آشنایی با تعاریف حاشیهنشینی و وضعیت حاشیهنشینان در ایران و جهان
حاشیه نشینی (SLUM) یک مفهوم ذهنی محسوب میشود و مصادیق آن از شهری به شهر دیگر و از کشوری تا کشور دیگر متفاوت است. در سادهترین تعریف یک زیست گاه انسانی پر جمعیت (high density) است که مساکن استاندارد نبوده (Low standard) و محلات، کثیف و آلوده(squalor) هستند.
در تعاریف اصلی حاشیه نشینی كه از سوی اعلامیه نشست تخصصی نایروبی
(۲۰۰۲) و ستاد ملی توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی ارائه شده است . فقر و وضع
اسف بار بهداشتی مردم، قابل درك است، در جدول شماره (۱) آمده است.
جدول
شماره (۱) : تعاریف حاشیهنشینی
تعریف | مرجع ارائه دهنده تعریف | حاشیه نشینان چه كسانی هستند؟ | محل شكل گیری | آسیب اصلی برشمرده شده در تعریف |
بافت هایی هستند که عمدتا” مهاجرین | ستاد ملی توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی | مهاجرین روستایی و تهیدستان شهری | در درون یا خارج از محدوده قانونی شهرها | دچار كمبود شدید خدمات رفاهی، اجتماعی و فرهنگی |
حاشیه نشینی (SLUM) یک مفهوم ذهنی بوده و | براساس اعلامیه نشست تخصصی نایروبی (۲۰۰۲) | – | – | عدم برخورداری های فیزیكی، رفتاری و اجتماعی |
حاشیه در لغت به معنی كنار هر چیز و كنایه از | فرهنگ عمید | – | – | – |
حاشیهنشینی در جهان
سازمانهای بینالمللی در برآوردهای خود اعلام کرده اند که بیش از یک
میلیارد نفر از مردم یعنی در حدود ۳۲ درصد جوامع شهرنشی در حاشیه شهرها زندگی میکنند.
حاشیهنشینی گسترده امروزی در جهان از دهه ۹۰میلادی شروع به رشد کرده
است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۲ میلیارد نفر افزایش پیدا کند.
از سوی دیگر، حاشیهنشینی امروزه ریشه در قرن شانزدهم میلادی
دارد. هجوم شتابآلود فقرای جویای شغل مهاجر به لندن و ایجاد نیاز گسترده به
سرپناه،ساختوساز غیرقابل کنترل مساکن محقر و استفاده
ملاکینوقت از این فرصت برای اجاره منازل تقسیم شده بین چندین خانوار
منجر به تشکیل محلات پرجمعیت فقیرنشین در مرکز شهر شد.
با تداوم مهاجرتها، فضاهای فیزیکی قبلی، مجدداً بین افراد
تقسیم و منجر به شکلگیری محلات شلوغ و کثیف شد. در این وضعیت نابسامان، حضور
متراکم مردم؛فقر غیرقابل اجتناب و ناامیدی جمعیت همباعث
بههمریختگی طبقات اجتماعی گردید.
برآورد های بانک جهانی نشان می دهد که معمولا سطح فقر شهرنشین ها کمتر
از سطح روستایی استولی میزان رشد فقر در جوامع شهری خیلی بالاتر از
روستانشینان می باشد.
بر اساس آمار ۲۰۰۳The challenge of slums، در حالی كه ۴۷.۷ درصد از جمعیت جهان
شهرنشین بوده است،۳۱.۶ درصد از این جمعیت شهرنشین، به شكل حاشیهنشینی
زندگی میكردهاند. در آن زمان وضعیت حاشیه نشینی در كشورهای توسعه یافته و
اروپایی، خود را به نوعی مهار شده نشان می داد چراكه تنها ۶ درصد از جمعیت شهرنشین
این كشورها حاشیه نشین بودند. اما مناطق در حال توسعه و آسیا آمار نگران كننده ای
از حاشیه نشینی را داشتند ؛ به گونه ای كه به طور میانگین حدود ۴۰ درصد جمعیت
شهرنشین آنها از مركز رانده شده بودند كه البته این وضعیت در قسمت جنوب- مرکزی آسیا
كه ۶۰ درصد جمعیت شهری اش حاشیه نشین بودند ، اسف بارتر از دیگر نقاط
بود.
