چالشهای حقوقی و اقتصادی طرح جدید
فروش سانتیمتری مسکن؛ راهکار خانهداری یا ابزار سرمایهگذاری؟

- طرح فروش سانتیمتری مسکن با واکنشهای متفاوت کارشناسان روبرو شده است.
- منتقدان معتقدند این طرح بیشتر ابزاری برای سرمایهگذاری است تا خانهدار کردن واقعی.
- فرشید پورحاجت دبیر کانون انبوهسازان بر کمبود قدرت خرید مردم به عنوان ریشه اصلی بحران تأکید کرد.
- ابهامات حقوقی در انتقال مالکیت و زمان تحویل، چالشهای جدی برای این طرح است.
- موفقیت طرح فروش متری منوط به کنترل تورم و افزایش واقعی عرضه مسکن است.
طرح فروش سانتیمتری مسکن که اخیراً مجدداً مطرح شده است، با واکنشهای متفاوتی از سوی کارشناسان مواجه شده است. در حالی که برخی این ایده را راهکاری برای مشارکت مردم در پروژههای کلان عمرانی و کمک به اجرای طرحهای دولت با احتساب سود مشارکت میدانند، منتقدان معتقدند این طرح بیش از آنکه هدف خانهدار کردن مردم را دنبال کند، به دنبال تبدیل داراییهای خرد به سرمایهگذاری است. ابهام اصلی اینجاست که در شرایط اقتصاد متورم و قیمتهای نجومی مسکن، آیا این طرح میتواند به بهبود بازار و تحقق رویای خانهدار شدن منجر شود؟
کارآمدی فروش سانتیمتری
به گزارش صما، تلاش برای پیوند نقدینگی خرد مردم با بازار ملتهب مسکن، با شعار خانهدار کردن اقشار فاقد سرمایه اولیه عرضه میشود. بسیاری از کارشناسان معتقدند این طرح در عمل وعده تحویل واحد مسکونی را فراتر از هدف اصلی خود قرار داده و مسکن را به یک دارایی خردپذیر و قابل معامله تبدیل میکند. اگرچه در بازاری که قیمت ملک از توان خرید خانوارها فاصله گرفته، این ایده برای برخی جذاب است زیرا امکان ورود با سرمایههای کوچک را فراهم میکند، اما منتقدان هشدار میدهند که این مدل بیشتر ابزاری برای حفظ ارزش پول در برابر تورم است تا راهی برای مالکیت واقعی و سکونت.
چالشهای فروش متری مسکن
سوال اصلی این است که آیا تکهتکهکردن واحد مسکونی به سهمهای بسیار کوچک میتواند بحران مسکن را حل کند؟ تجربه گذشته نشان میدهد که در شرایطی که قدرت خرید عمومی پایین است، تورم هزینه ساخت را بالا میبرد و نقدشوندگی داراییهای خرد تضمین نمیشود. هر طرحی که بر پایه خرید سهمهای کوچک بنا شده باشد، با ریسکهای حقوقی، اجرایی و مالی جدی روبرو خواهد شد. بنابراین، فروش خانه سانتیمتری اگرچه در ظاهر راهی نو برای جذب سرمایههای خرد است، اما هنوز روشن نیست تا چه اندازه به هدف اصلی یعنی خانهدار شدن نزدیک میشود. بازار مسکن بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، تضمین حقوق خریدار و سیاستهای مؤثر برای افزایش عرضه واقعی است؛ وگرنه هر ایده تازهای ممکن است بر پیچیدگیهای بحران اقتصادی بیفزاید.
نظر فرشید پورحاجت دبیر کانون انبوهسازان
فرشید پورحاجت دبیر کانون انبوهسازان کشور در گفتوگو با آرمان ملی تأکید کرد که مسکن صرفاً یک دارایی سرمایهای نیست، بلکه مستقیماً با معیشت، امنیت روانی و آینده خانوارها گره خورده است. او با اشاره به اینکه بازار مسکن هم تقاضای مصرفی و هم ابزارهای پیشنهادی برای حل گره اصلی را ندارد، گفت: اقتصاد و بازار ملک، مسئله اصلی را در کمبود قدرت خرید مردم میبینند. پورحاجت افزود: هر طرحی که عنوان خانهدار کردن مردم را یدک بکشد، مطلوب تلقی میشود، اما باید بررسی کرد که آیا این سیاست واقعاً به تملک مسکن برای خانوارها منجر میشود یا تنها شکل تازهای از مشارکت مالی است. او معتقد است هر سازوکار جدیدی اگر بر بستر تورم مزمن و بیثباتی اقتصادی بنا شود، در بهترین حالت به بخشی از بازار سرمایه کمک میکند و پاسخگوی نیاز واقعی نخواهد بود.
پورحاجت توضیح داد که در وضعیت کنونی، مسئله اصلی ناتوانی ساختار اقتصادی در تبدیل ایدهها به نتیجه ملموس است. او یادآوری کرد که در بازارهای ملتهب، شعار خانهدار شدن بدون اصلاح بنیادین اقتصادی، افزایش تولید مسکن و تقویت قدرت خرید، نمیتواند به نتیجه پایدار برسد. به بیان دیگر، فروش متری مسکن اگرچه ممکن است پاسخی خلاقانه به کمبود سرمایه اولیه باشد، اما تضمینی وجود ندارد که این مدل مالکیت واقعی و قابل اتکا برای خریداران ایجاد کند.
ابهامات حقوقی و مطلوبیت مشروط
دبیر کانون سراسری انبوهسازان ادامه داد: در شرایطی که بسیاری از طرحهای مشارکتی به دلیل ابهام در حقوق خریدار، زمان تحویل و نحوه انتقال مالکیت با تردید روبرو بودهاند، هر ابتکار تازهای باید از منظر حقوقی با دقت ارزیابی شود. اگر سازوکار فروش متری نتواند مشخص کند خریدار دقیقاً چه چیزی را میخرد و این حق چگونه از نوسانات بازار محافظت میشود، اعتماد عمومی شکل نخواهد گرفت. او در پاسخ به سوالی درباره تأثیر تورم و قدرت خرید پایین گفت: در اقتصادی که قیمت مسکن از درآمد واقعی خانوارها فاصله میگیرد، ابزارهای مالی تازه فقط زمانی موفق هستند که همزمان با سیاستهای کنترل تورم و افزایش عرضه واقعی همراه شوند. در غیر این صورت، این ابزارها صرفاً به مشارکت خرد در بازار گرانقیمت منجر میشوند.
پورحاجت با اشاره به تجربههای مختلف بازار تأکید کرد که مسکن در ایران به مسئلهای پیچیده در پیوند با تولید، سرمایهگذاری و اعتماد عمومی تبدیل شده است. او معتقد است اگر هدف خانهدار شدن مردم باشد، راهحل اصلی در دسترس قرار دادن مسکن با قیمت متناسب، افزایش ساختوساز هدفمند و ایجاد ثبات در بازار است. او در پایان بیان کرد: هر طرحی که بتواند به سرمایهگذاری مردم در اجرای طرحهای عمرانی کلان منتهی شود مطلوب ارزیابی میشود و اجرای طرح فروش مسکن متری هم از سوی شهرداری میتواند در بهبود بازار مسکن مفید واقع شود.




