گذار به الزام ملی
ساختمان سبز در آستانه عملیاتیشدن؛ پایان دوران گذار یا آغاز چالشهای تازه؟

- اجرای اجباری مبحث ۱۹ از اسفند ۱۴۰۵؛ شرط صدور پروانه ساختمانی
- پیشبینی کاهش ۵۰ درصدی مصرف انرژی ساختمانها با اجرای الزامات
- تخفیف عوارض تا ۳۰ درصد برای ساختمانهای سبز در تهران
- چالشهای آمادگی نهادهای نظارتی و ریسک امضاهای صوری
رسانه صما در یک گزارش تحلیلی اختصاصی به بررسی عمیق و کامل ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان پرداخته است. مقرراتی که توانایی تغییر همیشگی صنعت ساختمان ایران را داراست. ساختمان ایران در آستانه یک تغییر پارادایم جدی قرار گرفته است. از یک سو، ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان با رویکردی تازه و با تأکید بر بهرهوری انرژی، هوشمندسازی و پایش عملکرد ساختمانها، رسماً ابلاغ و لازمالاجرا شده است. از سوی دیگر، سیستم ارزیابی و رتبهبندی ساختمان سبز ایران با نام «سرو سبز» توسط مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی طراحی و راهاندازی شده و فرآیندهای اجرایی آن در حال طی شدن است. این دو رویداد، نشانههایی آشکار از پایان دوران «ساختوساز سنتی» و ورود به عصر جدیدی از مهندسی ساختمان در ایران محسوب میشوند؛ اما سؤال اساسی اینجاست که آیا زیرساختهای نظارت، اقتصاد پروژه و فرهنگ مهندسی، برای پذیرش این تحول به اندازه کافی آماده است یا اینکه اینبار نیز مانند بسیاری از طرحهای پیشین، یک اقدام نمادین باقی خواهد ماند؟
از مبحث ۱۹ تا «سرو سبز»؛ دوگانه قانون و ارزیابی
صنعت ساختمان در ایران، سالهاست که با اتلاف بیرویه انرژی و ناترازیهای ساختاری دست و پنجه نرم میکند. آمارها نشان میدهد که ۴۰ درصد از کل انرژی کشور در بخش ساختمان مصرف میشود و این رقم در مقایسه با استانداردهای جهانی، حدود ۴ برابر بیشتر از میانگین بینالمللی است. در این میان، ساختمانهای مسکونی که بیش از ۹۰ درصد فعالیتهای احداثی کشور را به خود اختصاص دادهاند، سهم عمدهای از این اتلاف را بر عهده دارند. این وضعیت در حالی است که ایران با اقلیمهای متنوع و پتانسیل بالای بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر، میتواند یکی از پیشروترین کشورهای منطقه در حوزه ساختمان سبز باشد؛ اما تاکنون، موانع ساختاری، اقتصادی و فرهنگی، این مسیر را با کندی مواجه کرده است.
مبحث ۱۹ به عنوان چارچوب قانونی اصلی و الزامآور در حوزه مصرف انرژی ساختمانها، از دی ماه سال گذشته به صورت رسمی و لازمالاجرا اعلام شده است. این ویرایش جدید با رویکردی نوین و با تأکید بر قوانین مرتبط با انرژی در بخش ساختمان تهیه شده و تفاوتهای اساسی با ویرایشهای پیشین دارد. حامد مانیفر، مدیرکل دفتر مقررات ملی و کنترل ساختمان، این ویرایش را اقدامی حیاتی در راستای مدیریت بهینه انرژی و رفع ناترازی دانسته و بر الزام به بهرهگیری از فناوریهای نوین و ارتقای ضوابط اجرایی در حوزه بازرسی و نظارت تأکید کرده است. بر اساس این ویرایش، ساختمانها باید به سمت مدیریت هوشمند انرژی حرکت کنند؛ به این معنا که میزان مصرف انرژی در آنها قابل پایش، کنترل و بهینهسازی باشد.
اما نکته کلیدی که این تحول را از اقدامات پیشین متمایز میکند، تنها در متن قانون خلاصه نمیشود. سیستم ارزیابی «سرو سبز» که توسط مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی طراحی شده، به عنوان برند ملی ارزش، معیارهای مشخص و عینی برای ارزیابی ساختمانها از منظر انرژی، آب، مصالح، محیطزیست و پایداری تعیین کرده است. به عبارت دقیقتر، مبحث ۱۹ به عنوان قانون میگوید که «چه باید کرد» و سرو سبز به عنوان سیستم ارزیابی، مشخص میکند که «چگونه باید بسنجیم و رتبهبندی کنیم». این دوگانه، یک تغییر گفتمان اساسی را نشان میدهد که نظارت در صنعت ساختمان، از مرحله کاغذی و امضایی به مرحله اندازهگیری عینی و قابل استناد منتقل شده است. به عبارت دیگر، دیگر نمیتوان صرفاً با ارائه یک نقشه و دریافت امضای مهندسان، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد؛ بلکه عملکرد واقعی ساختمان باید در عمل سنجیده شود و این، نقطه عطفی در حرفهایگری مهندسی ساختمان در ایران محسوب میشود.
چالشهای پیش رو؛ از هزینه تا فرهنگ و از آموزش تا نظارت
با وجود این تحولات قانونی و نهادی، مسیر اجرای ساختمان سبز در ایران با موانع جدی و چندلایهای روبهرو است که هر یک به تنهایی میتوانند این حرکت رو به جلو را با کندی یا حتی شکست مواجه کنند. نخستین و مهمترین مانع، بحث هزینههای اولیه بالاست. تحقیقات میدانی انجامشده در ایران به صراحت نشان داده است که هزینه بالای اولیه ساختمان سبز، یکی از موانع قوی در گسترش آن محسوب میشود و تا زمانی که سازندگان کوچک و متوسط نتوانند بازگشت سرمایه خود را در کوتاهمدت مشاهده کنند، تمایلی به پذیرش این استانداردها نخواهند داشت. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند که تقلیل مسائل مالی از طریق ارائه تسهیلات و تخفیفات هدفمند، نقشی بسزا و تعیینکننده در گسترش ساختمانهای سبز در کشور خواهد داشت.
دومین چالش اساسی، به کمبود آگاهی عمومی و نبود مشوقهای دولتی کافی بازمیگردد. با وجود اینکه معماری بومی ایران با تکیه بر مصالح طبیعی و تکنیکهای سازگار با اقلیم، پایههای محکمی برای طراحی ساختمانهای سبز مدرن فراهم میکند، اما توسعه این ساختمانها همچنان با موانع فرهنگی و اقتصادی روبهرو است. دبیر انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان، دلایل مدیریتی، فنی و فرهنگی را علت اصلی عدم استقبال از صنعتیسازی در ساختمان میداند و معتقد است که تا زمانی که نگاه سنتی به ساختوساز حاکم باشد، نمیتوان انتظار تحول اساسی داشت.
سومین چالش که شاید از دو مورد قبلی حیاتیتر باشد، به آمادگی نهادهای نظارتی بازمیگردد. شهرداریها و نظامهای مهندسی استانی، از حیث نیروی متخصص، تجهیزات اندازهگیری و دانش فنی روزآمد، آمادگی کامل ندارند و این خلأ میتواند به شکاف عمیقی بین قانون و اجرا منجر شود. هرچند که نشستهای مشترکی میان شهرداری تهران و وزارت راه و شهرسازی برای بررسی نحوه انطباق مفاد مبحث ۱۹ با نظام ارزیابی ساختمان سبز برگزار شده است، اما این فرآیندها همچنان در مراحل اولیه قرار دارند و تا رسیدن به یک ساختار نظارتی کارآمد و یکپارچه، فاصله معناداری وجود دارد.
چهارمین چالش، به خطر شکلگیری بازار جدیدی برای تأییدیههای صوری و امضاهای غیرواقعی بازمیگردد. تجربه گذشته در صنعت ساختمان نشان داده است که هرگاه قوانین جدیدی وضع شدهاند، بلافاصله بازار موازی برای دور زدن آنها شکل گرفته است و ساختمان سبز نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. بنابراین، طراحی سازوکارهای شفاف، غیرمتمرکز و مبتنی بر دادههای عینی و اندازهگیریشده، ضرورتی انکارناپذیر است.
فرصتها، راهکارها و چشمانداز پیش رو
با وجود تمام چالشهای یادشده، ظرفیتها و فرصتهای قابلتوجهی نیز در این مسیر وجود دارد که اگر به درستی از آنها بهرهبرداری شود، میتواند ایران را به یکی از پیشگامان منطقه در حوزه ساختمان سبز تبدیل کند. مهمترین این فرصتها، پتانسیل بینظیر کاهش مصرف انرژی است. کارشناسان معتقدند اگر صنعتیسازی و کنترل مصرف انرژی در ساخت واحدهای مسکونی به صورت جدی دنبال شود، میتوان تا ۵۰ درصد مصرف انرژی را کاهش داد. به عبارت روشنتر، با کاهش ۲۰ درصدی مصرف انرژی در ساختمانها، میتوان کسری ۱۸ هزار مگاواتی برق کشور را مدیریت کرد و دیگر نیازی به ساخت نیروگاههای جدید نخواهد بود؛ اعدادی که نشان از اهمیت راهبردی این تحول دارد.
