از درخواست تنفس تا فروش خودرو؛ مستاجران در برابر فشار دوگانه جنگ و بیکاری چگونه سرپا میمانند؟

با تشدید تبعات اقتصادی ناشی از درگیریهای اخیر، بازار اجاره مسکن در کلانشهرهایی نظیر تهران با چالشهای بیسابقهای روبرو شده است. موج بیکاری و تاخیر در پرداخت حقوقها در ماههای اسفند و فروردین، مستاجران مناطق میانی و شمالی را با بحران پرداخت اجارهبها مواجه کرده است. بررسیها نشان میدهد فشار مالی ناشی از جنگ، نه تنها هزینههای معیشتی را بالا برده، بلکه استراتژیهای بقای مستاجران را از «درخواست زمان اضافه» تا «مهاجرت به حاشیه» تغییر داده است.
بحران معیشت؛ وقتی جنگ به جیب مستاجران آسیب میزند
جنگ تنها به تخریبهای فیزیکی محدود نمیشود؛ لرزههای اقتصادی آن بیش از هر چیز، زیرساختهای معیشتی خانوارها را هدف قرار میدهد. درحالیکه سالهای گذشته چالش اصلی مستاجران، تورم بالای اجارهبها بود، امسال با ورود متغیر جدیدی به نام «بیکاری ناشی از جنگ» روبرو هستیم. تعدیل نیروهای گسترده و عدم دریافت بهموقع حقوقها، بسیاری از خانوارها را به بنبست مالی رسانده است. اکنون در تهران، بخشی از موجران برای حفظ تعادل در بازار، سیاست «یک ماه تنفس برای پرداخت» را پذیرفتهاند، در حالی که مستاجران اخراجی، راه حلهای ناامیدانهای همچون برداشت از مبلغ ودیعه (پولپیش) را پیشنهاد میدهند.
نقشه تغییر رفتار مستاجران؛ از پسانداز اجباری تا فروش اموال
بررسیهای میدانی و تحلیل دادههای اقتصادی نشان میدهد که مستاجران برای مدیریت این بحران، به سمت رفتارهای جدیدی سوق یافتهاند. این تغییرات در ۱۳ نقطه کلیدی قابل مشاهده است که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تغییر در اولویتهای مصرف: حذف هزینههای ضروری و شروع «پسانداز شدید» برای تامین اجاره ماه آینده.
- راهکارهای نقدینگی: تصمیم برای فروش خودرو جهت تامین مبلغ ودیعه یا درخواست از موجر برای پرداخت اجاره از محل ودیعه موجود.
- مهاجرت معکوس: جابهجایی به خانههای کوچکتر، محلههای ارزانتر و در نهایت مهاجرت به حاشیه شهر.
- کاهش سطح زندگی: بازگشت به خانه پدری و تکیه بر حقوقهای ناچیز بیکاری که با رقم سنگین اجارهبها همخوانی ندارد.
میراث اقتصادی جنگ بر سبد هزینهها
با توجه به اینکه سهم اجارهبها میتواند تا ۶۰ درصد از سبد هزینههای خانوار را شامل شود، بحران فعلی فراتر از یک چالش ساده مسکن است. جنگ با متوقف کردن تولید و ایجاد بیکاری، مستاجران را در وضعیتی قرار داده که حتی تامین کالری حداقلی نیز با دشواری روبرو است. اگر روند فعلی ادامه یابد، شاهد بازگشت گستردهتر جمعیت از مرکز شهرها به حاشیه و تغییر ساختار اجتماعی ـ مکانی کلانشهرها خواهیم بود.
اما پشت آمارهای خشک اقتصادی، چه اتفاقاتی در خانههای مردم در حال رخ دادن است؟ گفتگو با شهروندان نشان میدهد که بحران مسکن، دیگر تنها یک چالش برای «تامین مسکن» نیست، بلکه به مسئله «تامین بقا» تبدیل شده است.
چهرههای پنهان در بحران؛ روایتهایی از میان خانههای اجارهای
۱- تعدیل نیرو؛ وقتی امنیت خانگی فرو میریزد
یکی از پدران که به تازگی دچار تعدیل نیرو شده، وضعیت دشوار خانواده سه نفره خود را اینگونه توصیف میکند: «پیش از این، من و همسرم با دو درآمد، توان مدیریت هزینههای اجاره، مهدکودک و مایحتاج روزانه را داشتیم. اما اکنون با بیکاری من، حقوق همسرم به سختی از پس اجارهبها و حداقلهای زندگی برمیآید.»
این خانواده درگیر چالشی دوگانه هستند؛ از یک سو برای یافتن شغل جدید باید هزینههای مراقبت از فرزندشان را مدیریت کنند و از سوی دیگر، تلاش برای درآمدزایی از طریق تاکسیهای اینترنتی، به دلیل کاهش تقاضای سفر و کاهش درآمد این حوزه، دیگر پاسخگوی هزینههای سنگین زندگی و اقساط خودرو نیست.
۲- کاهش قدرت خرید و سایه مهاجرت به حاشیه
حتی کسانی که از تعدیل نیرو در امان ماندهاند نیز از پیامدهای جانبی این بحران در امان نیستند. یک مغازهدار میانسال با اشاره به رکود شدید بازار پس از آغاز جنگ در اسفند ماه، میگوید: «اگرچه مغازه من متعلق به خودم است، اما خانه من اجارهای است. با افت شدید فروش و کاهش درآمد، اکنون تامین اجارهبها و هزینههای فرزندانم به دغدغهای شبانهروزی تبدیل شده است. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، تنها راه چاره برای مدیریت هزینهها، جابهجایی به حاشیه تهران یا شهرهای ارزانتر خواهد بود.»
۳- گزارش مشاوران املاک: تغییر الگوی رفتار در مناطق شمالی و جنوبی
فعالان حوزه املاک نیز تایید میکنند که این بحران، جغرافیای رفتار مستاجران را تغییر داده است. طبق گزارش مشاوران املاک، شدت این چالش در مناطق مختلف تهران متفاوت است:
- در مناطق جنوبی: بحران به قدری جدی است که بسیاری از مستاجران مجبورند اجارهبهای ماهانه خود را از محل «پول پیش خانه» پرداخت کنند؛ به این معنا که مبلغ ودیعهای که نزد موجر است، به جای سرمایهگذاری، به عنوان هزینه زندگی سوخت میشود.
- در مناطق میانی و شمالی: اکنون در این مناطق که پیشتر با ثبات بیشتری همراه بود، موج بیکاری و تاخیر در پرداخت حقوقها، مستاجران را وادار کرده تا از موجران درخواست «زمان اضافه» برای پرداخت ماهانه کنند.
شکاف عمیق میان موجر و مستاجر؛ گزینشی شدن قراردادها
این بیثباتگی اقتصادی، واکنش موجران را نیز به دنبال داشته است. با افزایش ریسک عدم پرداخت، موجران تمایل دارند قراردادهای خود را تنها با افرادی منعقد کنند که دارای «شغل تثبیتشده» هستند. این امر، فشار را بر طبقه متوسط و پایین که بیشتر در معرض بیکاری قرار دارند، دوچندان میکند. در مناطق جنوبی تهران، شدت عدم توانایی در پرداخت به اوج خود رسیده و این موضوع میتواند در آینده نزدیک، الگوی رشد اجارهبها در قراردادهای جدید را با تغییرات ساختاری مواجه کند.




