه تأمینشده، مشارکتهای کارفرمایی با آموزش عالی و تکمیلی، دورههای تی-لول با پشتیبانی صنعت، و مدلهای اثباتشدهای مانند PlanBEE.
مسیرهای در دسترس به سوی کار
تغییر عملی همچنین به معنای ایجاد مسیرهای در دسترس به سوی موقعیتهای شغلی حقوقبگیر است، با کارفرمایانی که مایل به ارزشگذاری بر پتانسیل، کنجکاوی و سازگاری باشند.
برای گروه زنان در بیم، این موضوع همچنین یک مسئله بازنمایی است. تحول دیجیتال تنها در صورتی موفق خواهد بود که طیف گستردهتری از صداها را شامل شود، بهویژه با توجه به اینکه زنان جوان و گروههای کمتر نمایندگیشده، هنوز هم اغلب پیش از آنکه حتی ببینند مشاغل فنی چه شکلی هستند، از آنها دلسرد میشوند. ما مسئولیت داریم که این فرصتها را قابل مشاهده کنیم.
بنابراین، محیط ساختهشده با چالش مهارت روبروست و جوانان با چالش فرصت. دیجیتالیسازی میتواند به حل هر دو کمک کند، اما تنها در صورتی که مسیرها را آگاهانه طراحی کنیم. اگر این کار را به درستی انجام دهیم، دیجیتالیسازی نه تنها بخش ما را مولدتر خواهد کرد، بلکه آن را فراگیرتر، تابآورتر و مرتبطتر با جوانانی خواهد ساخت که آیندهشان به مکانهایی که ما خلق میکنیم بستگی دارد.
ترجمه و تنظیم: صما




