آزمون های احراز صلاحیت مهندسی هر ساله توسط دفتر مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی طراحی می شود و نظام مهندسی ساختمان در نقش کارگزار مراحل اجرایی برگزاری این آزمون را مدیریت می کند و در نهایت دفتر مذکور اقدام به رتبه بندی مهندسان می کند.
چنانچه پروسه احراز صلاحیت ها در حوزه مهندسی را از نظر بگذرانیم می بینیم که در این حوزه یک سلسله نارسایی های جدی داریم. شاخص ترین نارسایی موجود در این زمینه نحوه رتبه بندی پروانه های اشتغال به کار مهندسان این است که به جای اینکه سطح مشخصی از معلومات را به عنوان سطح عمومی مهندسی را درنظربگیرد و بعد در شاخه های مختلف تخصصی، پروانه تعریف شود، همان سطح عمومی پله پله شده است. به عنوان مثال مهندس تاسیساتی که پروانه اشتغال به کار در رشته تاسیسات می گیرد؛ در بدو امر یک پروانه عمومی اشتغال می گیرد، بعد از آن هر چقدر سابقه کارش بیشتر می شود گرید پروانه اش بالاتری می رود و از سه به دو و از دو به یک و سپس به ارشد پایه اش ارتقاء می یابد. این در حالی است که ممکن است ;ارتقاء کاری درطول دوره فعالیت مهندسی صرفا درجهت رشد ویژگی ها و مهارت در کار باشد ودریک کلام صرفا جنبه کمی داشته باشد. البته همزمان عکس این رویه نیزامکان پذیر است وممکن است به عنوان مثال یک مهندس تاسیسات در رشته ای نظیرتاسیسات بیمارستانی متخصص شده باشد که مابقی مهندسان نشده باشند. یادرمثال دیگری یک مهندس عمران در اثر تجربه کاری در طول سالها فعالیت حرفه ای خود در زمینه گودبرداری یا ژئوتکنیک فونداسیون های عمیق متخصص شده باشد و در اصطلاح در فرایند شغلی اش دچار تکامل کیفی شده باشد. اما متاسفانه در نظام طبقه بندی صلاحیت های پروانه اشتغال به کار مهندسی این طبقه بندی کیفی لحاظ نمی شود.
براساس روال مذکور در واقع بین سال های تجربی مهندسی و کمیت حجم ساختمان یک تناظر ایجاد شده است.
;درهمین حال سازوکارکمیت حجم ساختمان ونیزتجربه سالهای مهندسی نیزموضوعی قابل تامل دراین زمینه است.به عنوان مثال هر مهندسی که حداقل دارای سه سال سابقه کار باشد مهندس پایه 3 می شود که صلاحیت طراحی یا نظارت یک ساختمان تا 600 متر و تا 2 طبقه را دارد این مهندس پایه 3 باید 4 سال در همین پایه بماند تا بتواند در آزمون پایه 2 شرکت کند که بعد از موفقیت دراین آزمون، صلاحیت طراحی یا نظارت ساختمان های تا 2 هزار متر مربع را پیدا کند. بعد از آن باید 5 سال در این پایه نیز بماند و به شرط موفقیت در آزمون، ;پروانه اشتغال به کارپایه یک مهندسی را دریافت می کند که به موجب آن صلاحیت طراحی یا نظارت ساختمان های تا 10 طبقه یا 5 هزار متر مربع زیربنا را پیدا می کند. بعد از آن به شرط 6 سال ماندن در این پایه و موفقیت در آزمون صلاحیت رتبه ارشد مهندسی را دریافت می کند که می تواند ساختمان های بالاتر از 10 طبقه و بیشتر از 5 هزار مترمربع را طراحی یا نظارت کند.
براساس روال مذکور در واقع مهندسی که صلاحیت طراحی یا نظارت یک ساختمان 600 متر و تا دو طبقه را دارد تا 4 سال به هیچ وجه واجد صلاحیت نظارت یا طراحی یک ساختمان 650 متری نیست! اما اگر 4 سال صبر کند می تواند ساختمان های بالای 2 هزار متر مربع را طراحی یا نظارت کند ولی در این 4 سال صلاحیت طراحی یا نظارت ساختمان 650متر مربعی را ندارد!
