
درحالیکه سالانه میلیاردها مترمکعب گاز فلر در مشعلهای نفتی ایران میسوزد، صنعت فولاد کشور با کمبود شدید انرژی دستوپنجه نرم میکند؛ پارادوکسی تلخ که تولید را زمینگیر کرده، صادرات را عقب رانده و آینده یکی از مهمترین صنایع پیشران اقتصاد ایران را در هالهای از ابهام فرو برده است.
گاز فلر؛ ثروتی که میسوزد
گاز فلر یا Flare Gas، گازی طبیعی است که همزمان با استخراج نفت از مخزن جدا میشود و در صورت نبود تجهیزات جمعآوری، فرآورش یا انتقال، در مشعلها سوزانده میشود. این گاز در واقع بخشی از منابع ارزشمند هیدروکربنی کشور است که میتواند پس از فرآوری، بهعنوان سوخت صنایع، خوراک پتروشیمی یا منبع تولید برق مورد استفاده قرار گیرد.
ایران در کنار کشورهایی مانند روسیه و عراق، همچنان جزو سوزانندگان اصلی گاز فلر بهشمار میرود؛ فرآیندی که علاوه بر آلودگی گسترده زیستمحیطی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای، به معنای اتلاف عظیم انرژی است.
پارادوکس زمانی عمیقتر میشود که بدانیم حدود ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی هر سال در مشعلها میسوزد، اما همزمان صنایع، نیروگاهها و حتی بخش خانگی با محدودیت شدید گاز مواجهاند و خطوط تولید صنعتی ناچار به کاهش یا توقف میشوند. به بیان دیگر، بخش مهمی از بحران انرژی کشور نه به کمبود منابع، بلکه به ضعف زیرساخت و مدیریت بهرهبرداری بازمیگردد.
فولاد؛ قربانی اول ناترازی انرژی
محسن احمدی مقدم، روزنامهنگار و تحلیلگر اقتصادی، مینویسد: صنعت فولاد ایران که قرار بود نماد اقتصاد بدون نفت باشد، در سال ۱۴۰۴ با یکی از سختترین مقاطع تاریخ خود روبهرو شد. شکاف عمیق انرژی، نهتنها تولید روزانه، بلکه چشمانداز این صنعت را نیز به لرزه انداخته است.
آمارهای هفتماهه نشان میدهد تولید فولاد خام کشور به ۱۷ میلیون و ۳۴۰ هزار تن رسیده؛ رقمی که نسبت به سال قبل حدود ۵ درصد کاهش دارد. کارخانههایی که در سال ۱۴۰۲ با ۶۵ درصد ظرفیت فعالیت میکردند، حالا به حدود ۵۸ درصد رسیدهاند و بسیاری از کورهها روزها خاموش ماندهاند.
خاموشی برق، توقف تولید
قطعی برق تابستان تنها آغاز بحران بود. نزدیک به دو میلیون تن شمش و بیلت که میتوانست صادر یا در داخل مصرف شود، عملا از دست رفت. واحدهای کوچک و متوسط خصوصی با حاشیه سود محدود، نخستین قربانیان بودند؛ برخی شیفت شب را حذف کردند و تعدادی ناچار به تعطیلی کامل شدند.
در این میان، حتی شرکتهای بزرگی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان از تبعات ناترازی در امان نماندند. سهمیه برق این واحدها در بهار و تابستان گاه تا یکسوم کاهش یافت و هر ۲۴ ساعت تاخیر در ذوب، صدها میلیارد تومان زیان مستقیم به اقتصاد و سهامداران تحمیل کرد.
زمستان، کابوس گاز
با نزدیک شدن به فصل سرد، نگرانیها دوچندان میشود. در صورت سهمیهبندی گاز، واحدهای احیای مستقیم ممکن است تا ۴۰ درصد ظرفیت خود را از دست بدهند و ناچار شوند یا به مصرف مازوت پرهزینه و آلاینده روی آورند یا تولید را متوقف کنند.
این شرایط باعث شد سهم انرژی در قیمت تمامشده فولاد که پیشتر حدود ۳ درصد بود، به بیش از ۲۲ درصد افزایش یابد. نتیجه آن، از دست رفتن قدرت رقابت در بازارهای صادراتی مانند بغداد، کابل و استانبول بود؛ جایی که رقبا با انرژی ارزانتر، جای فولاد ایران را گرفتند.
زیان میلیاردی و تهدید اشتغال
برآوردها نشان میدهد مجموع زیان صنعت فولاد در چهار سال اخیر از ۱۴ میلیارد دلار فراتر رفته است؛ رقمی که میتوانست صرف احداث چندین نیروگاه اختصاصی یا توسعه انرژیهای تجدیدپذیر شود. در این میان، محصولات ساختمانی مانند میلگرد و تیرآهن بیشترین آسیب را متحمل شدند؛ هم بهدلیل رکود ساختوساز داخلی و هم فشار رقابت خارجی.
این درحالیست که صنعت فولاد بیش از ۶۵۰ هزار شغل مستقیم و چند برابر آن شغل غیرمستقیم ایجاد کرده و هر یک میلیون تن افت تولید، به معنای کوچکتر شدن سفره هزاران خانواده است.
راه خروج از بنبست چیست؟
با وجود شرایط سخت، برخی شرکتهای بزرگ با سرمایهگذاری در نیروگاههای داخلی توانستند بخشی از آسیبها را مهار کنند. برای نمونه، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴ بیش از سهچهارم برق مصرفی خود را از منابع داخلی تامین کرد و کمترین افت تولید را داشت. با این حال، این مسیر برای واحدهای کوچک و متوسط همچنان دستنیافتنی است.
کارشناسان معتقدند عبور از بحران تنها با اجرای همزمان سه راهکار ممکن است:
۱. واقعیسازی قیمت انرژی برای مهار مصرف بیرویه
۲. الزام قانونی صنایع بزرگ به ساخت نیروگاه با تضمین خرید برق مازاد
۳. سرمایهگذاری فوری چند میلیارد دلاری در انرژی خورشیدی و بادی، بهویژه در مناطق کویری
در نهایت تا زمانی که گاز فلر در مشعلها میسوزد و کورههای فولاد بهدلیل کمبود انرژی خاموش میمانند، ناترازی انرژی همچنان پاشنه آشیل صنعت فولاد ایران خواهد بود. اگر تصمیمهای سخت امروز گرفته نشود، هدف تولید ۵۵ میلیون تن فولاد تا پایان ۱۴۰۴ به خاطرهای تلخ تبدیل میشود و جایگاه ایران در بازار جهانی بیش از پیش تضعیف خواهد شد.




