بازخوانی یک پرونده قدیمی در گفتگو با احمد مسجد جامعی
سرانجام پرونده ربودن مجسمه های پایتخت/ دستمان در شورا بسته بود
اتفاق نادری بود که تا انتها هم نفهمیدیم به چه دلیلی اتفاق افتاد. طی مدت کوتاهی مجسمههای تهران ربوده شد مجسمههایی که چندان کوچک هم نبودن و برای ربودن برخی از آنها قطعا نیاز به ماشینهای سنگین بود اما چگونه بود که اینها ربوده میشدند و هیچ ناظری هم نمیتوانست از آن گزارشی تهیه کند چه برسد به آنکه جلوی ربوده شدن آن را بگیرد، معمایی است که هنوز هم حل نشده است .

مدتها از حادثه دزدیدن مجسمه های تهران می گذردسرانجام این اتفاق چه شد؟
این اتفاق نادری بود که تا انتها هم نفهمیدیم به چه دلیلی اتفاق افتاد. طی مدت کوتاهی مجسمههای تهران ربوده شد مجسمههایی که چندان کوچک هم نبودن و برای ربودن برخی از آنها قطعا نیاز به ماشینهای سنگین بود اما چگونه بود که اینها ربوده میشدند و هیچ ناظری هم نمیتوانست از آن گزارشی تهیه کند چه برسد به آنکه جلوی ربوده شدن آن را بگیرد، معمایی است که هنوز هم حل نشده، تمام این مجسمهها مجسمههای ارزشمندی بود که برخی از آنها حاصر عمر هنرمندانشان بود آثاری که قابل تکرار نبودند زیرا برخی از خالقان آن دیگر در قید حیات نیستند.
مدیران شهری نیز چندان این حادثه را جدی نگرفتند…
این مجسمهها ربوده شد و تنها این وعده را دادند که مشابه آن توسط هنرمندان دیگر ساخته میشود. نمیدانم این اتفاق افتاده یا نه اما برخی از این اثار تکرار شدنی نبودند.
چرا شورای شهر در آن زمان ورود جدی به این مسئله پیدا نکرد؟
شاید حس میکرد این موضوع در حوزهای است که نباید به آن ورود پیدا کرد یا کار شناخته شدهای برای اعضا نبود اما این اتفاق حس ناامنی را در شهر ایجاد کرد. وقتی تندیسهای شهر با این عظمت و بزرگی و شناسنامه و… ربوده میشدند هر چیز دیگری در این شهر در معرض تهدید قرار میگرفت برای حس ایجاد امنیت اقتضا میکرد دزد این مجسمهها را پیدا کنند و این موضوع پیگیری شود.
شما برای به سرانجام رسیدن این پرونده چه کردید؟
من به عنوان یک عضو شورا تنها میتوانستم سوال کنم، تذکر دهم و تذکرم را پیگیری کنم اما پاسخ به تمام این پیگیریها این بود که مجسمههای جدیدی جایگزین این مجسمهها میشود. حتی در جلسهای که با شهردار یکی از مناطق داشتم موضوع را مطرح کردم شهردار از این موضوع ناراحت شد و تلخزبانی کرد. بیش از این نمیشد از جایگاه شورا پیگیر این موضوع بود. شورا مانند مجلس اختیار ندارد، اعضای شورا اختیاراتشان محدود است، تذکر میدهند و اگر با پاسخ قانع شدند که شدند اگر نشدند، نشدند!
در آن زمان خاطرم هست این اتفاق را به برخی از گروه های مذهبی افراطی نسبت می دادند…
پس از این اتفاق با یکی از دوستان که جزو مدیران دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود به قم سفری داشتم آن دوست از علمای حاضر درخصوص مسائل فقهی سوال کرد که روحانیای که مورد پرسش قرار گرفته بود با شیرینی تمام پاسخ داد کسی که این مجسمهها را ربوده به خاطر خدا این کار را نکرده است و از سر دلسوزی برای فقه نیست.
اما همیشه نگاه های منفی به حوزه مجسمه سازی وجود داشته است.
ما در سیما و منظر شهری آثار حجمی کم داریم بیشتر عکس بوده است، سنگنوشته هم بوده، نقش برجستههایی که در سنگ کنده میشد، هنوز هم در برخی از امامزادهها این موضوع هست. حجم در فضای شهری نسبتا شدید است حتی برخی مدیران ما فاصله بین مجسمه، تندیس و سردیس و حجم برایشان روشن نیست. در سالهای اخیر برخی فعالیتها برای افزایش حجم در تهران آغاز شده از زمان حضور عسگرپور در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری به عنوان معاون هنری یا در زمان مسئولیت موسوی در اداره حجم میبینیم با وجود تمام تلاشهای این دو مدیر تلاشگر آنها نیز به خاطر بسیاری از دلایل مجبور شدند از مسئولیتهایشان خداحافظی کنند اما بیشتر مشکلات به دلیل ناشناخته بودن این حوزه در شهر است.
;



