صادق زیباکلام در گفتگو با «صما»:
فعالان اقتصادی نگران به نتیجه نرسیدن مذاکرات نباشند
سرنوشت بخش اقتصاد در کشور ما در حال حاضر به میزان زیادی به سیاست گذاری های دولت در بخش خارجی و بین الملل بهویژه توافق هسته ای گره خورده و باعث نوعی بلاتکلیفی در عرصه اقتصاد شده است. این وضعیت تا حدی ناشی از رشد اقتصادی پایین است و بخشی از آن نیز محصول جنبۀ روانی قضیه است که فعالین اقتصادی می خواهند بعد از به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای و انجام یک توافق جامع با جامعۀ بین الملل بهویژه غرب به رهبری آمریکا، اقدام به برنامه ریزی برای فعالیت های اقتصادی خود و گسترش و رونق آن نمایند.
ناگفته پیداست که بخش ساختمان نیز با اختصاص بیش از ۳۰ درصد از اقتصاد کشور به خود، از این قاعده مستثنا نبوده و فعالین عرصۀ صنعت ساختمان و به ویژه متقاضیان و خریداران مسکن که موتور محرکۀ اصلی رونق ساخت و ساز کشور هستند نیز چشم به این مذاکرات دوختهاند تا با توجه به نتیجۀ مذاکرات برای سرمایه های خود برنامه ریزی کنند. اما پس از اینکه زمان مذاکرات به مدت هفت ماه تمدید شد یک حالت نامشخص که گستره ای از خوشبینی تا بدببینی را شامل می شود بین مردم و در کسب و کار آنها به وجود آمد که در گفتگویی با دکتر صادق زیبا کلام تلاش کردیم از زاویه های متفاوت سیاسی و بین الملی چرایی و چگونگی این مذاکرات و تمدید زمان آن را بررسی کنیم و میزان ارتباط مذاکرات هسته ای با رکود و رونق حوزۀ اقتصاد را به پرسش بگذاریم که در ادامه این گفتگو را میخوانیم.
آقای دکتر، عده ای از فعالین عرصه اقتصاد امیدوار بودند که در این مرحله از مذاکرات توافق جامع هسته ای انجام شود تا بتوانند با خیالی آسوده به فعالیت های اقتصادی خود ادامه دهند اما وقتی در آخرین لحظات، مذاکرات به مدت هفت ماه تمدید شد، به نوعی برای این عده قابل هضم نبود و احساس می کردند که شاید دولت با این کار خواسته ابتدا وضعیت تورم و رشد اقتصادی را سر و سامان بدهد و بعد سر فرصت اقدام به انجام توافق نماید. نظر شما در این باره چیست؟
من فکر می کنم که روح پرسش اصلی شما این هست که اقتصادیون در واقع در ایران منتظر خبر خوشی بودند تا احساس کنند تکلیفشان روشن شده است و از طرفی چون این توافق انجام نشده یک حالت ناامنی در حوزۀ اقتصاد به وجود آورده و یا شاید تعمدا اعلام کردند که توافق صورت نگرفته است چون ممکن بود که یک حالت شوک به اقتصاد وارد شود و ایجاد تورم کند. من می خواهم بگویم که فرض دوم اینکه توافق صورت گرفته اما اعلام نمی کنند که باعث شوک تورمی نشود، نه اینجوری نیست. یعنی حتی اگر تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی و طرف مذاکره هم می خواستند باز هم چنین چیزی نمی توانست اتفاق بیفتد؟ برای اینکه این خب مشکل ایران است و مثلا آمریکایی ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها نمی توانستند محض گل روی آقای روحانی شریک بشوند در این جریان پرده پوشی که مثلا در ایران تورم بالا نرود یا پایین نیاید. نه این همان توهم یا فرضیه توطئه است می خواهم بگوم آنچه که اتفاق افتاده اساسا طبیعی بوده است.
خب الان به نظر شما وضعیت چه فرقی کرده که هر دو طرف احساس می کنند که می توانند بر سر میز مذاکره بنشینند و مشکلات را حل کنند؟
خب تا یک مقطعی سیاست ما این جوری بوده که ما چون از نظر ضوابط سازمان های بین المللی می توانیم فعالیت هسته ای داشته باشیم پس فعالیت هسته ای انجام می دهیم حالا چه غربی ها موافق باشند چه مخالف باشند، غربی ها هم هر کاری می خواهند بکنند. این سیاستی بود که بیشتر در دوران آقای احمدی نژاد بود یعنی ما حاضر نیستیم به خاطر عدم رضایت شما جلوی فعالیت هسته ای مان را بگیریم. حاصلش این شد که پرونده ایران از شورای حکام رفت به شورای امنیت و قطعنامه هایی که چه در شورای امنیت، چه در اتحادیه اروپا، چه در سنا و کنگره آمریکا علیه ایران صادر شد. اما سیاست دولت جدید یک مقداری نسبت به دولت قبلی متفاوت شده است. دولت جدید یعنی تیم مذاکره کننده ایرانی نگاهش از ابتدا این بوده که ما با شما سر جنگ نداریم و ما می پذیریم که مشکل شما در حقیقت نگرانی از برنامۀ هسته ای ماست بنابراین بیایید همکاری بکنیم. ما به شکلی برنامه های هسته ای را سامان می دهیم و اجرا می کنیم که شما بتوانید اعتماد پیدا کنید چون ما واقعا نمی خواهیم سلاح هسته ای تولید بکنیم منتها شما هم بپذیرید که ما در اساس حق فعالیت های هسته ای را داشته باشیم. من فکر می کنم که این اصل توافقی است که بین تیم مذاکره کننده ایران و غربی ها و به خصوص آمریکایی ها به وجود آمده یعنی ما به گونه ای فعالیت هسته ای انجام دهیم که واقعا غربی ها بتوانند اعتماد داشته باشند و آن ترس و نگرانی که دارند رفع شود. در مقابل چون ما داریم به گونه ای فعالیت می کنیم که غربی ها به مرور زمان اعتماد و اطمینان کامل پیدا می کنند پس در اصول می پذیرند که ما فعالیت هسته ای داشته باشیم. این روح کلی این توافق است.
یعنی شما اعتقاد دارید که ; این تمدید زمان مذاکرات باعث می شود که این اعتماد سازیِ بیشتر صورت بگیرد؟
آفرین آفرین اما اجرای آن خیلی سخت و پیچیده می شود چون آمریکایی ها می خواهند فعالیت هسته ای ما به گونه ای باشد که اگر ما یک روزی روزگاری تصمیم بگیریم که سلاح هسته ای بسازیم زمان زیادی نیاز داشته باشیم. این معنایش در عمل آن است که تعداد سانتریفیوژها خیلی کم شود و در تحقیق و مطالعه برای ساخت سانتریفیوژ های پیشرفته تر هم محدودیت به وجود بیاید، از طرف دیگر ما به غربی ها می گوییم حالا که به توافق رسیدیم شما هم تحریم ها را بردارید. غربی ها می گویند گرچه ما به توافق رسیدیم ولی اگر شما مثلا فردا شروع کردید دوباره مخفیانه همان برنامه ها را ادامه دادید چه؟ آمریکایی ها دنبال این هستند که ضمن اینکه فعالیت هسته ای ما ادامه پیدا می کند اما در واقع امکانات بالقوه و بالفعل فعالیت هسته ای ما کاهش پیدا کند که اگر روزی روزگاری تصمیم گرفتیم که سلاح هسته ای تولید بکنیم زمان خیلی زیادی نیاز داشته باشد مثلا به جای ۶ ماه، یک سال، دو سال یا ۵ سال زمان ببرد که آنها مثلا در آن ۵ سال بتوانند تمهیدات لازم را بیندیشند.
اگر توافق و اعتمادسازی تا این حد پیش رفته پس چرا تحریم ها را لغو نمی کنند؟ آیا هدف آنها دامن زدن به همین وضعیت اقتصادی فعلی نیست؟
;در خصوص تحریم ها ما می گوییم تحریم ها را همین الان بردارید حالا که ما توافق کردیم آنها می گویند نه! ; دو تا مسئله است یکی اینکه ما صد درصد به شما اعتماد پیدا نکردیم؛ یعنی این تحریم ها که کلی زحمت کشیده شده تا به اینجا رسیده را برداریم و پس فردا شما شروع کنید به انجام آن کارهایی که توافق کردیم که انجام ندهید بنابراین ترجیح می دهیم تحریم ها به مرور زمان برداشته شود. نکته دوم اینکه این تحریم ها بخشی دست دولت آمریکا است بخشی دست سنا و کنگره، بخشی دیگر دست اتحادیه اروپا و بخشی دست شورای امنیت، پس این ها را رئیس جمهور آمریکا نمی تواتد سریعا همه را بردارد ; و لغو تحریم ها طول ; می کشد. یعنی تا در سازمان ملل این تحریم ها برداشته شود به میزان زیادی زمان بر است. مجموع اینها باعث شد که طرفین به یک توافق کلی دست پیدا کنند. اصل توافق این است که طرف غربی اطمینان پیدا کند آژانس نظارت خیلی جدی روی فعالیت هسته ای ایران دارد. این امتیازی هست که ما به طرف غربی می دهیم، امتیازی که طرف غربی به ما می دهد این است که در اصول ایران می تواند به فعالیت هسته ای ادامه دهد. این کلیاتش است ولی جزئیاتش ۱۵ ماه طول کشیده تا به اینجا رسیده برخی از جزئیات توافق صورت گرفته ولی برخی از جزئیات همچنان ادامه دارد و در این هفت ماه من اطمینان دارم که بخش هایی از توافق هم صورت خواهد گرفت. ;
