شهر

پایان تلخ یا شروع دوباره قالیباف!؟

موج رسانه ای ایجاد شده طی یکسال گذشته توسط رسانه های مجازی و مکتوب از نقد کارشناسانه عملکرد شهرداری تهران، چهارشنبه هفته گذشته با برنامه ثریا به اوج خود رسید و فصل الخطابی شد برای مدیران شهری تهران تا با نگاهی به گذشته کاری خود، بتوانند دید مناسبتری در اینخصوص داشته باشند.

معماری نیوز: ; «این شهر به فروش می رسد» نام مستندی بود که ثریا از عملکرد نامناسب شهرداری تهران در تخصیص منابع، بافتهای فرسوده، تراکم فروشی و نحوه ناکارآمد تامین مالی پخش کرد [لینک دانلود مستند]
در گفتگوی این برنامه که با حضور مهندس جاوید (نماینده شهردار تهران) و مهندس چمران (رییس شورای شهر تهران) و بدون حضور منتقدان برگزار شد، این دو نتوانستند از عملکرد شهرداری تهران در سالیان گذشته ی مسوولیت خود به خوبی دفاع کنند و از عهده جوابگویی مسایل مطرح شده برآیند.

مشروح برنامه ثریا را در لینکهای زیر بینید:

;

;

اما عملکرد قالیباف در چند حوزه اصلی که در طول یکسال گذشته مورد نقد کارشناسان قرار گرفته است، به صورت خلاصه در پی آمده است؛ مسایلی که اگر قالیباف به طور جدی در خصوص آنها تجدید نظر نکند، علیرغم مدیریت منسجم کاری و پروژه های متعدد اجرایی و موفق، پایان تلخی را در آینده ای نزدیک برای خود و طیف همراه خود رقم خواهد زد؛ البته آنچه بدان پرداخته خواهد شد نافی اقدامات مثبت وی در حوزه های مختلف مدیریت شهری نیست:

1- تعیین تکلیف بودجه غیرنقدی شهرداری تهران:
در سال جاری و در یک اقدام کم سابقه در بودجه های شهرداری تهران، 51 درصد از کل بودجه به «بودجه غیرنقدی» اختصاص پیدا کرد؛ ناگفته پیداست که بودجه غیرنقدی برای اجرای پروژه های جدید و یا پرداخت مطالبات پیمانکاران از محل دارایی ها و یا پتانسیلهای درآمدی غیرنقدی و یا ترکیبی از این دو قابل استحصال است؛ دارایی های غیرنقدی شهرداری عموماً در حوزه زمین تعریف شده و پتانسیلهای درآمد غیرنقدی در حوزه تغییر کاربری و اعطای تراکم های ویژه تعریف می شود.
دو اشکال به این نوع بودجه ریزی وارد است که ضروریست سریعاً توسط شهرداری و شورای شهر تهران تعیین تکلیف شود:

الف) غیرقانونی بودن واگذاری اموال شهرداری: طبق قانون هرگونه واگذاری اموال شهرداری باید به صورت مزایده انجام شود اما شهرداری تهران با استناد به یک شیوه نامه، تهاتر غیرقانونی خود را با مطالبات پیمانکاران انجام میدهد؛ این در حالیست که حتی مجوز شواری شهر را نیز در خصوص املاک با ارزش بالاتر از 50 میلیارد تومان اخذ نمی کند

ب) تغییر کاربری و اعطای تراکمهای خارج از طرح تفصیلی: در تعدادی از تهاترهای انجام شده همچون اطلس مال، اطلس پلازا و … هم تغییر کاربری و هم اعطای تراکمهای بالاتر از طرح مصوب انجام شده تا ارزش افزوده دارایی های شهرداری در چانه زنی با پیمانکاران بالاتر رود

2- مگاپروژه های ساخت و ساز تهران:
شهرداری تهران در چند سال گذشته با اجازه ساخت پروژه های عظیم ساخت و ساز در قبال دریافت عوارض پروانه با مبالغ سنگین و یا تهاتر بدهی های خود به مجموعه های اقتصادی همچون بانک انصار، بانک ملت، بنیاد تعاون سپاه، ستاد اجرایی، بانک آینده و … و همچنین اشخاص حقیقی چون بابک زنجانی، علی انصاری و … با کمترین ملاحظات فنی، ترافیکی و شهرسازی و … باعث ایجاد غده های سرطانی ترافیکی و مصرفی شده است که نمونه بارز آن در «مجتمع تجاری کوروش» که بتازگی به بهره برداری رسیده کاملاً برای همگان مشهود است؛ اطلس مال، فروشگاه فرمانیه، اطلس پلازا، هتل دیدار، بوستان مادر، هایپراستار شعبه 2 نزدیک میدان آزادی، سیستانیکا و … پروژه هایی هستند که بسرعت باید جلوی ساخت آنها گرفته شده و با تغییر کاربری به پارکینگ، خدماتی، فضای سبز و … نسبت به اصلاح اشتباه گذشته اقدام کرد.