دومین فرصت، استفاده از ابزار برچسب انرژی ساختمان است که به عنوان پلی میان سیاستهای زیستمحیطی و ابزارهای مالی عمل میکند. این برچسب که بر اساس مبحث ۱۹، مصرف انرژی را از رده A تا G طبقهبندی میکند، میتواند به شفافیت بازار و تمایز ساختمانهای باکیفیت از ساختمانهای بیاستاندارد کمک شایانی کند. در همین راستا، مفهوم «وامهای سبز» که برای پشتیبانی از ساختمانهای کارآمد انرژی طراحی شدهاند، امروز به یکی از مؤثرترین مشوقها در سیاستهای توسعه پایدار در سطح بینالملل تبدیل شدهاند و خوشبختانه در ایران نیز برخی بانکها در این زمینه وارد عمل شدهاند.
سومین فرصت، به ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی ایران بازمیگردد. معماری سنتی ایران با ویژگیهایی همچون بادگیرها، حیاط مرکزی، آبانبارها و استفاده از مصالح بومی، خود نمونهای کامل از ساختمان سبز و پایدار بوده است. احیای این دانش بومی و تلفیق آن با فناوریهای نوین، میتواند مسیری منحصربهفرد برای توسعه ساختمان سبز در ایران ایجاد کند که نه تنها از نظر انرژی کارآمد باشد، بلکه هویت معماری ایرانی را نیز حفظ و احیا کند.
راهکارهای عملی برای غلبه بر موانع موجود نیز در مطالعات داخلی به خوبی ترسیم شده است. بر اساس این مطالعات، مهمترین راهکارها به ترتیب عبارتند از: ارائه تسهیلات و تخفیفات مالیاتی هدفمند از سوی دولت، ارتقای سطح کیفی ساختوساز از طریق حمایتهای دولتی، شناخت هزینههای واقعی و استفاده از جایگزینهای مناسب، و در نهایت توسعه آموزش و فرهنگسازی در میان مهندسان، سازندگان و حتی کاربران نهایی ساختمانها.
جمعبندی نهایی
صنعت ساختمان ایران امروز در آستانه یک تغییر پارادایم تاریخی و سرنوشتساز قرار دارد. از یک سو، ابزارهای قانونی در قالب مبحث ۱۹، نهادی در ساختار شورای سیاستگذاری ساختمان سبز و فنی در قالب سیستم ارزیابی سرو سبز، همگی در حال شکلگیری و تکامل هستند. از سوی دیگر، مقاومتهای سنتی در برابر تغییر، کمبود زیرساختهای نظارتی و چالشهای اقتصادی ناشی از تورم و هزینههای ساخت، مسیر را به هیچ وجه هموار نمیسازند. آنچه مسلم است، این است که موفقیت ساختمان سبز در ایران، به اندازه خودِ قانون، به آمادگی نهادهای نظارتی، آموزش نیروی انسانی متخصص، ایجاد شفافیت کامل در فرآیندهای ارزیابی و ارائه مشوقهای مالی شفاف و هدفمند بستگی دارد. همچنین تغییر نگرش فرهنگی در میان سازندگان، مهندسان و حتی خریداران ساختمان، به عنوان یکی از دو بال اصلی این تحول، نقشی غیرقابل انکار دارد.
لیگ برتر ساختوساز در ایران رسماً راه افتاده است و زمین چمن آن آماده شده، اما تیمها و داوران هنوز در حال تمرین هستند و نتیجه نهایی این مسابقه، تا پایان سال ۱۴۰۵ و با پایان دوره انتقال ویرایش پنجم مبحث ۱۹، مشخص خواهد شد. در پایان این دوره، یا شاهد تحولی واقعی در صنعت ساختمان و کاهش چشمگیر مصرف انرژی خواهیم بود که میتواند بخش بزرگی از ناترازی انرژی کشور را حل کند، یا اینکه اینبار نیز مانند بسیاری از طرحهای پیشین، شاهد یک اقدام نمادین و نظارتهای صوری خواهیم بود که به جز هزینه اضافی برای سازندگان، ثمره دیگری در بر نخواهد داشت. انتخاب میان این دو سرنوشت، در گرو اراده جمعی مسئولان، مهندسان و فعالان صنعت ساختمان است. آنچه مسلم است، ساختمان سبز دیگر یک انتخاب نیست؛ یک الزام است و دیر یا زود، صنعت ساختمان ایران باید آن را بپذیرد.



