تجربه بازآفرینی خیابان در هانگژو
بازآفرینی خیابان یوئلانگ؛ از معبر عبور تا فضای زندگی شهری
- بازآفرینی خیابان یوئلانگ در هانگژو بدون ساخت خیابان جدید، با بازتوزیع فضای موجود انجام شد.
- عرض سوارهرو از ۱۰ تا ۱۲ متر به هفت متر کاهش یافت و فضای آزادشده به پیادهروی و فعالیتهای عمومی اختصاص یافت.
- اتصال فضاهای پراکنده میان ساختمانها و خیابان، شبکهای پیوسته از فضاهای عمومی ایجاد کرد.
- نورپردازی و طراحی شبانه در خدمت فعالسازی فضای عمومی و تعامل اجتماعی قرار گرفت.
- این پروژه نشان میدهد بازآفرینی خیابان به معنای حذف خودرو نیست، بلکه ایجاد تعادل میان حرکت، توقف و زندگی اجتماعی است.
به گزارش صما، تجربه بازآفرینی خیابانی در هانگژو نشان میدهد که مدیریت شهری برای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی الزاما به ساخت خیابانهای جدید نیاز ندارد؛ گاهی با بازتوزیع فضای موجود، کاهش سهم خودرو، ساماندهی پارکینگ و اتصال فضاهای پراکنده میتوان یک معبر خدماتی و پرتردد را به محیطی برای تعامل اجتماعی تبدیل کرد.
در بسیاری از مناطق متراکم شهری، خیابانها بیش از آنکه برای زندگی اجتماعی شهروندان طراحی شده باشند، به مسیرهایی برای عبور خودرو، دسترسی به پارکینگ، جابهجایی کالا و رفتوآمد روزانه تبدیل شدهاند. این وضعیت بهویژه در محدودههای اداری و تجاری که تراکم ساختمانها بالاست، باعث میشود فضای ارزشمند خیابان عمدتا در اختیار حرکت و توقف وسایل نقلیه قرار گیرد و سهم شهروندان از فضای عمومی به حاشیه رانده شود.
خیابان یوئلانگ در منطقه مرکزی شهر هانگژو نمونهای از چنین شرایطی بود. این معبر داخلی حدود ۳۳۰ متر طول داشت و در میان ساختمانهای بلندمرتبه تجاری و اداری قرار گرفته بود. پیش از بازآفرینی، خیابان اغلب برای رفتوآمد کارکنان، دسترسی به پارکینگ، توقف موقت و خدمات پشتیبانی ساختمانها استفاده میشد و خودروها، دوچرخهها، عابران پیاده و فعالیتهای بارگیری برای استفاده از فضای محدود خیابان با یکدیگر رقابت میکردند. در دو سوی خیابان نیز حصارها، فضای سبز، اختلاف تراز و تفاوت در نوع کفسازی باعث شده بود ارتباط میان ساختمانها و فضای عمومی خیابان گسسته باشد.
رویکرد اصلی: اصلاح رابطه حرکت، توقف و زندگی اجتماعی
رویکرد اصلی در این پروژه، تغییر کامل کاربری خیابان نبود، بلکه اصلاح رابطه میان حرکت، توقف، فعالیت اقتصادی و زندگی اجتماعی بود. این نگاه برای مدیریت شهری اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد حتی در مناطق متراکم نیز میتوان بدون گسترش فیزیکی معبر، ظرفیت استفاده عمومی از آن را افزایش داد.
یکی از نخستین اقدامات، ساماندهی پارکینگ و فضای حرکتی بود. پارکینگهای طولانیمدت سطحی به فضاهای زیرزمینی و پارکینگهای نزدیک منتقل شدند و در عین حال، فضاهای ضروری برای توقف کوتاهمدت و خدماتی حفظ شد. پس از آن، عرض سوارهرو که پیشتر حدود ۱۰ تا ۱۲ متر بود به یک مسیر دوطرفه هفتمتری کاهش یافت. فضای آزادشده برای پیادهروی و فعالیتهای عمومی مورد استفاده قرار گرفت و مسیرهای پیوستهتری برای عابران شکل گرفت. کاهش فاصله عبور عابر از عرض خیابان نیز به ایجاد محیطی آرامتر و پیادهمحورتر کمک کرد.
از منظر مدیریت شهری، اهمیت این اقدام در آن است که ظرفیت خیابان دیگر صرفا با تعداد خودروهایی که میتواند عبور دهد سنجیده نمیشود. بخشی از ظرفیت معبر میتواند به مکث، حرکت پیاده، نشستن، تعامل اجتماعی و فعالیت اقتصادی اختصاص پیدا کند. چنین تغییر نگرشی میتواند بدون نیاز به افزایش سطح زیرساخت، کیفیت استفاده از فضای شهری را بالا ببرد.
اتصال جبهههای ساختمانی به فضای عمومی
مرحله بعدی، بازکردن جبهههای ساختمانی و ایجاد ارتباط میان فضاهای ورودی ساختمانها و خیابان بود. فضاهایی که پیشتر به دلیل حصار، اختلاف سطح و کاشتهای جداکننده از جریان عمومی شهر منفصل بودند، با حذف برخی موانع و استفاده از رمپ، پله و تغییرات نرم در منظر به مسیرهای پیاده متصل شدند. در نتیجه، فضای میان ساختمان و خیابان از یک حریم نیمهخصوصی و کماستفاده به بخشی از قلمرو عمومی تبدیل شد.