3-ساخت و ساز مطابق با طرح تفصیلی:
با تمام ادعای مدیران شهری تهران، هنوز هم برای درآمدزایی بیشتر و تحقق بودجه پیش بینی شده، شهرداران مناطق و معاونان معماری و شهرسازی مناطق چاره ای جز دادن تراکمهای بالاتر از طرح تفصیلی (در مقیاس کوچک با دادن طبقات بالاتر و در مقیاس های بزرگ صرفنظر از استانداردهای اصلی همچون دسترسی، پارکینگ و …) ندارند؛ این موضوع باعث شده است که اکثر وقت و دغدغه شهرداران مناطق و معاونان معماری و شهرسازی آنها صرف درآمدزایی شود تا فکر برای بهبود استانداردهای شهری؛ به طور مثال منطقه ای در تهران با داشتن سهمیه 1200 میلیارد تومانی از بودجه کل شهرداری، هفته ای 25 میلیارد تومان باید درآمد داشته باشد تا بتواند بودجه سهمیه ای خود را محقق کند؛ حال چگونه می توان از شهردار مربوطه راههای مختلف بالا بردن استاندارد خدمات شهری را انتظار داشت؟

4- کاهش هزینه ها و تحقق درآمدهای مشروع و پایدار:
طبق بررسی های انجام شده بودجه شهرداری تهران تقریباً با بودجه عمرانی تخصیص یافته برای کل کشور در سالجاری برابری می کند! این حجم بودجه برای شهری که درآمد پایداری ندارد و به هر شکل ممکن باید آنرا محقق کند بسیار تامل برانگیز است! اساساً تصور تحقق چنین بودجه ای به صورت مشروع، در یکسال برای شهری چون تهران غیرقابل باور بنظر می رسد؛ با تقسیم چنین بودجه در بین مناطق مختلف، شهرداران مناطق تحت فشار سنگینی برای تحقق آن قرار می گیرند؛ اینجاست که ممکن است دست به هر کاری بزنند تا شایستگی مدیریت تحقق درآمدی خود را به شهردار تهران اثبات کنند! البته سهل الوصول بودن اخذ هزینه هایی که در نهایت به عنوان “هزینه صدور پروانه” نامیده می شود آسانتر از فکر کردن به سایر درآمدهاست.

در حالیکه با کاهش هزینه ها بویژه هزینه های جاری شهرداری تهران و هدفگذاری برای درآمدهای مشروع می توان تهران را از این بحران خارج کرد؛ به طور مثال عوارض دریافتی از شعب بانکهایی که گردش مالی آنها ممکن است به صدها میلیارد برسد چقدر است؟ عوارض دریافتی از انبوه شرکتهای ثبت شده در تهران که 60 تا 70% گردش مالی کل کشور را در تهران رقم زده اند چقدر است؟ عوارض دریافتی از خودروهای داخل تهران با وجود هزینه یک میلیون تومانی بیمه شخص ثالث چقدر است؟ شهرداری بخود زحمت داده است تا از زمینهای بایر یا خانه های خالی در شهر عوارض دریافت کند؟ یا راهی برای آنلاین کردن پرداخت عوارض املاک مسکونی پیدا کرده است!؟ افطاری سرچهاراه ها یا بسته های فرهنگی اعتکاف با چوب مسواک یا هزینه های اربعین کربلا بجز تبلیغات کاذب چه ارتباطی به شهرداری دارد؟ ساخت بزرگراه تشریفاتی – طبقاتی صدر که هم اکنون بعد از مدت کوتاهی به سطح سروس F رسیده است، چه لزومی به احداث دارد؟

