مسکن و ساختمان
گاه نوشته‌های وزیر مسکن (17)

«ظریف جان» لطف نمودی قدحت پرمی باد- که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد/طنز

صما، گروه طنز- در ایام نوروز سخت‌ترین کار مربوط به وزارت راه است خدا می داند، یعنی اگر راه و مسکن را آن دکتر قبلی(محمود احمدی نژاد) با هم ادغام نکرده بود بنده الان فقط وزیر مسکن بودم و در این ایام نوروز یک نفسی به راحتی می‌کشیدم و فرصتی پیش می‌آمد و تعدادی از کتاب‌های «آنتونی گیدنز» مثل«جامعه شناسی» اش را مطالعه می کردم چون به زیبایی «وبر، مارکس و دورکیم» را نقد کرده است.

در این ایام نوروز ما هم مانند همکاران فقط می دویدیم از این سو به آن سو که خدای ناکرده اتفاقی نیوفتد و چرخ هواپیمایی باز نشود و حادثه ای در جاده ای و ریلی و هوایی و دریایی رخ ندهد. یعنی از ۲۵ اسفند تا ۱۵ فروردین با این بچه های دست اندرکار فقط به همه جا سرک می کشیدیم – این منوچهر(منوچهر شیبانی) هم آدم شوخی است. می گفت دکترجان؛ مثل زبل خان شده‌ایم، زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان جاده هراز- اما خدا را شکر نسبت به سال‌های قبل کاهش حوادث جاده ای داشته‌ایم و امیدواریم که بتوانیم به استانداردهای جهانی برسیم. برای رسیدن به این استانداردها داریم تعداد دوربین‌های جاده ای را تقویت می کنیم و یک سری کارهای دیگر هم می خواهیم بکنیم که اگر مشکل مالی وزارتخانه برطرف شود گام های خوبی برخواهیم داشت.

در همین تعطیلات که سخت مشغول رصد کردن خطوط حمل و نقل کشور به لحاظ کاهش اتفاقات و خطوط وایبر و لاین جواد(جواد ظریف) به لحاظ افزایش اتفاقات بودیم که ببینیم بالاخره نتیجه مذاکرات چه می شود که موبایلم زنگ زد دیدم از صدا و سیما است اول فکر کردم حاج عزت(ضرغامی) است بعد یادم افتاد که ایشان دیگر رفته است، با خودم گفتم پس حتماً محمد سرافراز است که به بنده گفت: دکترجان یک سر تشریف بیاورید برنامه خبری و مردم را درجریان فعالیت های وزارت راه و شهرسازی قرار دهید. به خاطر مشغله کاری می خواستم جواب رد بدهم اما از آنجا که حقوق شهروندی در خون من است نتوانستم رد کنم و در برنامه حاضر شدم و به نکات خوبی هم اشاره کردم از جمله هوشمندسازی جاده ها، بازتعریف شناسنامه فنی ساختمان و گزارش عمکرد نوروزی که بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت مخصوصا صحبتم در مورد پیش فروش مسکن و «حساب امانی» که باعث می شود تخلفات ناشی از پیش فروش از بین برود. البته نگران بودم کسی که در «صما» گاه نوشته های من را می نویسد حالا این «حساب امانی» را با «لیمو امانی»! مقایسه کند و کل طرح را لوث کند که خوشبختانه چنین نشد.

در بازدید نوروزی از مرکز کنترل ترافیک هوایی کشور به ما گفتند که خوب است تلفنی با خلبان یکی از خطوط هوایی صحبت کنید گفتم فکر خوبی است حالا خلبان کدام خط است؟ گفتند پرواز مشهد، مردد بودم که نکند حاج باقر(باقر قالیباف) باشد و بخواهد گواهینامه خلبانی اش را به رخ بکشد اما صدایش لهجه نداشت و دانستم ایشان نیستند پس با خلبان درباره وضعیت ترافیک صحبت کردم و ضمن خسته نباشید، سال نو را به ایشان و تمامی خدمه و مسافرین تبریک گفتم. در ادامه بازدید، سرکشیک مرکز گزارش داد: در ۲۴ ساعت گذشته ۹۴۷ پرواز از آسمان ایران عبور کرده است، حدود ۱۱۰۰ پرواز داخلی و حدود ۵۰۰ پرواز متفرقه از جمله پروازهای نظامی نیز در آسمان کشور انجام شده است. بنده هم بر حفظ ایمنی و استانداردهای لازم پروازی تأکید کردم.

خبر جالب اما رکورد شکنی استان فارس در حوادث جاده ای و کاهش تلفات بوده است که باعث خوشحالی شد و اگر همین روند ادامه پیدا کند فکر کنم تا ۲ سال آینده سوانح و تلفات در این استان به صفر برسد و حتی در سال سوم تعدادی زاد و ولد در جاده های منتهی به این استان هم رخ دهد که جای تقدیر و تشکر دارد و از زحمات تمام کسانی که تعطیلات نوروزی را در کنار خانواده نبودند تا مردم سفر ایمنی را داشته باشند در همین گاه نوشته قدردانی می کنم.

بالاخره جواد(جواد ظریف) هم در آن شب نفس گیر توانست مذاکرات را به جای خوبی برساند و با خواندن بیانیه یک موج مثبتی را در سطح اقتصاد راه بیندازد و فعالان اقتصادی با روحیه بالا و دل و دماغ چاق سال جدید را شروع کردند و همه منتظر ایجاد رونق در این سال همزبانی و همدلی هستند و ما هم همزمان اقدام به مذاکراتی برای تقویت و تجهیز و نوگرایی ناوگان حمل و نقل کشور آغاز کرده ایم که با نهایی شدن توافق ظریف، بتوانیم گام های خوبی برای جوان کردن ناوگان پیر حمل و نقل به خصوص ناوگان هوایی برداریم. این جواد(جواد ظریف) هم اصلا وقتی می خندد من روحیه می گیرم اینقدر که دوست داشتنی است این مرد، خدا می داند، یعنی وقتی دیدم توی فیس بوکش آنقدر از زحماتش قدردانی شده خوشحال شدم و برایش نوشتم:

;

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد ; ; ; ; زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که «۱+۵ »می‌فرمود ; ; ; ; عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

صبح امید که بد معتکف پرده غیب ; ; ; ; گو برون آی که کار شب تار آخر شد

«ظریف جان» لطف نمودی قدحت پرمی باد ; ; ; ; که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

;

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا