نگاهی متفاوت از جنس تکریم به ارزشهای انسانی
مقوله تبلیغات در ایران چند سالی است که بسیار پررنگ شده است؛ روزی نیست که تبلیغات تلویزیونی جدید یا تبلیغات محیطی رنگارنگ در شهر به چشممان نیاید اما یک سوال بی جواب مانده که از انجام هزینه های تبلیغاتی چه خواسته ای از مخاطبین داریم؟
روزی نیست که تبلیغ جدیدی از طرف شرکتهای مالی مانند بانکها، موسسات مالی و بیمه ها نبینیم اما آیا خواسته جامعه از این شرکتها که نماد اعتماد و استحکام اقتصادی یک کشور است به رخ کشیدن میزان سود سپرده که بدون شک آفت تولید ملی در کشور می باشد یا خلاقیت در انتخاب خودروی خارجی متفاوت برای اهدای جایزه است.
هدف از نگارش این مطلب نقد برعملکرد این مجموعه ها نیست بلکه تایید معدود مجموعه هایی است که با بصیرت این نقیصه را دیده و در تلاش برای تغییر رویکرد خویش تدبیر می نمایند. موسسه مالی و اعتباری عسکریه یک از این استثناها است مجموعه ای که تصمیم به برقراری ارتباط با مخاطب خویش گرفته آنهم با نگاهی نو به صنعت بانکداری.
این مجموعه با تکریم ارزشهای انسانی در تبلیغات خود در تلاش است تا مخاطب منبع اقتصادی که تنها جذب ان باعث داشتن سود بیشتر می گردد نگاه نکند بلکه با یاداوری نکات اخلاقی و ارزشی که در وجود تک تک انسانها نهفته است به آنها یادآور شود که می توان با نگاهی بالاتر از منافع اقتصادی منافع انسانی را دید و زیباتر و بهتر زندگی کرد.
عسکریه با ساخت چند تبلیغ تلویزیونی ارزشی و حمایت از سریال مادرانه این نکته را به کل صنعت پولی کشور متذکر شد که آنها وظایفی بالاتر از مراقبت پول و سرمایه مردم دارند، آنها می توانند به عنوان یک نهاد موثر در زندگی مردم و نوع نگاهشان به یکدیگر تاثیر گزار باشند و این رسالت این دست مجموعه ها می باشد و در گامی دیگر با شناخت دقیقی که از جامعه ایرانی دارد، به حمایت فدراسیون فوتبال رفته است؛ ورزشی که با تایید همگان مهمترین و مردمی ترین ورزش این کشور است و در این برهه حساس که خود را برای حضور در جام جهانی آماده می کند تقویت منابع مالی فدراسیون بسیار حائز اهمیت است.
بی تردید فوتبال نیز نوعی رسانه برای برقراری ارتباط با مخاطبین است اما چه خوب که در عین استفاده از رسانه های تبلیغاتی و در عین ارسال پیام صنفی خود نیم نگاهی به مفید فایده بودن نیز بشود.
نویسنده بدنبال رد تبلیغات در صدا و سبما و یا دیگر رسانه ها نیست بحث این است که پیام شما به مخاطب چیست و رسالت اجتماعی چه جایگاهی در ذهن مدیران دارد و رویکرد هر سازمان برای برقراری ارتباط با مخاطب چگونه می باشد؟
بی تردید جای خالی این دست حرکتها در کشور ما به شدت احساس می شود. ای کاش روزی را داشته باشیم که همه ی نهادها بحث مسئولیتهای اجتماعی و انتظارت جامعه را به خوبی درک کنند و با حمایت از غذای روح جامعه مانند برنامه های ارزشی صدا و سیما و ورزشهائی که بدون حمایت آنها در معرض نابودی قرار می گیرند در این راستا گام بردارند.
یادمان باشد همه چیز سهم بیشتر از بازار نیست و امروز مردم فهیم کشورعزیزمان تفاوت بنگاه های اقتصادی با نهادهای مالی که دغدغه شان سربلندی کشور است را به خوبی درک می کنند.