5- تخصیص بهینه سرمایه گذاری بخش خصوصی:
مدیران شهرداری تهران باید جوابگوی این موضوع باشند که چرا مزیت نسبی ساخت در منطقه 2،1 و 3 شهرداری تهران نسبت به ساخت و ساز در تمام کشور بالاتر است!؟ چرا سوداوری حاصل از تراکم بالا و قیمت سوداگرانه زمین در این مناطق نسبت به بقیه مناطق کشور بالاتر است؟ چرا این مناطق طبق تحلیل کارشناسان نقاط پیشران افزایش قیمت در بازار زمین و مسکن هستند؟ چرا مدیران شهری و شورای شهر تهران با وضع عوارض سنگین در این مناطق، از بارِ ساخت و ساز سوداگرانه در آنها کم نمی کنند و سرمایه ها را به دیگر مناطق (به ویژه مناطق و بافت های فرسوده) سوق نمی دهند؟ چرا ساخت و سازهای با کاربری تجاری با علم به اینکه سرانه تجاری در تهران بالاتر از نرم استاندارد دنیاست متوقف نمی شود؟ اینها سوالاتی است که همچنان بدون جواب مانده است.

6- لزوم احیای بافتهای فرسوده:
یکی از معضلات بزرگ شهر تهران بافتهای فرسوده است. معضلی که بعد از گذشت دو دوره از حضور قالیباف در مسند شهرداری تهران هنوز اتفاق خاصی در آن نیفتاده است؛ چه از زمانی که به اشتباه تیم عبدالعلی زاده و درویش زاده در رأس کار قرار گرفتند و ایده ناکارآمد فروش متری ساختمان در وزارت سابق مسکن را به اسم فروش سهام در بافتهای فرسوده اجرا کردند و چه در زمان مدیران بعدی که پروژه های تأسف باری چون سیستانیکا و بهره برداری نامشروع تجاری از بافتهای فرسوده را کلید زدند.

روشهای مختلف کلید به کلید، ودیعه موقت، تملک در ابعاد کوچک و … روشهایی هستند که در حال حاضر توسط بخش خصوصی در مقیاسهای پلاکی در حال انجام است؛ برای احیای منطقه ای بافتهای فرسوده همت مدیریتی، اصلاح جزیی قوانین و سوق دادن سرمایه گذاری از مناطق 1،2،3 به سایر مناطق لازم است که در حال حاضر جزو دغدغه های مدیران شهری نیست.

7- عدم تخریب ته مانده باغات تهران
در اصل، تخریب باغات بود که پرده از بسیاری از مسایل شهرداری تهران برداشت؛ اعتراض به تخریب باغ معنوی جمشیدیه توسط یکی از شرکتهای زیرمجموعه بانک ملت که در نهایت موجب حکم قاطع دفتر رهبر انقلاب در خصوص توقف تخریب و احیای آن به قالیباف شد، تقریباً شروع اعتراض و نقد کارشناسی مجموعه های دانشجویی و رسانه ای از عملکرد شهرداری تهران بود که تا تخریب باغ پسیان به بهانه ساخت هتل و باغ بهشت ستاد اجرایی رسیده است! در حالیکه به قول حافظی عضو شورای شهر تهران در سالهای گذشته حدود 4500 هکتار از مجموعه باغهای تهران نابود شده و به قول رهبر انقلاب به سیمان و بتن تبدیل شده است، هنوز هم مدیریت شهری تهران بدنبال تغییر کاربری ته مانده باغات تهران است؛ بهانه عملکردی بیشتر موارد، همان مصوبه غیرقانونی «برج باغ» است که به نظر می رسد شورای عالی شهرسازی و معماری باید با ایجاد بانک اطلاعاتی باغات و زمینهای باغی موجود و شناسنامه دار کردن آنها، مصوبه مزبور را نیز لغو نماید و شهرداری تهران نیز با خریدن، احیا و مراقبت از باغات موجود، سرمایه اندک موجود را برای تهران حفظ کند.

این مشکلات نمونه هایی از مشکلات کلانشهر تهران است که هنوز راهکار اساسی برای آن توسط مدیران شهری اندیشیده نشده است! قالیباف اگر میخواهد یک مدیریت مطلوب جهادی و همه جانبه را از خود ارائه دهد، وقت زیادی ندارد تا با تغییر زاویه نگاه خود، مشکلات اساسی شهر حل کند و گرنه از او در اذهان مردم، کارشناسان و مسوولان و آیندگان خاطره و یادگار خوبی برجای نخواهد ماند.

;

;

;

;

;

;

;

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا