
- استودیوی لگت و کاهواس خانهای تمامباز و خارج از شبکه در صحرای ساحلی پرو طراحی کرده است.
- این خانه فاقد اجاقگاز، یخچال و نور مصنوعی است و ساکنان آن از برنامه طبیعت پیروی میکنند.
- کاسا سرو نگرو بهجای چشمانداز اقیانوس، بر تپههای سیاه اطراف و آسمان تمرکز دارد.
- مصالح خاکی و مقیاس فضاها، این خانه را به محوطههای باستانی پیشاکلمبی پرو شبیه کرده است.
در دل صحرای ساحلی پرو، استودیوی معماری لگت و کاهواس (Leggett & Cahuas) خانهای تمامباز و خارج از شبکه طراحی کرده است که زندگی مدرن را به چالش میکشد. این پروژه که «کاسا سرو نگرو» (Casa Cerro Negro) نام دارد، در درهای باستانی در منطقه لیما واقع شده و بهجای چشمانداز اقیانوس، بر سکوت، سادگی و ارتباط با طبیعت تأکید دارد.
سنکا، فیلسوف رواقی، در نامههای خود به خوانندگانش توصیه میکرد که «هر از گاهی روزهایی را کنار بگذارند که به سادهترین غذا و اندکی از آن و لباس خشن و زبر قناعت کنند.» این تمرین مراقبهای سختی داوطلبانه، برای رهایی از خواستهها و اضطرابهای زندگی رومی طراحی شده بود. گری لگت، بنیانگذار استودیوی لگت و کاهواس در لیما، میگوید: «ما درباره سنکا صحبت کردیم. این معنای زیادی دارد که آگاهانه خودت را در جایی قرار بدهی که بتوانی احساس کنی ثروت چندان اهمیتی ندارد. باید بتوانی ناراحت هم زندگی کنی.»
خانهای که لگت و کاهواس برای این کارفرمای نیکوکار طراحی کرده، اگرچه بههیچوجه غیرقابلسکونت نیست، اما بسیاری از امکانات زندگی مدرن را حذف میکند تا پرسش «زندگی راحت» را بازتعریف کند. کارفرما چند سال تابستانها را در خانههای متروکه دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در لبه صحرای سچورا (Sechura) کمپ میکرد؛ منطقهای خشک اما معتدل که بین آند و سواحل پرو قرار دارد. جریان هومبولت اقیانوس آرام را در غرب آنقدر سرد نگه میدارد که ابرهای بارانزا تشکیل نشوند و کوههای شرق نیز هر بارشی را از جنگل آمازون مسدود میکنند. در ماههای زمستان، مهی پایدار به نام «گاروآ» (garúa) این منظره خشک را اشباع میکند و حیات را در نقاطی پراکنده حفظ میکند. این سایت خاص که چند ساعت با لیما فاصله دارد، سالانه کمتر از نیم اینچ باران دریافت میکند؛ رقمی همتراز با صحرای آتاکاما در شیلی که یکی از خشکترین نقاط زمین محسوب میشود.
در سال ۲۰۲۰، کارفرما از لگت خواست تا این خانههای متروکه را بازسازی کند، اما در طول بررسیهای اولیه مشخص شد که ساختمانهای موجود بیش از حد فرسوده هستند. آنها تصمیم گرفتند بهجای بازسازی، یک اقامتگاه تابستانی دائمیتر بسازند که به جغرافیا و اقلیم منحصربهفرد منطقه پاسخ دهد.
با خروج از بزرگراه پانآمریکن و پیچیدن در میان تپههای سنگی و دیوارهای بتنی، بهسختی میتوان کاسا سرو نگرو را دید. در نگاه اول، شبیه دیوارهای حائل در امتداد یک دره است و شاید هم نوعی اثر هنری زمینی از مایکل هایزر. با رسیدن به محل، صدای امواج خروشان به گوش میرسد. تپههای شن سیاهی که اطراف خانه را گرفتهاند و نام خانه نیز از آنها گرفته شده، بهنظر میرسد صدای اقیانوس را تقویت میکنند اما دید آن را سلب میکنند.
در ورودی این خانه تمامباز و خارج از شبکه، بازدیدکنندگان میتوانند مستقیم به یک تراس «سقفی» در سطح زمین بروند (که با گویهای شیشهای پر شده و شبیه یک اثر هنری دیگر است)، به راست بپیچند و مسیری را به سمت ساحل دنبال کنند، یا به چپ بپیچند و از پلهای باریک خاکی به یک در چوبی عظیم برسند. وقتی این در بزرگ از چوب کاج اورگان بازیافتی باز میشود، دو کبوتر ماتمزده پرویی (cuculíes) از حیاط اصلی بیرون میپرند. در این حیاط که به آشپزخانه، فضای نشیمن و راهروی زیگزاگی خانه متصل است، یک پنل خورشیدی افقی روی پایههای چوبی بداهه نصب شده که هم بهعنوان ایستگاه شارژ و هم با اضافهشدن یک رومیزی، بهعنوان میز غذاخوری در فضای باز عمل میکند.
طراحی در هماهنگی با طبیعت
گویهای شیشهای روی سقف دو هدف دارند: پخش نور در آشپزخانه زیرین و محافظت از سطوح کار در برابر بارانهای نادر. در عمق آشپزخانه و فضای نشیمن، یک سکوی خاک کوبیده بهعنوان جای نشستن عمل میکند. این فضا توسط یک روزنه استوانهای که از سقف پایین میآید و همزمان بهعنوان دودکش برای آتشدان فولادی روی سکو عمل میکند، روشن میشود. با وجود آب لولهکشی (که سالانه به یک مخزن در فاصله ۲۵۰ یاردی بالای تپه منتقل میشود)، اجاقگاز و یخچالی در کار نیست. کارفرما و مهمانان از کولر برای تازه نگهداشتن غذا برای چند روز و از اجاقگاز کمپینگ قابلحمل برای پختوپز استفاده میکنند. آب با نیروی گرانش به حمامهای خانه نیز میرسد؛ حمامهایی که برای حفظ حریم خصوصی در ندارند و دیوارهایشان تا سقف ادامه نمییابد. در تابستان، لولههایی که در زمین تاریک دفن شدهاند، آب را هنگام جریان به سمت پایین بهاندازه کافی گرم میکنند تا دوشی گرم فراهم شود.
سوئیت اصلی درب مخصوص به خود را دارد که آن هم از کاج بازیافتی ساخته شده است. اتاق خواب در انتهای دور باریک میشود و با پایین آمدن از رمپ ورودی، پرسپکتیوی اجباری ایجاد میکند. در ارتفاع ۱۵ فوتی، دو نورگیر خطی باز، کیفیت غارمانند و باشکوه فضا را برجسته میکنند. بدون هیچ راهی برای مسدودکردن نور روز و بدون نور مصنوعی (بهجز چند چراغقوه خورشیدی قابلشارژ)، کارفرما و مهمانان از برنامه طبیعت پیروی میکنند؛ سحر برمیخیزند و با شب استراحت میکنند. لگت توضیح میدهد: «مجبوری خودت را تطبیق بدهی، که واقعاً فوقالعاده است، چون این اتفاقی نیست که در شهر بیفتد.»
در سراسر خانه، کفها خاکی هستند و از خاک رس مخلوط با آهک، کاه، پوسته برنج، ماسه و کود گاوی ساخته شدهاند. هر ترک، فرورفتگی یا بریدگی که در اثر استفاده روزانه ایجاد شود، باید مرتباً با دوغاب ترمیم شود. دیوارها با گچاندود مرطوب پوشیده شدهاند که در داخل صاف و در نمای بیرونی زبر است. در زیر این گچ، ساختار بلوک سیمانی سادهای قرار دارد و تیرهای بتنی مسلح دهانههای بالای سر را تشکیل میدهند. معمار با خمکردن میلگردهای تعبیهشده در دیوارها و پیروی بلوکها از این انحنا، قرنیزهای منحنی (coved cornice) خلق کرده است.
وقتی داخل خانه هستید، صدای امواج که در بدو ورود بسیار برجسته بود، تقریباً کاملاً نامفهوم میشود، مگر اینکه دقیقاً زیر یکی از این قرنیزهای گرد بایستید. نکته قابلتوجه این است که هیچجای خانه یا تراس سقف، چشماندازی از اقیانوس ارائه نمیدهد؛ بلکه بازشوها تپههای سیاه اطراف و آسمان را قاب میکنند. یک معمار دیگر ممکن بود خانه را حول یک پانورامای ساحلی طراحی کند. اما میتوان استدلال کرد که ارائه یک منظره مفهومی نیست و این خانه بیشتر به غیاب و به چالشکشیدن انتظارات علاقهمند است. لگت توضیح میدهد: «در احساس این فاصله، نوعی رمز و راز وجود دارد. گاهی صدای اقیانوس را میشنوی، اما هرگز آن را نمیبینی.»
مقیاس فضاها و وزن استروتومیک مصالح، یادآور محوطههای باستانی پیشاکلمبی در سراسر پرو است. باریکی راهروهایی که به اتاقخوابهای غارمانند و حیاطهای نورگیر منتهی میشوند، یادآور مجموعه باستانی پاچاکاماک (Pachacamac) با ۱۸۰۰ سال قدمت است؛ جایی که پلهها و راهروهای طولانی محصور در دیوارهای خشتی ناگهان به میدانهای آفتابگیر با تراسهای خاکی باز میشوند. لگت معتقد است این شباهت صرفاً «تکامل همگرا» است، زیرا هم محوطههای باستانی و هم این خانه بهگونهای ساخته شدهاند که به محیط محلی پاسخ میدهند. اما این رابطه عمیقتر است. حذف امکانات رفاهی زندگی مدرن از خانه، نهتنها یک تمرین زاهدانه یا رواقی، بلکه تلاشی برای درک آن چیزی است که اغلب در زندگی مدرن و شهری گم شده است: حس بیزمانی. مانند ویرانههای پراکنده در سواحل پرو، کاسا سرو نگرو نیز از طریق سادگی و ارتباط با چشمانداز به این حس و نوعی عظمت دست مییابد.
ترجمه و تنظیم: صما