امروزه برآورد می شود که بیش از یک سوم جمعیت شهرنشین جهان به سکونت
گاه مناسب، آب سالم و محیط متناسب دسترسی ندارند.این پدیده قبلا (طی
قرون ۱۹-۱۷) در قسمت هایی از کشورهای توسعه یافته امروزی البته با مقیاس کوچکتر و
با رشد به مراتب کمتر تجربه شده بود.مهمترین دلایل بحرانی نشدن حاشیه
نشینی و مدیریت مطلوب موضوع در کشورهای توسعه یافته، استفاده مناسب از تکنولوژی ،
ثروت به مراتب زیاد و بهبود نگرش های اجتماعی بود ولی این موضوع در کشورهای درحال
توسعهبه دلیل فقدان برنامه ریزی شهری و رشد شتاب آلود نابرابری و فقر
در اثر سیاست های نادرست دولت ها موضوع را به یک چالش جامعه بشری تبدیل کرده است.
حاشیهنشینی در ایران
سابقه حاشیه نشینی در ایران مدرن به سالهای ۱۳۰۰ باز می گردد، پدیده
حاشیه نشینی که از نیمه قرن ۱۹ توسعه یافته بود ،در سال های اخیر به بیشترین حد
خود رسیده است پایین بودن در آمد در روستاها و نبودن فرصت های شغلیدر
جریان حرکت روستاییان به شهر هاو کمبود مسکن روزبه روز نمایان تر شده
و تعداد جمعیت حاشیه نشینان افزایش یافته است. بنابراین، به دلیل گرانی غیر متعارف
زمین شهری در کلان شهرها به خصوص تهران هیچ راهی جز ظهور قارچ گونه و شتابان حاشیه
نشینی شهری باقی نمی ماند.
از سویی دیگر، جمعیت كشور ایران به عنوان شانزدهمین كشور پرجمعیت جهان
طی سالهای ۱۳۵۵ تا۱۳۹۰ ،۲۳/۲ برابر افزایش یافته است. رشد جمعیت شهری
كشور طی همین مدت بیش از ۵ برابر بوده است. طیسال های گذشته به جز
درشهرهای بزرگ كشور، تنها در استان تهران پدیده جدیدی بروز كرده كه تقریباً غیر
متعارف است و آن افزایش جمعیت حاشیه نشینی استان تهران است.
در خوشبینانهترین برآوردها از کل جمعیت حاشیه نشین در جهان،
حدود ۱۰ میلیون نفر آن در كشورما زندگی می كنند.این افراد تاکنون در
۷۰۰ سکونتگاه غیررسمی در کشور شناسایی شده اند. براساس سرشماری صورت گرفته توسط
مراکز بهداشت دانشگاه/دانشکده های علوم پزشکی کشور، جمعیت ساکن در سکونت گاه های
غیررسمی،کل جمعیت حاشیه شهر ها و ساکنین شهرهای ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر در
بهمن ماه ۱۳۹۳ برابر با ۱۵ میلیون و ۲۱۲ هزار و ۲۲۶ نفر است كه۴۹۳۱۹۵۶ نفر
آن مربوط به جمعیت شهرهای ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر و ۱۰۲۸۰۲۷۰ نفر نیز ناظر بر جمعیت
حاشیه شهر یا سکونتگاه غیررسمی است.
ابعاد و آثار حاشیهنشینی
تحقیقات علمی و میدانی جامعه شناسان و دستگاه های مسئول درباره پدیده
حاشیه نشینی در ایران، رهیافت هایی را به دست داده اند كه سیمایی از ریشه بروز این
پدیده تا اشكال شكل گیری و ویژگی های ساكنان این نقاط را پیش روی تصمیم سازان و
تصمیم گیران عرصه های مختلف اعم از شهرداری ها، وزارت خانه های مرتبط نظیر راه و
شهرسازی، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، آموزش و پرورش، و حتی نهادهای قضایی و
انتظامی قرار می دهد. ابعاد حاشیه نشینی به صورت دسته بندی شده در جدول شماره (۲)
آمده است.
