مسکن و ساختمان

وزیر که جون و نفسه، یکیش خوبه، دوتاش بسه

از قدیم گفتن در دروازه رو می شه بست، در دهن مردمو دیگه شرمنده. راست هم گفتن. در دهن خودشونه دیگه، چه کار میشه کرد؟ بری ببندی، میگه از قصد باز گذاشتم ببینم فضولم کیه؟! نری ببندی، چیزایی ازش بیرون میاد که نباید. لعنت بر دل سیاه شیطون.

ساختمان و پلیمر: حالا حکایت این جناب وزیر راه و شهرسازی با این جماعت مردمه.

ایشون چشم شیطون کر، گوش شیطون کور، به زودی قراره بشن: وزیر راه و شهرسازی و ارتباطات. حالا یه عده اومدن میگن: چرا باید این قدر وزارت­خونه تو وزارت­خونه کنیم؟ که چی بشه؟

خدمت این جماعت فضول عرض شود که ایشون نشون داده که می تونه آقا. دو تا وزارت­خونه رو زدن به هم، دادن دست ایشون، تا حالا نه بخاری نفتی تو وزارت­خونه ایشون آتیش گرفته، نه اتوبوسی رفته تو مینی بوسی. یه بارم که خودشون از قصد برای امتحان جاده­ها ماشین خودشون رو چپ کردن که ببینن چرا این همه تصادف میشه که دیدید هیچیشون نشد و همه فهمیدن که همه این آمارای تصادف جاده­ای دروغ محض بوده و فقط تبلیغات منفی برای ایشون.

در ضمن همون طور که مطلعید جناب وزیر، مهندس عمرانه و خودتون هم خوب می دونید که یک مهندس عمران از پس هر کاری بر میاد، حتی فرستادن آپولو به کره مریخ. تاریخ این یکی دو ساله نشون داده که ایشون می تونه چهار پنج تا که سهله، همه وزارت­خونه ها رو روی انگشت شستشون بچرخونه. آقا این وزارت ارتباطات هم بدین به ایشون بلکه تونستیم با این سیارات دیگه و آدم فضایی ها هم ارتباط برقرار کنیم. اصلا نظرتون چیه کلا جلسه هیئت دولت رو کنتراتی به ایشون واگذار کنیم؟ هزینه پذیرایی هم کمتر میشه!

این جماعت یه وقتی میگفتن دولت زیادی کش اومده و بزرگ شده و هزینه هاش زیاده، حالا که داره وزارت­خونه ها ادغام میشه، میگن:چرا دولت داره آب میشه. آقا ما بالاخره نفهمیدیم که باید به کدوم ساز این جماعت حرکات نسبتا موزون از خودمون نشون بدیم.

آقا اصلا از این به بعد یکی یکی وزارت­خونه ها رو تو هم ادغام می کنیم تا ببینیم چی میشه. اول وزارت مسکن با راه، بعدش راه و شهرسازی با ارتباطات، بعد وزارت ورزش و جوانان هم میاد روش، میشه وزارت مسکن و راه و شهرسازی و ارتباطات و فناوری اطلاعات و ورزش و جوانان. بعد هم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادغام شد، می کند به عبارتی وزارت مسکن و راه و شهرسازی و ارتباطات و فناوری اطلاعات و ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی تا آخر. اگه آخرش دیدیم وزارت­خونه کم اومد، شهرداری و استانداری و فرهنگسرا و مجلس و میدون میوه و تره بار رو هم می زنیم تنگش، تا بتونیم به نحو احسن از توانایی های یه مهندس عمران در تمام قسمت ها و بخش ها استفاده کنیم.

اصلا هر چیزی زیاد بشه از ارزش و اعتبار می افته. چه معنی داره این همه وزیر داشته باشیم. از قدیم گفتن وزیر که جون و نفسه، یکیش خوبه، دوتاش بسه.

البته بعضیا میگن: وزارت­خونه که جون و نفسه، یکیش خوبه، دوتاش بسه. چی بگم. از همون اول که خدمتون عرض کردم: در دروازه رو میشه بست، در دهن مردم رو نمیشه. مردمن دیگه، حرف زیاد می زنن!



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا