مشکل جای دیگری است!/کاهش نرخ ارز چاره کار ماست؟
نکته کلیدی این موضوع، یافتن محل سرازیر شدن این انباشتههای مالی در شرایط کنونی است. جایی که نه به نوسان ارزی بیانجامد و نه مسکن را به حالت انفجار برساند و نه … بلکه چنین تهدیدی را به فرصت بدل کند تا از فضای فعلی اقتصادی عبور کنیم. اگر نقدینگی، به جای تبلور در بازار ارز در صنعت و تولید داخلی جاری میشد، امروز حتما تنگناهای کمتری در اقتصاد و معیشت مردم کشورمان میداشتیم.
فردا: نوسانات بازار ارز مدتهاست که جامعه ; را درگیر خود کرده و تبعات و اثرات آن، هم در بُعد اقتصادی بر معیشت مردم وارد آمده است و هم در ابعادی نظیر مقولههای سیاسی و اجتماعی دامنگیر آحاد ملت شده است. اما باید به این فکر کنیم که در شرایط کنونی، انتظارمان چیست؟ یا به عبارتی تمایل داریم در آینده نزدیک چه رخ بدهد؟ عموم مردم از وضعیت فعلی گله دارند و البته این ناراحتی و نارضایتی به حق هم هست اما باید به این توجه کنیم که نرخ ارز حالا که بالا آمده و وضعیت اینگونه شده است، اگر پایین بیاید ـ که شاید خواسته بسیاری از مردم باشد ـ وضعیت لزوماً بهتر نمیشود.

اگر نرخ ارز روند سقوط را در پیش گیرد و به ارقام سابق خویش نزدیک شود، شاید بتوانیم بگوییم وضعیت اقتصادی ممکن است حتی بدتر هم بشود؛ چراکه منشأ مشکلات اقتصادی ما نرخ ارز نیست، بلکه انباشت نقدینگی فراتر از ظرفیت اقتصادیمان است. نرخ ارز اگر هم پایین بیاید و بازار ارز را بی رونق بکند، باز هم راهگشا نیست چراکه نقدینگی جامعه از این بازار به بازار دیگری کوچ خواهد کرد. کوچ نقدینگی به بازاری نظیر بازار مسکن هم میتواند خطرآفرین باشد و تنگناهای جدیدی به اقتصاد ما وارد سازد. این یعنی دور زدن صورت مسألهای که مدتهاست جامعه ما با آن درگیر است. ما با مشکلی به نام نقدینگی مواجه هستیم که ارز و مسکن و خودرو و و نظایر آنها صرفاً جیبی برای انباشت آن هستند. در اقتصادی که ماهیت تورم آن تا اندازه زیادی پولی است، راهکار مهم و مؤثر کاهش تورم، کنترل حجم نقدینگی پول است، راهکاری که امروز کاملا بر خلاف مسیر آن حرکت کردهایم.
پرداختن به اینکه چرا نقدینگی ما خارج از چارچوب صحیح خویش افزایش یافته و اینکه هدفمندی یارانهها چقدر در آن مؤثر بوده یا نبوده است، اینجا محل بحثمان نیست اگرچه مهم و قابل تأمل اند، اما نکته کلیدی این موضوع، یافتن محل سرازیر شدن این انباشتههای مالی در شرایط کنونی است. جایی که نه به نوسان ارزی بیانجامد و نه مسکن را به حالت انفجار برساند و نه … بلکه چنین تهدیدی را به فرصت بدل کند تا از فضای فعلی اقتصادی عبور کنیم. تولید، کلیدواژه مؤثری است که برای محل جاری شدن نقدینگی میتوان در نظر گرفت. اگر نقدینگی، به جای تبلور در بازار ارز در صنعت و تولید داخلی جاری میشد، امروز حتما تنگناهای کمتری در اقتصاد و معیشت مردم کشورمان میداشتیم. ما نیاز داریم که بسترهای تولیدمان با مؤلفههای سرمایهگذاری صحیح مردمی سازگار شود و حجم انباشته سرمایهها به جای رشد شخصی، به رشد عمومی منجر گردد. چنین انتظاری بیبنیان و بیاساس نیست، لکن برای وقوع آن نیازمند بسترهای متناسب و قوانین اصلاح شده هستیم.

به عنوان مثال، سود ناشی از افزایش قیمتها در بازار طلا و ارز یا سود بانکی که معاف از مالیات هستند حتماً جاذبه بیشتری برای انبان نقدینگی دارد و این جاذبه در بازارهای صنعتی و در تقویت تولید به مراتب کمتر است چراکه مالیات تولید قطعی است و این خود عامل بازدارندهای است برای اینکه نقدینگی به بازارهایی بدون مالیات کوچ کند. از سوی دیگر تأثیرات روزافزون نوسانات ارزی، ریسک تولیدکنندگان را بالا برده و چنین می نماید که سرمایه تولید ولو با حاشیه سود کم بسیار دیربازده است و یا به دلیل نوسانات موجود، احتمال فراوانی بر شکست و زیان دارد. زیانهایی که بسیاری از آنها به معوقات بانکی تبدیل می شوند و با بالا رفتن نرخ تورم و به تبع آن سود بانکی، این زیانها فزونی پرشتابی می یابند. لذا میل مالکان نقدینگی به سمت بازارهای زودبازدهتر و مؤثر تر میرود ولو آنکه فقط منفعت شخصی به دنبال داشته باشد.





