مسکن و ساختمان

گاه نوشته های رئیس سازمان نظام مهندسی(5)/طنز

صما، گره طنز- خوشحالم که باز هم فرصتی پیدا شد که در حالی که مشغول خوردن ناهار در یکی از دفتر کارهایم هستم بتوانم مطالبی را هرچند کوتاه و گاه به گاه به عرض شما برسانم.

همانطور که در گاه نوشتۀ قبل به شما قول داده بودم می خواهم در بارۀ ساخت و ساز پروژه های بزرگی که در تهران بدون مجوز آغاز می شود صحبت کنم. یعنی شما در نظر بگیرید که بدون گرفتن مجوز از شهرداری اقدام به تخریب و گودبرداری می کنند انگار که کسی نیست جلو تخلف آنها را بگیرد. بنده مقصر اصلی شهرداری را می دانم البته خدای نکرده منظورم شخص حاج باقر نیست حالا این را گفتیم فردا گاز انبری با ما برخورد نکنند- بلکه کسانی که چشم روی این تخلفات آشکار می بندند یعنی اگر شما بروید بالای برج میلاد در حالی که کنسرت تماشا می کنید، یک چشم بچرخانید آنقدر این پروژه ها و تخلفات بزرگ است که دیده می شود. ; حالا نمی دانم این افراد ذی نفوذ به کجا وصل هستند یا خود را به کجا وصله زده اند یا وصلۀ تن کدام مسئول ذیربط هستند که این گونه تخلف می کنند جای تعجب دارد. یعنی شما حساب کن در این شهر اگر کسی قبر خود را 1 متر بیشتر گود برداری کند که بتواند آن را دو طبقه بسازد پلیس ساختمانی سریع پیدایش می شود اما این گودبرداری های بدون مجوز همچنان ادامه دارد کسی جلودار آن نیست.

این رکود بازار مسکن هم روی کار مهندسان تأثیر گذاشته و کار آنها هم کمتر شده و برای گذران زندگی مجبورند بیشتر کار کنند نمونه اش خود بنده، شما فکر می کنید چرا باید بنده با این سن و سال مجبور باشم چندین سازمان و نهاد مختلف کار کنم؟ چون دخلم به خرجم نمی رسد یعنی اگر دکتر(دکتر روحانی) شغل پاره وقت دیگری پیشنهاد بدهد قبول می کنم. در سازمان نظام مهندسی هم این مشکلات است از یک طرف کار کم شده است و از طرف دیگر فارغ التحصیلان مهندسی اضافه می شوند. یک بار به حاج ممدلی (دکتر محمد علی نجفی) زنگ زدم و گلایه کردم که این دانشگاه ها هم که شده پاسگاه! فقط می روند آنجا واحد پاس می کنند و مثل تیربار فارغ التحصیل به طرف بازار کار شلیک می کنند. آخه یک تناسبی بین بازار کار و فارغ التحصیلان بر قرار کنید که این جوری بازار کار خراب نشود. گفت: حاج اکبر خودت می دونی منم الان اینجا موقت سرپرست وزارت علوم هستم اگر دکتر(دکتر روحانی) من را به عنوان وزیر علوم پیشنهاد بدهد که نمی دهد و مجلس هم به من رأی اعتماد بدهد؟ گفتم: که نمی دهد. گفت: آی قربون دهنت؛ که نمی دهد، من هم خودم بیکار می شوم نمی دانم چکار کنم. دیدم راست می گوید بنده خدا، مخصوصاً اینکه از گرفتن یارانه هم انصراف داده، امیدوارم بتواند وزیر علوم شود. اما این مشکل بازار کار مهندسان سازمان هست دیگر.

بالاخره بعد از کش و قوس فراوان این سازمان نظام مهندسی البرز هم در جای خودش مستقر شد البته از اول هم همین جا مستقر بود منظورم این است که اعضای جدید سکان را به دست گرفتند و شروع به مهندسی استان کردند که واقعاً نمی دانم اگر این مهندسان نبودند این همه ساختمان را چه کسی باید می ساخت! به همین مناسبت در لابلای کارهایم به بهانۀ اینکه می خواهم یک کت و شلوار جدید بخرم کارها را به هفت ، هشت تا از معاونانم واگذار کردم و راهی استان البرز شدم آخه شنیدم بورس پوشاک کرج خیلی معروفه. خلاصه بماند همان کت و شلوار قهوه ای ام را پوشیدم و راهی نظام مهندسی کرج شدم که اتفاقاً مورد استقبال گرم اعضا قرار گرفتم و یک گزارش کار به من ارائه دادند که خودم از قبل می دانستم(چون معمولاً گزارش کار توی ایران اینه که؛ همه چی آرومه، ما چقدر خوشبختیم که… و البته کمی هم از کمبود امکانات و هماهنگ نبودن سازمان ها گله می کنند). بعد از استماع سخنان آنها بنده هم دوباره همان چیزهایی را که آنها گفته بودند تکرار کردم و برای آن یک راه حل هایی پیشنهاد دادم. مثلاً گفتم باید به صدور خدمات مهندسی(صدور مهندس منظورم نیست) به کشورهای همسایه بپردازیم و در دانشگاه ها دروس کاربردی ارائه دهیم تا فارغ التحصیلان مهندسی بتوانند کار اجرایی و عملی انجام دهند. همچنین با همکاری با سازمان استاندارد بتوانیم بیشتر از سایر مهندسان، من جمله مهندسان مکانیک استفاده کنیم البته نه اینکه فکر کنید چون خودم مهندس مکانیک هستم این حرف را زدم بلکه برای پربارتر شدن خدمات مهندسی این را گفتم. خلاصه بازدید هم به پایان رسید و سخنانم آن طور که خودشان اعتراف کردند مورد توجه همۀ مهندسان قرار گرفت. در بر گشت چشمتان روز بد نبیند چنان ترافیکی در اتوبان کرج تهران گیر افتادیم که نگو؛ می خواستم یک زنگ به حاج عباس( عباس آخوندی) بزنم و از ترافیک گله کنم که موبایل اش در دسترس نبود. در پایان امیدوارم هر چه زودتر یک فرصت دیگر پیش بیاید و گاه نوشتۀ دیگری از فعالیت هایم را به شما ارائه دهم.

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا