صما: دولت یازدهم در شرایطی روی کار آمد که کشور با معضلات حاد متعددی دست به گریبان بود. از یک سو بحران های سیاسی به عنوان یک عامل خارجی و از سوی دیگر نیز تورم شدید به عنوان عامل داخلی اقتصاد کشور را فلج کرده بود.
از دیدگاه کارشناسان در چنین شرایطی مهمترین سیاست دولت می توانست ساماندهی و آرام کردن اوضاع نابسامان حاکم بر کشور باشد. همان سیاستی که دولت در پیش گرفت و چاره ای جز این نداشت. به این معنا که همزمان با کنترل تورم حتی در شرایط رکودی، بتواند با فضای بین المللی نیز که بسیار اثرگذار به سیستم داخلی است تعامل کند و سپس با برنامه ریزی مناسب و کارشناسانه کشور را از این رکود وحشتناک نجات دهد.
;
فرآیندی که تاکنون دولت تدبیر و امید طی کرده، یک فرآیند کاملا طبیعی و صحیحی است. باید بپذیریم که در دولت جدید فشارها به نقطه ای رسیده بود که باید برای تعامل یا قطع رابطه با کشورهای دنیا تصمیم قاطعی اخذ می شد که خود مسئله زمانبری بود. از طرفی در داخل کشور نیز رفع نوسانات اقتصادی و تورم افسار گسیخته نیاز به تصمیم گیری و مدیریت صحیح جهت خروج از این شرایط داشت.
;
در همین راستا دولت همچنین اقدام به تعویض مدیران و مسئولان در برخی نهادها و دستگاه های اجرایی ازجمله استانداری ها در جهت استفاده از تخصص و کارآمدی مدیران شایسته کرد تا بتواند در ساماندهی امور مملکت به نتیجه بهتر و مناسبی برسد.
;
در این مسیر دولت یازدهم برنامه ریزی را از صفر شروع و نسبت به مدیریت این سیستم اقدام کرد. حال مسئله و پرسش این است که جابه جایی مسئولان و دولتمردان تا چه حد می تواند در بهبود بخش های یک کشور و ازجمله بخش اقتصاد موثر واقع شود.
;
کارشناسان بر این باورند که یک کشور قبل از هرچیز ابتدا باید برنامه داشته باشد و در شرایطی که در ایران متاسفانه برنامه جامعی وجود ندارد، طبیعتا هر فردی در راس یک دولت باید از صفر شروع به برنامه ریزی کند.
;
بدیهی است هر دولتی که روی کار می آید، تفکرات خاص خود را دارد و با توجه به همین تفکرات مدیرانی را روی کار می گذارد که به آنها باور دارد. طبیعی است که یک دولت افراد و مدیران هماهنگ با خود را به کار بگیرد. اما مسئله این است که به اذعان صاحبنظران درنهایت خروجی خاصی با این دسته از اقدامات اتفاق نمی افتد. به این معنا که در دوره ای شاید وضعیت امور کشور بهبود یابد اما درنهایت به دلیل نبود برنامه مشخص در بخش های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و… کشور به جایی راه نمی برد و یک راه حل اثرگذار و مثبت اما موقت و دوره ای است.
;
بر اساس این گزارش اگر دولتی براساس یک حزب نه فرد بالا بیاید و این حزب شناسنامه و برنامه داشته باشد و فرآیند کلی تعریف و معماری شده باشد، می توان گفت چنین رویکردهایی می تواند نتیجه بخش باشد. لذا ما به یک سیستم و ساختار منسجم اقتصادی و اجتماعی و سیاسی برنامه محور برای گرفتن خروجی نیاز داریم. یک تشکیلات متشکل از بخش های مختلف که به طور سیستماتیک امور و برنامه های خود را به سرانجام می رساند که متاسفانه در ایران چنین تشکیلاتی وجود ندارد و یک شخص به تنهایی کاری از پیش نمی برد.
;
چون یک دولت در فرصتی که روی کار می آید شاید اصلا فرصت تشکیل حزب را نداشته باشد و زمانی هم که حزب تشکیل می دهد و امور را سازماندهی می کند، دوره آن سرآمده است.
بدون شک اگر کشور دارای سیستم بود، هر دولتی که روی کار می آمد برنامه چشم انداز را در راس برنامه ها و فعالیت های خود قرار می داد. در همین رابطه از دیدگاه کارشناسان چشم انداز ۱۴۰۴ در حالی دیده شده که به یقین تاکنون به جایی نرسیده و ما باید جلوتر برویم و چشم اندازهای ۱۴۱۰ و حتی ۱۴۱۵ را ببینیم. متاسفانه ضعف عمده این است که در کشور یا برنامه ریزی وجود ندارد، یا اگر وجود دارد اجرایی نمی شود.
انتهای پیام/
کد خبر: ۰۲۲۴
;
;



