حفظ آثار، انتقال تجربه، امید
سه حلقه تداوم میراث فرهنگی از نگاه چهره ماندگار

- وهابزاده: تجلیل از مفاخر، انگیزهای برای ادامه مسیر نسلهای آینده است
- مرمت بازار تبریز و مجموعه شیخ صفی، نمونههای موفق تأثیر مرمت بر رونق گردشگری
- میراثفرهنگی میتواند ابزاری برای ایجاد امید و تقویت احساس تعلق نسل جوان باشد
- پیشنهاد اهدای آثار مکتوب پژوهشگران به جوانان برای انتقال تجربه
عبدالرحمان وهابزاده، باستانشناس و مرمتگر پیشکسوت، برگزاری آیین نکوداشت چهرههای ماندگار میراثفرهنگی و تجلیل از فعالان و پیشکسوتان این حوزه را اقدامی برای بازگرداندن انگیزه و امید به کسانی میداند که سالها از عمر خود را صرف حفاظت و مرمت آثار تاریخی کشور کردهاند. به گزارش صما، او معتقد است چنین رویدادهایی به آنها یادآوری میکند که تلاشهایشان دیده شده و نسلهای بعدی میتوانند حاصل این کوششها را ادامه دهند.
تجلیل از مفاخر؛ فراتر از یک مراسم تشریفاتی
وهابزاده که در دومین دوره مراسم تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی مورد تقدیر قرار گرفت، بر این نکته تأکید میکند که اینگونه برنامهها پس از سالها فعالیت، به انسان روحیه و نیروی دوباره میدهد؛ بهویژه برای کسانی که بخش قابل توجهی از فعالیت حرفهای خود را بدون انتظار مالی و با انگیزه خدمت به کشور انجام دادهاند.
به اعتقاد این پیشکسوت حوزه باستانشناسی و مرمت، ممکن است همه تلاشهای خادمان میراثفرهنگی در طول سالهای فعالیتشان از سوی دولتها و دستگاههای مسئول بهطور کامل دیده و قدردانی نشده باشد، اما همین که جامعه و مسئولان، خدمتگزاران واقعی را میشناسند و از آنان تجلیل میکنند، میتواند انگیزهای برای ادامه مسیر برای نسلهای آینده این حوزه باشد.
نام نیک میراثی ماندگارتر از یک کارنامه
او تأکید میکند که مرمت را از سر علاقه و با جان و دل انتخاب کرده است و برایش اهمیت دارد که حاصل سالها فعالیت حرفهای، چیزی بیش از یک کارنامه شخصی باشد؛ نامی نیک و اثری ماندگار که میراث آن به نسلهای آینده برسد.
وهابزاده با یادآوری سالهای فعالیت خود در دوران جنگ ایران و عراق میگوید: در آن سالها مأموریتهایی به دورترین نقاط کشور انجام میشد که الزاماً دستاورد مالی برای افراد نداشت، اما انگیزه اصلی، احساس تعلق به کشور بود. او معتقد است نسلی که آن روزها در چنین شرایطی فعالیت میکرد، کشور را متعلق به خود میدانست و همین نگاه، سبب میشد بدون انتظار مادی، مسئولیت خود را انجام دهد.
از نگاه این چهره ماندگار میراثفرهنگی، یکی از مهمترین آرزوهای نسل او این است که جای پا و نام نیکی از خود باقی بگذارد، نامی که نسلهای بعدی بتوانند با افتخار از آن یاد کنند. به اعتقاد وهابزاده، حاصل این نوع نگاه را میتوان در برخورد مردم با فعالان میراثفرهنگی دید؛ اینکه در هر نقطهای که برای حفاظت و مرمت آثار تاریخی فعالیت شده، امروز با احترام از آنان یاد میشود.
وقتی مرمت، نبض زندگی را به بناهای تاریخی برگرداند
به باور او، با رونق گردشگری و شناختهشدن بیشتر میراثفرهنگی ایران، اهمیت این اقدامات برای جامعه نیز بیشتر آشکار خواهد شد. وهابزاده یکی از نمونههای روشن تأثیر مرمت بر حیات اقتصادی و اجتماعی یک اثر تاریخی را بازار تاریخی تبریز میداند؛ بازاری که به گفته او پس از انجام اقدامات مرمتی و ثبت جهانی، به یکی از پرترددترین و فعالترین بازارهای ایران تبدیل شده و رونق اقتصادی، افزایش رفتوآمد مردم و توسعه فعالیتهای تجاری را تجربه کرده است.
او همچنین به مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی اشاره میکند؛ مجموعهای که پیش از انجام اقدامات مرمتی، با وجود وسعت و اهمیت معماری و تاریخی خود، وضعیت مناسبی نداشت و بخشهایی از آن در معرض فرسودگی قرار گرفته بود و امروز به مجموعهای آبرومند با جایگاهی در تراز جهانی تبدیل شده است. کلیساهای تاریخی آذربایجان غربی و شرقی نیز از دیگر نمونههایی است که وهابزاده از آنها نام میبرد، آثاری که سالها در نقاط دورافتاده قرار داشتند و کمتر مورد توجه بودند، اما مرمت آنها بخشی از ظرفیت گسترده و کمترشناختهشده میراث فرهنگی ایران را به نمایش گذاشت.
ایران، میراثی که پلهپله در طول تاریخ ساخته شده است
این باستانشناس پیشکسوت، میراثفرهنگی را صرفاً مجموعهای از بناهای قدیمی نمیداند، بلکه آن را سندی زنده از تداوم تاریخی و فرهنگی ایران معرفی میکند. از نگاه او، ایران کشوری است که آثار آن از دورههای مختلف تاریخی بهصورت زنجیرهای در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ از نوشتهها و آثار باستانی گرفته تا خط میخی، تختجمشید، بناهای مذهبی، تپههای باستانی و آثار منقول و غیرمنقول.