این موضوع برای مدیریت شهری از جنبه دیگری نیز قابلتوجه است. بسیاری از فضاهای شهری در فاصله میان ساختمان و معبر قرار دارند، اما به دلیل نبود هماهنگی در طراحی، مالکیت یا مدیریت، به صورت قطعاتی جدا از یکدیگر عمل میکنند. اتصال این فضاها میتواند بدون ساخت میدان یا پارک جدید، شبکهای پیوسته از فضاهای عمومی ایجاد کند و کیفیت حرکت پیاده را در مقیاس محله افزایش دهد.
در ادامه، عناصر مختلفی مانند سایهبان، فضای نشستن، درختان، فضای سبز خطی، محلهای فعالیت و فضاهای غذاخوری در امتداد خیابان قرار گرفتند. لبههای سبزی که پیشتر بیشتر نقش بصری داشتند، به فضاهایی قابل استفاده برای شهروندان تبدیل شدند و پیشفضاهای جداگانه ساختمانها نیز به تدریج به یک قلمرو پیاده پیوسته متصل شدند. به این ترتیب، خیابان دیگر تنها محلی برای عبور نبود و امکان توقف و حضور در آن افزایش یافت.
این تغییر میتواند یکی از راهکارهای مهم برای مدیریت شهری در مناطق تجاری باشد زیرا بسیاری از این محدودهها در ساعات اداری فعالاند اما پس از پایان زمان کاری با کاهش حضور شهروندان مواجه میشوند. افزودن فضاهای نشستن، فعالیتهای روباز و امکان استفاده اجتماعی از خیابان میتواند الگوی زمانی استفاده از فضا را متنوعتر کند و حضور شهروندان را از ساعات اداری به عصر و شب گسترش دهد.
نقش نورپردازی در فعالسازی فضای عمومی
در این پروژه، توجه به شب نیز بخشی از برنامه احیای فضای عمومی بود. هویت شبانه موجود منطقه با استفاده از عناصر نوری به فضای خیابان منتقل شد. یک سازه مرتفع با فرم حلقهای و نورپردازی در یکی از نقاط شاخص تقاطع قرار گرفت و عناصر مرتبط با این ایده در مبلمان شهری، پاویون، کفسازی و فضاهای مختلف تکرار شد. نتیجه، ایجاد یک نشانه شهری قابل تشخیص و در عین حال ایجاد فضایی برای مکث و تعامل اجتماعی بود.
اهمیت این رویکرد برای مدیریت شهری در این است که نورپردازی و طراحی شبانه صرفاً برای زیباسازی استفاده نشده، بلکه در خدمت فعالسازی فضای عمومی قرار گرفته است. فضای زیر این سازه، با کفسازی، فضای سبز و محلهای نشستن، در طول روز برای استراحت، انتظار و یافتن سایه و در شب برای تعامل اجتماعی و فعالیتهای پیرامون واحدهای همکف مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع، چشمانداز شبانه که پیشتر بیشتر در مقیاس ساختمانهای بلندمرتبه دیده میشد، به سطح خیابان و مقیاس انسانی منتقل شده است.
این تجربه نشان میدهد که بازآفرینی خیابان لزوما به معنای حذف خودرو نیست. خیابان همچنان میتواند دسترسی سواره، خدمات ساختمان، ورود به پارکینگ و فعالیتهای ضروری را حفظ کند، اما این فعالیتها نباید تمام ظرفیت فضای عمومی را در اختیار بگیرند. با طراحی دقیق مقطع خیابان میتوان میان حرکت خودرو، دوچرخه، پیاده و خدمات شهری تعادل برقرار کرد.
از سوی دیگر، این پروژه نشان میدهد که فضای سبز زمانی بیشترین ارزش شهری را ایجاد میکند که از یک عنصر صرفاً تزئینی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود. درختان و فضای سبز خطی در این خیابان علاوه بر ایجاد کیفیت بصری، با ایجاد سایه و همراهی با محلهای نشستن و مکث، به زیرساختی برای حضور شهروندان تبدیل شدهاند. چنین نگاهی میتواند در شهرهای گرم و خشک نیز اهمیت بیشتری پیدا کند؛ جایی که سایه، آسایش حرارتی و امکان توقف در فضای باز مستقیماً بر میزان استفاده شهروندان از فضا تأثیر میگذارد.
از منظر اقتصادی نیز اتصال فضای عمومی به فعالیتهای همکف اهمیت دارد. در خیابان بازآفرینیشده، فضاهای غذاخوری روباز و فعالیتهای روزمره با مسیرهای پیاده و محلهای مکث ارتباط پیدا کردهاند. در نتیجه، فعالیت اقتصادی دیگر پشت مرز ساختمانها محصور نیست و بخشی از زندگی خیابانی را شکل میدهد. این ارتباط میتواند به افزایش سرزندگی محدودههای تجاری و استفاده مؤثرتر از فضاهای موجود کمک کند.
نکته مهمتر آن است که این پروژه از یک مداخله تکبعدی فراتر رفته و خیابان، فضاهای جلوی ساختمانها، مسیرهای فرعی، مبلمان، فضای سبز، نورپردازی و فعالیتهای تجاری را به عنوان اجزای یک سیستم واحد دیده است. پیش از بازآفرینی، هر ساختمان و فضای پیرامون آن تا حد زیادی به صورت مستقل عمل میکرد، اما رویکرد جدید تلاش کرد این قطعات را در قالب یک قلمرو عمومی پیوسته به یکدیگر متصل کند.
برای مدیریت شهری، چنین نگاهی میتواند به معنای عبور از پروژههای پراکنده زیباسازی به سمت مدیریت یکپارچه فضای عمومی باشد؛ رویکردی که در آن اصلاح پارکینگ، مدیریت ترافیک، پیادهمداری، فضای سبز، مبلمان شهری، نورپردازی و اقتصاد محلی بخشی از یک برنامه مشترک هستند.