جدول شماره (۲): دلایل شكل گیری، ابعاد و آثار حاشیهنشینی
ابعاد | مصادیق |
ویژگیهای حاشیهنشینان | ·بیشتر ·جذب ·فاقد ·دچار فقر شهری ·اغلب |
ریشه عمده حاشیهنشینی | ·فقر، ·نابرابری ·محدودیتهای ·رانده شدن |
اشكال اجتماع در نقاط حاشیهنشین | ·سكونت ·شكلگیری ·فاقد |
مشخصات محلات حاشیه نشین | ·شكلگیری در پی ساخت وساز غیر ·پایین بودن سطح ·فقدان یا ضعف |
مهمترین آسیبها و تهدیدات محیطی سکونت گاههای | ·خطرات ناشی از عدم ایمنی حملونقل، ·بروز ·اشتغال |
آثار سیاسی حاشیه نشینی | ·حاشیه ·پتانسیل |
آثار اقتصادی حاشیه نشینی | ·حاشیه ·دسترسی |
آثار فرهنگی حاشیه نشینی | ·گمگشتگی،تعارض ·شکاف ·غالبیت |
رویکرد دولتها در مواجهه با حاشیه نشینی
رویکرد دولت های جهان در دهه های گذشته در مواجهه با حاشیه نشینی با
فراز و نشیب هایی همراه بوده است. سیاست های کاربردی دولت ها، طیفی از اقدامات را
در بر می گرفته كه از مدارا و چشم پوشی منفعلانه تا اقدامات سلبی و اخراج و
پاکسازی مناطق حاشیه نشین را شامل می شود. در این طیف البته، سیاست های ایجابی و
حمایت های هدفمند و کمک به بهبود سطح درآمدی خانوارها از طریق توانمند سازی و
احیاء ان سکونت گاه ها نیز دیده می شود.
در ایران، از زمان استقرار دولت تدبیر و امید، برای مواجهه با پدیده
حاشیه نشینی، رویكرد ایجابی و توانمندسازی در پیش گرفته شده است؛ از این رو هیئت
وزیران در شهریور ماه ۱۳۹۳ «سند ملی راهبردی احیاء، بهسازی و نوسازی و توانمندسازی
بافت های فرسوده و ناكارآمد شهری» را به تصویب رسانده است.
در بیشتر كشورهای روبه رشد، بخش دولتی به دلیل فقدان منابع، قادر به
عرضه خدمات بهداشت و درمان به همه مردم، و به و یژه شهرنشینان، نیست. از این رو،
مشاركت كامل جامعه به شكل تامین تسهیلات عرضه خدمات، كار داوطلبانه و حضور بخش
غیردولتی در فرآیند ارائه خدمت ضرورت دارد. واقعیت این است كه بدون مشاركت جامعه
بسیاری از برنامههای حوزه سلامتدر شهرها محكوم به شكست است و برنامه
های آموزشی و تبلیغ بسیج همگانی مردم و سوق دادن آنها به سوی سلامت و بهبود محیط
زیست مستلزم مشاركت جدی و كامل همه مردم است.
بررسی های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی
بررسی های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی نشان می دهد که
سلامتیمردم ساکن در این مناطق ، در كنار درآمد پایین، سرمایه انسانی
پایین، سواد پایین وسرمایه اجتماعی پایین، از جمله مصادیق فقر شهری
هستند كه در حاشیه نشینی بروز پیدا می كنند، در معر تهدید جدی است.
با توجه به وضعیت اسف بار بهداشت و سلامت در نقاط حاشیه نشین، وزارت
بهداشت، درمان و آموزش پزشكی كه مأموریت تامین سلامت همه جانبه جسمی، روانی،
اجتماعی و معنوی آحاد جمعیت ساكن در پهنه جغرافیایی جمهوری اسلامی را با اولویت
مناطق کم برخوردار بر عهده دارد،مداخلاتیبه منظور ارتقاء
وضعیت سلامت مناطق مختلف كشور با توجه به اسناد بالادستی انجام داد در طرح تحول
سلامت مورد توجه قرار دارد.
قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور
هموزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را موظف كرده بود كه
“سامانه خدمات جامع و همگانی سلامت” را مبتنی بر خدمات اولیه سلامت،
محوریت پزشك خانواده و نظام ارجاع، خرید راهبردی خدمات، واگذاری امور تصدیگری با
رعایت ماده ۱۳ قانون مدیریت خدمات كشوری و با تاكید بر پرداخت مبتنی بر عملكرد، در
طرح تحول سلامت حوزه بهداشت با اولویت بهرهمندی مناطق كمتر توسعهیافته بهویژه
روستاها،جمعیت عشایر و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفروجمعیتهای
ساکن در حاشیه شهرهادر اولویت قرار گرفت.
در صحنه عمل و اجرا نیز با توجه به وضعیت بار بیماری های
كشورو توسعه شهرنشینی و حاشیه شهرها در دهه های گذشته لازم است الگوی
ارایه خدمات سلامت در شبكه های بهداشتی درمانی تغییر یابد. با این ضرورت در طرح
تحول سلامت در حوزه بهداشت، الگویی به منظور پوشش جامع و همگانی سلامت در مناطق
حاشیه نشین شهرها و با هدف افزایش دسترسی تمام ساکنین حاشیه شهرها و سکونتگاه های
غیررسمی به خدمات بهداشتی درمانی ضروری، برقرای عدالت در سلامت و ارتقاء وضعیت
سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنان طراحی شده است. نقاط تمرکزی که الگوی بازطراحی
شده پاسخ در خور برای آن ارایه می دهد به شرح زیر است :
۱. حقوق و تکالیف سلامت شهروندان (خودمراقبتی در جهت توانمند سازی و
مشارکت) با هم ملحوظ شود.
۲. پاسخگوی باربیماری ها،بویژه بیماری های غیرواگیر باشد.
۳. هدف، ارتقای عادلانه کیفیت زندگی شهروندان باشد.
۴. خدمات، کارا ، هزینه اثربخش و مبتنی بر شواهد باشد.
۵. از امکانات موجود استفاده شده و مشارکت بخش خصوصی و غیردولتی فراهم
شود.
۶. خدمات از نیروهای با تحصیلات دانشگاهیو دارای توانایی
روزآمد شده خرید راهبردی شود.
۷. ارائه خدمات فعال به صورت باشد.
۸. سطح بندی خدمات و نظام ارجاع ملحوظ شود.
۹. خدمات جامع (همه ابعاد سلامت ) برای همه گروه های سنی متناسب با
اولویت بار بیماری ارایه شود.
۱۰. غربالگری بیماری ها و مراقبت فعالاز بیماری های مزمن
به طور تیمی انجام شود.
۱۱. خدمات قبلی در زمینهبیماری های واگیر و گروه سنی مادر
و کودک تقویت و یکپارچه شود.
۱۲. خدمات مبتنی بر نوآوری و فن آوری روز باشد .
۱۳. اطمینان سیاست گذار و اعتماد مردم را به همراه داشته باشد.
۱۴. عدالت جغرافیایی در ارایه خدمات برای شهر و حاشیه شهر ، روستا و
عشایر ملحوظ شود.
۱۵. قیمت خدمات سطح یک برای مردم حداقلممکن باشد.
۱۶. از همه ظرفیت های منطقه مرتبط به جمعیت تحت پوشش استفاده شود (سطح
یک ، دو و سه)
۱۷. عدالت در سلامت از نظر دسترسی، بهره مندی و حفاظت مالی از مردم به
عمل آید.
۱۸. همکاری بین بخشی و توانمند سازی مردم صورت گیرد.
۱۹. از فناوری مناسب و ارزان استفاده شود.



