دیر زمانی نیست که مردم ما با مفاهیم ابتدایی ساخت و ساز آشنا نبوده و یا اصول فنی و مهندسی را نمیدانستند، با شکل گیری نظام مهندسی این ادبیات عمومی شد و نقش و اهمیت دانش مهندسی در ساختمانها مشخص گردید، به طوری که امروزه کمتر کسی از سازندگان و مردم در برابر دیدگاه های مهندسی به نسبت سال های گذشته از خود مقاومت نشان میدهد.
کم رنگ شدن هویت مهندسی، بر اخلاق حرفهای و مسئولیتپذیری و تعهد مهندسان اثر سوء میگذارد و به تدریج آنان را در سطح تولیدکنندگان ساختمان قرار می دهد. در حالی که وظیفه یک مهندس پیش از تولید، اشاعه فرهنگ مهندسی است و انتقال دانشی که بتواند، امنیت، دوام، آسایش و رفاه را برای شهروندان یک شهر به ارمغان آورد، اگر یک مهندس به آنچه محصول اندیشه، تحلیل و جامعنگری جامعه نخبگان این صنعت است، به دیده اغماض، بنگرد، این فقط به معنای زیر پا گذاشتن مقررات ملی ساختمان نیست، بلکه بی اعتنایی به دانش و تجربهای است که حیثیت مهندسی ساختمان را شکل داده است، اگر امروز شهرسازی توانسته در مسیر توسعه و بهسازی شهریاش بهبود یابد و دستاوردهای قابل ستایشی را به جامعه عرضه کند، محصول مسئولیت پذیری، تعهد و پایبندی به رسالت سازمانی و چشم انداز مهندسی است که در سازمان نظام مهندسی وجود دارد.
امروزه سازمان میبایست نقش پذیری اجتماعیاش را توسعه دهد و با آگاه سازی عمومی و ملموستر کردن وظایف قانونی اش برای مردم، ویترین شفافی از هویت و رسالت خود را به نمایش بگذارد و بتواند از انرژی و حمایت مردم برای سرعت بخشیدن به اهداف سازمانی بهره ببرد. نهادهای اجتماعی بزرگی مثل سازمان نظام مهندسی، بدون داشتن ارتباطات دو جانبه ; مؤثر و مستمر، با چالشهای بسیاری مواجه خواهند شد و هزینه سنگینتری را به دوش سازمان تحمیل خواهند کرد، فضای شهری از ترکیب تخصصهای هفتگانه سازمان نظام مهندسی ساختمان شکل می گیرد و باید توازن هوشمندانه و هماهنگی میان تمام این تخصصها احساس شود تا سیمای شهری، نظم و زیبایی کالبدیاش را بتواند نمایان سازد. به عنوان مثال ما در بخش سازه ساختمانها، عملکرد مطلوبی داشتهایم و به آن درجه از کیفیت رسیدهایم که بتوانیم از این بخش دفاع کنیم؟ هر چند هنوز هم فرصت های بهبودی زیادی در این زمینه وجود دارد که باید شناسایی شده و بکار گرفته شوند. اما در بخشهای دیگری هنوز به آن سطح از کیفیت که بتواند هم سنگ سازه ساختمانها باشد نرسیدهایم و این کاستیها میتواند بر عملکرد سازمان سایه اندازد.
دوره رشد سازمان نظام مهندسی ساختمان در میان دو قطب « بیم و امید » از مرز خطر گذشته و با سپری شدن دوران طفولیت سازمانی، آهسته آهسته این تشکل غیر دولتی، جامه ;کودکی اش را از تن بدر آورده و به جرگه سازمانهای بالغ وارد می شود. اما آیا این تحولات، به معنای پایان رسیدن دلواپسی ها و تهدید های محیطی است؟! تردیدی نیست که هر تغییر، در عمق خود، آکنده از خطرهای بالقوه تازهای است که در کمین لغزشهای این سازمان را به انتظار میکشند و با بزرگ شدن روز افزون سازمان، مشکلات این نهاد عمومی نیز افزایش یافته و دردهای بزرگی به سراغش میآیند. از این رو، حفظ سلامت و اطمینان از طی طریق درست، مستلزم هوشیاری روز افزون و پایشهای مداوم عملکردی و تنویر جادهای است که زمان حال را به آینده میرساند.




