مسکن و ساختمان
مدیران اتوبوسی
با اتوبوس آمدم بی اتوبوس می روم
شاد اگر چه آمدم تلخ و عبوس می روم
آه که شیر بوده ام بس که مدیر بوده ام
حال چو گربه ; شرک ناز و ملوس می روم
بخت سیاه من ببین چون که هزار دوربین
تا که به روی کله ام کرده فکوس می روم
قایمکی معاندان فیلم مرا گرفته اند
دست به دست فیلم من شد بلوتوث می روم
گر چه درشت بوده ام، تیتر تمام نشریات
لاغر و زار عینهو فونت lotus می روم
روی تمام هیبتم صندلی ریاستم
حال که شخص دیگری کرده جلوس می روم
وای که عشق صندلی از دل من نمی رود
با همه ارادت و عشق و خلوص می روم
گفت که زیر دیپلمی رو که مدیر نیستی
با همه جهاز خود مثل عروس می روم
جمع نموده ام همه بند و بساط خویش را
صبح علی الطلوع تا خواند خروس می روم
هر چه که بود عاقبت قصه ما به سر رسید
با اتوبوس آمدم بی اتوبوس می روم
;
منبع: مجله ساختمان
;
;



