
- توماس هاینز، مورخ برجسته معماری مدرن لسآنجلس، در ۸۹ سالگی درگذشت.
- کتاب او درباره ریچارد نوترا در سال ۱۹۸۲، جایگاه این معمار را در تاریخ معماری تثبیت کرد.
- هاینز استاد بازنشسته UCLA بود و آرشیو پژوهشی گسترده خود را به مؤسسه گتی سپرد.
- او معماری را فراتر از سبک، در بستر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن تحلیل میکرد.
- همکارانش از او بهعنوان معلمی الهامبخش و پژوهشگری عمیق با شوخطبعی مثالزدنی یاد میکنند.
توماس اسپایت هاینز جونیور، برجستهترین مورخ معماری مدرن لسآنجلس و استاد بازنشسته تاریخ و معماری دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA)، در ۲۶ ژوئیه در ۸۹ سالگی درگذشت. هاینز که نویسنده، منتقد و آموزگاری برجسته بود، بیش از همه برای پژوهشهای پیشگامانه و کتاب تأثیرگذارش در سال ۱۹۸۲ با عنوان «ریچارد نوترا و جستوجوی معماری مدرن» به یاد آورده خواهد شد؛ کتابی که به تثبیت جایگاه نوترا در تاریخ پرشکوه معماری لسآنجلس کمک کرد.
هاینز در آکسفورد، میسیسیپی به دنیا آمد و در سال ۱۹۵۸ مدرک کارشناسی خود را در رشته هنرهای آزاد از دانشگاه میسیسیپی و دکترای تاریخ را در سال ۱۹۷۱ از دانشگاه ویسکانسین-مدیسن دریافت کرد و پس از آن به هیئت علمی UCLA پیوست. او هرچقدر هم که عاشق خانه جدیدش در لسآنجلس بود، هیچگاه پیوند خود را با جنوب آمریکا از دست نداد. او اغلب با کت و شلوار راهراه آبی نخی خاص خود در تمام طول سال و در هوای همیشه تابستانی کالیفرنیای جنوبی دیده میشد و با یک بطری «دوبونت روژ»، شراب قرمز شیرینی که به زمان و مکانی دیگر تعلق داشت، در مهمانیها حاضر میشد. دو فرزندش از او به یادگار ماندهاند.
دایان فاورو، همکار دیرینه او و استاد معماری و طراحی شهری در UCLA، از هاینز به عنوان «منبعی بیپایان از اطلاعات درباره کالیفرنیای جنوبی، که همواره آماده به اشتراکگذاری حقایق مستند و ارزیابیهای هوشمندانه از معماری بود» یاد میکند. یکی دیگر از همکارانش در UCLA، مایکل عثمان، دانشیار معماری و طراحی شهری، به یاد میآورد که هاینز با سخاوت پیشنهاد خواندن دستنویس کتابش را داد. عثمان میگوید: «دیدارهایمان در مرکز گتی و عشق او به لسآنجلس را با علاقه بسیار به خاطر دارم.»
این عشق به شهر در طول دوران طولانی تدریس هاینز در UCLA تجلی یافت، زمانی که او درسی تدریس میکرد که به دورهای مرجع درباره فرهنگ و تاریخ معماری لسآنجلس تبدیل شد. او در این درس، فرمهای هنر والا و عامه، ادبیات و فیلمها را در روایتی درهمآمیخت که شهر را بهعنوان کانونی کلیدی برای توسعه مدرنیسم معرفی میکرد. جان یودر، دانشجوی سابق و اکنون دانشیار کالج معماری و طراحی محیطی دانشگاه ایالتی کنت، تأکید میکند که هاینز «از پذیرش خوانشهای سطحی از مشارکتهای فرهنگی پرشمار و قابلتوجه لسآنجلس سر باز میزد.»
پس از بازنشستگی از UCLA، هاینز از اعضای ثابت مؤسسه تحقیقاتی گتی (GRI) در برنتوود بود و تا زمان مرگش به پژوهش و نویسندگی ادامه داد. مجله تحقیقاتی گتی یکی از آخرین مقالات او را با عنوان «منتقد و کاتالیزور: پائولین گیبلینگ شیندلر (۱۸۹۳-۱۹۷۷)» در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. هاینز که پائولین شیندلر را دوست خود میدانست، این مقاله را با خاطرات شخصی و دانش عمیق خود از مدرنیسم لسآنجلس آکنده و در نهایت، دفاعی پرشور از اهمیت حیاتی همسر رودولف شیندلر، معمار مدرنیست، ارائه کرد.
چنین تصویرپردازیهای گستردهای در تمام نوشتههای او به چشم میخورد و دامنه تاریخ معماری را فراتر از خود بنا، به معانی اجتماعی، سیاست، طبقه و فرهنگ گسترش میدهد. اگر هاینز از موضوعی دوری میکرد، آن موضوع مهندسی بود. از نگاه او، معماری با استادان و شاگردان، همراه با تأثیرات، منتقدان و حامیانشان شکل میگرفت، اما نه همیشه با همکاران فنیای که تحقق کار را ممکن میساختند.
کتاب او درباره نوترا در سال ۱۹۸۲، اگرچه سالها در دست نگارش بود، همزمان با نمایشگاهی تحسینشده با عنوان «معماری ریچارد نوترا: از سبک بینالمللی تا مدرن کالیفرنیایی» در موزه هنر مدرن نیویورک منتشر شد. این نمایشگاه توسط آرتور درکسلر سازماندهی و با همکاری هاینز بهعنوان یکی از کیوریتورها برگزار شد. آن کتاب و نمایشگاه، درک عمومی از معماری لسآنجلس و شهرت نوترا را بهعنوان کانونی پویا برای توسعه مدرنیستی و طراحی نوآورانه، بهطور چشمگیری تغییر داد. هاینز که همواره پرکار بود و جایگاه خود را در فرهنگ گستردهتر معماری ارج مینهاد، حتی زندگی حرفهای درکسلر را در کتاب سال ۲۰۱۹ خود با عنوان «معماری و طراحی در موزه هنر مدرن: سالهای آرتور درکسلر، ۱۹۵۱-۱۹۸۶» که توسط GRI منتشر شد، مستند کرد.
ماریستلا کاسیاتو، کیوریتور ارشد و رئیس مجموعه معماری در GRI، نکات بسیاری برای گفتن درباره مشارکتهای خاص هاینز دارد. او میگوید: «در دهه گذشته این امتیاز را داشتم که دوشادوش [او] کار کنم و مطالب قابلتوجهی را که به مجموعههای ویژه مؤسسه تحقیقاتی گتی سپرد، بررسی کنم.» هاینز آرشیو خود را به GRI واگذار کرده است. کاسیاتو توضیح میدهد: «از طریق اوراق، یادداشتها، نوارهای ضبطشده و ردپای یک عمر کار، به درک شیوه منحصربهفرد تام در پیگیری تاریخ معماری رسیدم؛ پژوهشی که با پشتکار، سخاوت فکری و احترامی عمیق به حافظه مشخص میشود.»
آرشیو هاینز شامل نزدیک به صد نوار و کاست است که بدنه پژوهشهای تاریخ شفاهی او در معماری را تشکیل میدهد. بخش قابلتوجهی از این ضبطها که بهصورت آنلاین در دسترس هستند، شامل اعضای خانواده نوترا و دیگر منابع مستقیم معماری مدرن میشود. کاسیاتو میگوید: «اینها بسیار فراتر از اشیای آرشیوی هستند؛ آنها بافت زنده دانش او را ثبت میکنند و صدای ذهن در حال کارش را حفظ کردهاند. این ضبطها از ماندگارترین هدایای او باقی خواهند ماند.»
تعهد هاینز به پژوهش درباره نوترا، او را برای همیشه در دل خانواده نوترا عزیز کرد و آنها قدردانی خود را با اعطای اقامتگاهی در آپارتمانهای «کلتون» که نوترا در سال ۱۹۴۱ طراحی کرده بود، نشان دادند. هاینز بخش پایانی عمر خود را در آنجا گذراند. او در کلتون، در اتاق نشیمن و تراس خود، در محاصره مجموعهای از اوراق، مبلمان مدرن، طرحهایی از معمارانی چون فرانک گری و نسخههای چاپ اول کتابهای همولایتیاش، ویلیام فاکنر، میزبان دوستانش در حوزه معماری، تاریخ و طراحی بود. هاینز که همیشه در پی فرصتی برای نوشتن بود، دو عشق خود، معماری و میسیسیپی را در کتاب سال ۱۹۹۶ با عنوان «ویلیام فاکنر و گذشته ملموس: معماری یوکناپاتافا» تلفیق کرد.
دیگر کتابهای هاینز درباره کالیفرنیای جنوبی شامل «ایروینگ گیل و معماری اصلاحات: مطالعهای در فرهنگ معماری مدرنیستی» (۲۰۰۰) و کتاب قطور «معماری خورشید: مدرنیسم لسآنجلس ۱۹۰۰-۱۹۷۰» (۲۰۱۰) میشود. کتاب اخیر، تعهد هاینز به لسآنجلس را با فصلهایی جامع درباره معماران کمترشناختهشدهای چون رافائل سوریانو، هارول هریس و ویلیام پریرا، و همچنین اشارهای، هرچند با اکراه، به جان لاتنر، یکی از معدود معماران لسآنجلسی که هاینز بهطور یکسان تحسینش نمیکرد، خلاصه میکرد. نخستین کتاب او اقتباسی از رساله دکترایش درباره دانیل برنهام بود که در سال ۱۹۷۴ با عنوان «برنهام شیکاگو: معمار و برنامهریز» منتشر شد. او بهطور منظم برای مجلات نیز مقاله مینوشت، از جمله برای Architectural Record در موضوعاتی متنوع از حفاظت از بناها تا معماری رستورانهای زنجیرهای آمریکا.
اگرچه هاینز چندین معمار معاصر را دوست خود میدانست، اما کار در عرصه تاریخ را بسیار بر نقد ترجیح میداد. با این حال، او کار تام مین، معمار برنده جایزه پریتزکر در لسآنجلس و استاد برجسته معماری در UCLA را که همکارش نیز بود، تحسین میکرد. مین میگوید: «تام اصرار داشت که ساختمانها را هرگز نمیتوان جدا از جهانهایی که آنها را تولید کردهاند درک کرد و تاریخ معماری را فراتر از سبک، به سوی چیزی بزرگتر سوق میداد.» مین در ادامه میگوید: «من او را بهعنوان شخصیتی استثنایی میشناختم؛ پژوهشگری با عمق واقعی، استادی که نسلها معمار و مورخ را پرورش داد و بیش از همه، معلم و ارتباطگری که استعدادش زندهکردن ایدههای پیچیده بود. او همه اینها را با وقار و شوخطبعی به دوش میکشید. جایش خالی خواهد بود.»
ترجمه و تنظیم: صما