ببینید آقای دکتر زیبا کلام، برخی از کسانی که هنوز اطمینانی به سرمایه گذاری در حوزۀ اقتصاد و یا گسترش فعالیت خود ندارند دلیل مدعای خود را نوسانات اخیر دلار و سقوط بازار بورس عنوان می کنند و اینکه ممکن است این توافقات به نتیجه نرسد و دوباره یک برگشت به عقب در نوع نگاه کلان کشور به مقولۀ ارتباط با غرب و همکاری با جامعۀ بین الملل به وجود بیاید و تا به نتیجه نرسیدن کامل مذاکرات، سرمایه گذاری تام و تمام اقتصادی را نوعی ریسک می دانند به نظر شما چقدر احتمال بازگشت به عقب در سیاست های دولت وجود دارد؟
نه نه ببینید در مهندسی در خصوص بحث الاستیسیته، اگر یک کش را ; بکشی برمیگردد سر جایش ولی یک نقطه ای است که اگر شما بکشی دیگر سر جایش برنمی گردد، من فکر می کنم که توافق ما با غرب به نقطۀ غیرقابل بازگشت رسیده یعنی این جوری نیست که ما برگردیم به ۲۴ خرداد ۹۲. این اتفاق نمی افتد به هر حال راه دشواری در پیش داریم اما هر چه زمان بگذرد و غربی ها اطمینان بیشتری پیدا کنند که واقعا ایران بنا ندارد که به سمت مسائل نظامی هسته ای برود، من فکر می کنم برداشتن گام های بعدی سریعتر اتفاق می افتد اما در خصوص این که می فرمایید قیمت دلار بالا رفته، من فکر می کنم بالا رفتن قیمت دلار خیلی ربطی به توافق پیدا نکند بلکه بر می گردد به پایین آمدن قیمت نفت در بازار جهانی و ما هم چاره ای نداریم جز اینکه از مخارج نظامی یک مقداری بزنیم و بپذیریم که درآمد نفتی کم شده البته گفتن این حرف راحت است ولی در عمل به این راحتی نیست و دولت نمی تواند مخارج نظامی را کاهش دهد چون مخارج نظامی دست دولت نیست و متاسفانه اون جاهایی که دولت می تواند کاهش دهد جاهایی است که دولت با مردم سر کار دارد؛ دولت از بهداشت و درمان، از آموزش و پرورش، از محیط زیست خواهد زد از پروژه های عمرانی خواهد زد و چاره ای هم ندارد چون نفت بشکه ای ۱۰۰ دلار، شده ۶۴ دلار یعنی ; بیش از یک سوم درآمدمان را از دست داده ایم؛ چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن. ما دخلمان آمده پایین بنابراین هزینه را هم باید پایین بیاوریم. ;
آقای دکتر همان طور که قبلا گفتم برخی گروه های اقتصادی نظرشان این است که این تمدید مذاکرات باعث شد که بلاتکلیفیای که در بخش اقتصاد وجود داشت همچنان ادامه پیدا کند چون اگر توافق انجام می شد می دانستند که دیگر با اطمینان به توافق می توانند برنامه ریزی اقتصادی کنند و پیش بروند ولی الان دوباره باید ۷ ماه صبر کنند تا ببینند نتیجۀ نهایی این مذاکرات چه می شود. نظر شما چیست؟
نه نه نه ببینید عرض کردم توافق اصلی حاصل شده ما به عقب برنمی گردیم. در این هفت ماه مطمئن باشید که آن اختلافاتی که مانده ایضاً رفع خواهد شد همچنان که در این ۱۵ ماه مثلا اگر شما میزان اختلافات را ۲۰ تا بگیرید ۱۰ تا ۱۵ تا حل شده، یک تعدادی مانده که من یقین دارم این تعداد هم در هفت ماه آینده حل و فصل خواهد شد دلیلش هم این است که به نظر می رسد برای اولین بار در آن نگاه دشمنانه ای که ایران و آمریکا به همدیگر داشتند یک تغییر اساسی به وجود آمده؛ نه آمریکایی ها به دولت جدید ایران به عنوان یک دشمن نگاه می کنند و نه دولت جدید ایران به آمریکا به عنوان یک دشمن نگاه می کند. به نظر من برای اولین بار است که این نقطۀ عطف تاریخی بعد از ۳۵ سال در ایران اتفاق افتاده و به نظر من تأثیرات مثبتی در اقتصاد خواهد گذاشت.
;
;
;
;
;