به اعتقاد کارشناسان پروسه مذکور در منطق مهندسی روالی کاملا نادرستی است و اساسا این پروسه نه تنها به معنای اعطای صلاحیت نیست بلکه سلب صلاحیت مهندسی است!
اما از دیگر اشکالات شاخص نظام رتبه بندی احراز صلاحیت مهندسی مربوط به “آزمون ها“است. سوال اساسی این است که چطور می شود آزمونی را ایجاد و طراحی کرد که بتواند غربال گری در مهندسان کند که آنهایی که قادرند ساختمان های 2 طبقه و 600 متر مربعی را طراحی و نظارت کنند از مابقی جدا کنند!
به اعتقاد فعالان حوزه مهندسی آزمون های مهندسی باید به گونه ای طراحی شوند که غربال گری و پالایش آن جنبه کیفی و تخصصی داشته باشد. بر این اساس این آزمون به عنوان مثال باید مهندسانی که می توانند فونداسیون عمیق را طراحی کنند از کسانی که نمی توانند جدا کند.
یا در رشته تاسیسات به عنوان مثال مهندسان تاسیساتی که قادرند به عنوان مثال تاسیسات پست نیروگاهی را طراحی کنند از آنها که نمی توانند تفکیک کند. اما در حال حاضر مفهوم آزمون هایی که برای احراز صلاحیت و رتبه بندی برگزار می شود این است که صلاحیت مهندسی براساس طبقات و متراژ یک ساختمان درجه بندی شده است. به عنوان مثال یکی از ساده ترین طراحی ها در معماری، طراحی سوله است که عمدتا متراژ آنها بالای 2 هزار متر مربع است ولی چون متراژ آن بالای 2 هزار متر مربع است مهندس دارای رتبه پایه یک باید آن را طراحی کند. این در حالی است که طراحی یک ساختمان مسکونی 4 طبقه در زمینی قناس اگرچه دارای پیچیدگی خاصی است اما صرفا به دلیل متراژ و طبقات در رده صلاحیت مهندسی پایه 2 دیده شده است. در واقع پایه و متراژ و طبقه تا حدودی ممکن است منعکس کننده پیچیدگی آن ساختمان باشد ولی معیار قابل قبولی نیست.
علاوه بر این از دیگر تبعات این پروسه عدم امکان استخراج آمار صحیح ازپتانسیل جامعه مهندسی است.دامنه این مشکل در زمان توسعه صدور خدمات فنی مهندسی به مراتب بیشتر نمایان می شود چرا که چنانچه بخواهیم به عنوان مثال آمار مهندسانی که به صورت تخصصی در گرایش های مختلف نظیر طراحی تاسیسات بیمارستان، طراحی سازه سه بعدی، طراحی سقف های کابلی را استخراج کنیم این امکان میسر نیست و آمارها براساس شرایط موجود گمراه کننده خواهند بود.
به گفته جامعه مهندسی از همان روز اول و بعد از تصویب آئین نامه اجرایی قانون نظام مهندسی در سال 75، درخواست های مکرری برای بازنگری در این آئین نامه صورت گرفته است، ; اما دولت اهتمام جدی در این زمینه نداشته است.
گفته می شود با توجه به اینکه براساس قانون نظام مهندسی ظرف 6 ماه باید آئین نامه اجرایی آن تصویب می شد که حجم آن نیز بسیار سنگین بوده است، در نتیجه تدوین این آئین نامه با تعجیل صورت گرفته است و بدین ترتیب نیاز به بازنگری در آن امری ضروری است.
با این اوصاف به گفته کارشناسان فعال درحوزه مهندسی ;دفتر مقررات ملی ساختمان در آئین نامه اجرایی قانون نظام مهندسی،مبحث مربوط به پایه بندی صلاحیت مهندسان و شیوه ممیزی احراز صلاحیت (مواد 5، 11، 12، 13، 14 و 21) اقدام به بازنگری کند و این آئین نامه را براساس شیوه های متداول در دنیای مهندسی به روز کند، این امر قطعا باعث می شود که رتبه بندی ،گرایش و احراز صلاحیت های مهندسی کیفی شود که نتیجه آن از هر جهت به سود جامعه مهندسی و مردم خواهد بود.




