تفاوت زبانی حیاتی در موفقیت پروژهها
چرا رئیس ICE به جای «کارفرمای هوشمند» بر «کارفرمای آگاه» تأکید دارد؟

- رئیس ICE بر جایگزینی اصطلاح «کارفرمای آگاه» به جای «کارفرمای هوشمند» تأکید دارد.
- کارفرمای آگاه با درک بدهبستانها و تمرکز بر پیامدها، احتمال موفقیت پروژه را افزایش میدهد.
- توجه به کل چرخه عمر داراییها و اولویتدادن به نگهداری، از ویژگیهای کارفرمای آگاه است.
- لحن و فرهنگ پروژه توسط کارفرما تعیین شده و در کل تیم نفوذ میکند.
- پرورش کارفرمایان آگاه نیازمند توسعه حرفهای مستمر و تغییر در طرز فکر است.
دیوید پورتر، رئیس مؤسسه مهندسان عمران (ICE)، توضیح میدهد که چرا از اصطلاح «کارفرمای هوشمند» فاصله گرفته و «کارفرمای آگاه» را ترجیح میدهد.
او در طول سال ریاست خود بر ICE، گفتوگوهای مهمی درباره اهمیت حضور «کارفرمایان آگاه» در پروژهها داشته است. پورتر معتقد است گرچه اصطلاح «کارفرمای هوشمند» آشناتر است، اما «کارفرمای آگاه» توصیف بهتری به شمار میرود و این تفاوت زبانی حیاتی است. به گفته او، هوش تصمیمگیرندگان به ندرت مشکلساز است؛ آنها عموماً افرادی باهوش، تحصیلکرده و خوشنیت هستند، اما آگاه بودن موضوعی کاملاً متفاوت است.
کارفرمای آگاه به چه معناست؟
کارفرما در مرکز فرایند تحویل زیرساخت قرار دارد و یک کارفرمای آگاه، احتمال موفقیت پروژه را افزایش میدهد. چنین کارفرمایی میداند سیستمها چگونه کار میکنند، از پیامدهای تصمیمها و بهویژه بدهبستانها آگاه است و این درک را بهطور مداوم در طول زمان توسعه میدهد.
درک بدهبستانها
پورتر با اشاره به تجربه حرفهای خود در مدیریت ریسک سیل و بزرگراهها میگوید تصمیمگیری درباره زیرساخت به ندرت ساده است. این تصمیمها شامل بدهبستانهایی میان هزینه و تابآوری، اختلال کوتاهمدت و منفعت بلندمدت، و اثرات زیستمحیطی و رشد اقتصادی میشود. یک کارفرمای آگاه این بدهبستانها را تشخیص میدهد و با جستوجوی اطلاعات، خود را برای سنجش درست آنها مجهز میکند.
تمرکز بر پیامدها، نه محصولات قابل تحویل
کارفرمایان آگاه نه تنها دارایی در حال ساخت، بلکه سیستم گستردهتر پیرامون آن را نیز درک میکنند. زیرساخت هرگز صرفاً یک کالای فیزیکی منزوی از محیط اطرافش نیست، بلکه توانمندساز جامعه است و از بازآفرینی شهری، مکانسازی و رشد اقتصادی پشتیبانی میکند، اما باید این کار را به شیوهای انجام دهد که به مردم و کره زمین امکان شکوفایی بدهد. به باور پورتر، باید از روشهای محدود ارزیابی ارزش فراتر رفت. تمرکز صرف بر نسبت منفعت به هزینه، مزایای گستردهتری را که زیرساخت برای جوامع، محیطزیست و تابآوری بلندمدت به ارمغان میآورد، بهخوبی نشان نمیدهد. یک کارفرمای آگاه این تصویر کلان را درک کرده و از آن برای هدایت تصمیمگیری استفاده میکند.