وهابزاده تأکید دارد که ایران مسیر تاریخی خود را یکشبه طی نکرده و پلهپله در طول تاریخ ساخته شده است و حتی در دورههایی که با جنگ، اشغال و دشواریهای فراوان مواجه بوده، مردم آن زنده ماندهاند، کار کردهاند و آثار خود را به جا گذاشتهاند. به اعتقاد این مرمتگر و باستانشناس، همین آثار تاریخی نشان میدهند که نسلهای گذشته ایران، با وجود امکانات بسیار محدود، از هنر، تلاش، خلاقیت و امید برخوردار بودهاند.
بناهای ماندگاری که از آب و گل ساخته شدند
او با اشاره به عظمت برخی بناهای تاریخی ایران میگوید: وقتی انسان امروز این آثار را میبیند که از گل و آب ساخته شدهاند، گاهی تصور میکند ساخت چنین بناهایی شبیه یک معجزه یا جادو بوده است، در حالی که همه آنها را انسانهایی ساختهاند که اجداد همین مردم امروز بودهاند. این پیشکسوت میراثفرهنگی، این پیشینه تاریخی را عاملی برای ایجاد غرور و احساس تعلق میداند و میگوید: انسان وقتی در چنین سرزمینی متولد شده باشد، باید نسبت به این پیشینه احساس مسئولیت کند.
توصیه به نسل امروز؛ امید هم مثل یک درخت، زمان میخواهد
وهابزاده در بخش دیگری از سخنان خود، مهمترین توصیهاش به نسل جوان را حفظ امید، صبر و پایبندی به آرمانها میداند و معتقد است توسعه و آبادانی کشور فرآیندی زمانبر است و نباید انتظار داشت نتیجه همه تلاشها بلافاصله دیده شود. او برای توضیح این موضوع، کشور را به یک درخت تشبیه میکند که ممکن است امروز کاشته شود، اما چند سال زمان لازم داشته باشد تا به ثمر برسد.
به اعتقاد این چهره ماندگار میراثفرهنگی، جوانان و تحصیلکردگان باید برای ساختن آینده حوصله داشته باشند و بدانند که بسیاری از نتایج مهم، حاصل تلاشهای مستمر و بلندمدت است. وهابزاده با اشاره به تجربه نسل خود میگوید: ما متولدین پس از جنگ جهانی دوم، زندگی را با دشواریهای زیادی آغاز کردیم، اما امید به آینده و کشور یکی از انگیزههای اصلی ما بود. برای آن نسل، اینکه بتوانند اثری از خود باقی بگذارند و در آبادانی کشور سهمی داشته باشند، خود یک افتخار محسوب میشد.
میراثفرهنگی میتواند به نسل امروز امید بدهد
او که ریاست پایگاه جهانی بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی را نیز عهدهدار بوده، معتقد است که میراثفرهنگی در شرایط امروز کشور میتواند نقشی فراتر از حفاظت از بناها و آثار تاریخی ایفا کند و به ابزاری برای ایجاد امید و تقویت احساس تعلق نسل جوان به کشور تبدیل شود. از نگاه او، میراثفرهنگی شناسنامه ما و نشاندهنده تمدنی چند هزار ساله است که آثار باقیمانده از این تمدن، از بناها و مساجد گرفته تا تپههای باستانی و یافتههای منقول و غیرمنقول، روایتگر استمرار تاریخی این سرزمین هستند.
برگزیده دومین دوره نکوداشت چهرههای ماندگار میراثفرهنگی پیشنهاد میکند در کنار برگزاری مراسم و رویدادهایی مانند تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی، آثار مکتوب، کتابها و نشریاتی که طی دهههای گذشته توسط پژوهشگران و صاحبنظران این حوزه منتشر شده است، در اختیار جوانان، کارشناسان و نخبگان قرار گیرد تا آنان با تجربه و اندیشه نسلهای پیشین آشنا شوند و از این آثار الهام بگیرند.
مفاخر را کنار هم بیاوریم تا از هم یاد بگیریم
به اعتقاد وهابزاده، اهدای مجموعههای پژوهشی، کتابها و نشریات منتشرشده توسط پژوهشگاه میراثفرهنگی موجب میشود فعالان این حوزه از تازهترین یافتهها و پژوهشهای این حوزه مطلع شوند و از افکار و تجربههای یکدیگر بیخبر نمانند. او تصریح میکند: در شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز که نمیتوان انتظار داشت دولت برای همه مشکلات معجزه کند، چنین اقداماتی میتواند زمینه انتقال تجربه و شکلگیری ارتباط میان نسلها را فراهم کند.
چهره ماندگار میراثفرهنگی بر ضرورت دیدار و گفتوگوی بیشتر میان پیشکسوتان و نسل جدید تأکید دارد و معتقد است آشنایی با تجربه و اندیشه یکدیگر میتواند زمینهای برای الهام گرفتن، همکاری و تقویت علاقه به میراثفرهنگی فراهم کند.
این باستانشناس که بیش از چهار دهه در شمال غرب ایران فعالیت مستمر و پرثمر داشته، بر این نکته تأکید میکند که میراثفرهنگی باید برای ساختن آینده به کار گرفته شود و حفظ آثار تاریخی، انتقال تجربه نسلهای گذشته و امید دادن به نسل جدید را سه حلقه از زنجیرهای میداند که میتواند به تداوم هویت فرهنگی ایران کمک کند؛ کشوری که به تعبیر او، پلهپله در طول تاریخ ساخته شده و هر نسل وظیفه دارد چیزی به این میراث بیفزاید و آن را به نسل بعد بسپارد.