درک کل چرخه عمر داراییها
علاوه بر ساخت زیرساختهای جدید، باید به فکر نگهداری و نوسازی این داراییها و همچنین داراییهایی بود که هماکنون به آنها متکی هستیم. داراییهای زیرساختی به دلیل قدمت، تقاضای فزاینده و اثرات اقلیمی تحت فشار هستند؛ نکتهای که در گزارش امسال «وضعیت ملت» نیز برجسته شده است. ما به یک رویکرد استراتژیک بلندمدت برای مدیریت دارایی و سرمایهگذاری پایدار در نگهداری و نوسازی نیاز داریم تا اطمینان یابیم زیرساختمان به خدمترسانی به جامعه ادامه میدهد. یک کارفرمای آگاه ضرورت عدم تمرکز صرف بر ساختوساز جدید را درک کرده و نگهداری را بهعنوان یک فعالیت مستمر سالانه در اولویت قرار میدهد.
کارفرما لحن پروژه را تعیین میکند
یکی از قویترین بازخوردهای پورتر از گفتوگوهایش در سراسر صنعت این است که کارفرما لحن پروژه را تعیین میکند و این لحن در کل تیم نفوذ میکند. یک کارفرمای آگاه فرهنگ پروژه را پایهگذاری میکند، بر رفتارها تأثیر میگذارد، روابط را شکل میدهد و اگر این کار به درستی انجام شود، در نهایت بر پیامدها اثر میگذارد. درست انجام دادن این کار، شرایط موفقیت را فراهم میکند و این موضوع اغلب در نحوه همکاری تیمها به وضوح دیده میشود.
درک مشترک به پیامدهای بهتر منجر میشود
پورتر یکی از قراردادهای روکشآسفالت جاده را که در اوایل کار حرفهای خود در آن مشارکت داشت، نمونه خوبی از کار گروهی میداند. او بهعنوان کارفرما نیاز داشت ریسکها و محدودیتهای پیمانکار را درک کند. پیمانکار نیز باید درک میکرد که چه چیزی برای کارفرما اهمیت دارد: از نظر زمانبندی پروژه، کیفیت و به حداقل رساندن اختلال برای مردم در حال تردد، ضمن تضمین شرایط کاری ایمن. داشتن یک درک مشترک به مدیریت موفق قرارداد برای هر دو طرف کمک کرد که به نوبه خود تضمینکننده ارائه ارزش در ازای پول برای عموم مردم بود. در مقابل، پورتر پروژههای دیگری را به یاد میآورد که در آنها این شفافیت وجود نداشت، سوءتفاهم پیش آمد و به دنبال آن، ناکارآمدی و تأخیر رخ داد. به تجربه او، همکاری زمانی بهترین نتیجه را دارد که یک کارفرمای آگاه حضور داشته باشد که واقعاً بفهمد به دنبال دستیابی به چه چیزی و چرایی آن است.
پرورش کارفرمایان آگاه در سراسر بخش
اگر بپذیریم که کارفرمایان آگاه برای پیامدهای بهتر محوریت دارند، پرسش بعدی این است که چگونه تعداد بیشتری از آنها را پرورش دهیم. این کار با توانمندی آغاز میشود. ما به افرادی نیاز داریم که سیستمهای زیرساختی ما را درک کنند، با پیچیدگی آنها راحت باشند و بتوانند به خوبی ارتباط برقرار کنند. همچنین باید بپذیریم که دانش ثابت نمیماند، به همین دلیل است که ما بهعنوان اعضای ICE ملزم به تمرکز بر توسعه حرفهای مستمر (CPD) هستیم. چه فناوری جدیدی مانند هوش مصنوعی، چه مدلهای نوین تحویل پروژه، یا روشهای جدید ارزیابی ارزش، همه ما نیاز داریم به یادگیری ادامه دهیم.
تغییر در طرز فکر
پرورش کارفرمایان آگاه بیشتر، نیازمند تغییر در طرز فکر است. ما به کارفرمایانی نیاز داریم که واقعاً زیرساخت را درک کنند، اما موضوع داشتن همه پاسخها نیست. موضوع تمایل به گوش دادن، تعامل با متخصصان سراسر زنجیره تأمین و گرد هم آوردن افراد برای یافتن بهترین راهحل است. پورتر معتقد است این گردهمآوری، کاری است که ICE برای انجام آن در موقعیت بسیار خوبی قرار دارد و اگر اعضا هنوز این کار را نکردهاند، آنها را تشویق میکند تا «جایگاه خود را در ICE پیدا کنند».
ترجمه و تنظیم: صما