پایان تلخ یا شروع دوباره قالیباف!؟
موج رسانه ای ایجاد شده طی یکسال گذشته توسط رسانه های مجازی و مکتوب از نقد کارشناسانه عملکرد شهرداری تهران، چهارشنبه هفته گذشته با برنامه ثریا به اوج خود رسید و فصل الخطابی شد برای مدیران شهری تهران تا با نگاهی به گذشته کاری خود، بتوانند دید مناسبتری در اینخصوص داشته باشند.
1- تعیین تکلیف بودجه غیرنقدی شهرداری تهران:
در سال جاری و در یک اقدام کم سابقه در بودجه های شهرداری تهران، 51 درصد از کل بودجه به «بودجه غیرنقدی» اختصاص پیدا کرد؛ ناگفته پیداست که بودجه غیرنقدی برای اجرای پروژه های جدید و یا پرداخت مطالبات پیمانکاران از محل دارایی ها و یا پتانسیلهای درآمدی غیرنقدی و یا ترکیبی از این دو قابل استحصال است؛ دارایی های غیرنقدی شهرداری عموماً در حوزه زمین تعریف شده و پتانسیلهای درآمد غیرنقدی در حوزه تغییر کاربری و اعطای تراکم های ویژه تعریف می شود.
دو اشکال به این نوع بودجه ریزی وارد است که ضروریست سریعاً توسط شهرداری و شورای شهر تهران تعیین تکلیف شود:
الف) غیرقانونی بودن واگذاری اموال شهرداری: طبق قانون هرگونه واگذاری اموال شهرداری باید به صورت مزایده انجام شود اما شهرداری تهران با استناد به یک شیوه نامه، تهاتر غیرقانونی خود را با مطالبات پیمانکاران انجام میدهد؛ این در حالیست که حتی مجوز شواری شهر را نیز در خصوص املاک با ارزش بالاتر از 50 میلیارد تومان اخذ نمی کند
ب) تغییر کاربری و اعطای تراکمهای خارج از طرح تفصیلی: در تعدادی از تهاترهای انجام شده همچون اطلس مال، اطلس پلازا و … هم تغییر کاربری و هم اعطای تراکمهای بالاتر از طرح مصوب انجام شده تا ارزش افزوده دارایی های شهرداری در چانه زنی با پیمانکاران بالاتر رود
4- کاهش هزینه ها و تحقق درآمدهای مشروع و پایدار:
طبق بررسی های انجام شده بودجه شهرداری تهران تقریباً با بودجه عمرانی تخصیص یافته برای کل کشور در سالجاری برابری می کند! این حجم بودجه برای شهری که درآمد پایداری ندارد و به هر شکل ممکن باید آنرا محقق کند بسیار تامل برانگیز است! اساساً تصور تحقق چنین بودجه ای به صورت مشروع، در یکسال برای شهری چون تهران غیرقابل باور بنظر می رسد؛ با تقسیم چنین بودجه در بین مناطق مختلف، شهرداران مناطق تحت فشار سنگینی برای تحقق آن قرار می گیرند؛ اینجاست که ممکن است دست به هر کاری بزنند تا شایستگی مدیریت تحقق درآمدی خود را به شهردار تهران اثبات کنند! البته سهل الوصول بودن اخذ هزینه هایی که در نهایت به عنوان “هزینه صدور پروانه” نامیده می شود آسانتر از فکر کردن به سایر درآمدهاست.
در حالیکه با کاهش هزینه ها بویژه هزینه های جاری شهرداری تهران و هدفگذاری برای درآمدهای مشروع می توان تهران را از این بحران خارج کرد؛ به طور مثال عوارض دریافتی از شعب بانکهایی که گردش مالی آنها ممکن است به صدها میلیارد برسد چقدر است؟ عوارض دریافتی از انبوه شرکتهای ثبت شده در تهران که 60 تا 70% گردش مالی کل کشور را در تهران رقم زده اند چقدر است؟ عوارض دریافتی از خودروهای داخل تهران با وجود هزینه یک میلیون تومانی بیمه شخص ثالث چقدر است؟ شهرداری بخود زحمت داده است تا از زمینهای بایر یا خانه های خالی در شهر عوارض دریافت کند؟ یا راهی برای آنلاین کردن پرداخت عوارض املاک مسکونی پیدا کرده است!؟ افطاری سرچهاراه ها یا بسته های فرهنگی اعتکاف با چوب مسواک یا هزینه های اربعین کربلا بجز تبلیغات کاذب چه ارتباطی به شهرداری دارد؟ ساخت بزرگراه تشریفاتی – طبقاتی صدر که هم اکنون بعد از مدت کوتاهی به سطح سروس F رسیده است، چه لزومی به احداث دارد؟
6- لزوم احیای بافتهای فرسوده:
یکی از معضلات بزرگ شهر تهران بافتهای فرسوده است. معضلی که بعد از گذشت دو دوره از حضور قالیباف در مسند شهرداری تهران هنوز اتفاق خاصی در آن نیفتاده است؛ چه از زمانی که به اشتباه تیم عبدالعلی زاده و درویش زاده در رأس کار قرار گرفتند و ایده ناکارآمد فروش متری ساختمان در وزارت سابق مسکن را به اسم فروش سهام در بافتهای فرسوده اجرا کردند و چه در زمان مدیران بعدی که پروژه های تأسف باری چون سیستانیکا و بهره برداری نامشروع تجاری از بافتهای فرسوده را کلید زدند.
روشهای مختلف کلید به کلید، ودیعه موقت، تملک در ابعاد کوچک و … روشهایی هستند که در حال حاضر توسط بخش خصوصی در مقیاسهای پلاکی در حال انجام است؛ برای احیای منطقه ای بافتهای فرسوده همت مدیریتی، اصلاح جزیی قوانین و سوق دادن سرمایه گذاری از مناطق 1،2،3 به سایر مناطق لازم است که در حال حاضر جزو دغدغه های مدیران شهری نیست.
7- عدم تخریب ته مانده باغات تهران
در اصل، تخریب باغات بود که پرده از بسیاری از مسایل شهرداری تهران برداشت؛ اعتراض به تخریب باغ معنوی جمشیدیه توسط یکی از شرکتهای زیرمجموعه بانک ملت که در نهایت موجب حکم قاطع دفتر رهبر انقلاب در خصوص توقف تخریب و احیای آن به قالیباف شد، تقریباً شروع اعتراض و نقد کارشناسی مجموعه های دانشجویی و رسانه ای از عملکرد شهرداری تهران بود که تا تخریب باغ پسیان به بهانه ساخت هتل و باغ بهشت ستاد اجرایی رسیده است! در حالیکه به قول حافظی عضو شورای شهر تهران در سالهای گذشته حدود 4500 هکتار از مجموعه باغهای تهران نابود شده و به قول رهبر انقلاب به سیمان و بتن تبدیل شده است، هنوز هم مدیریت شهری تهران بدنبال تغییر کاربری ته مانده باغات تهران است؛ بهانه عملکردی بیشتر موارد، همان مصوبه غیرقانونی «برج باغ» است که به نظر می رسد شورای عالی شهرسازی و معماری باید با ایجاد بانک اطلاعاتی باغات و زمینهای باغی موجود و شناسنامه دار کردن آنها، مصوبه مزبور را نیز لغو نماید و شهرداری تهران نیز با خریدن، احیا و مراقبت از باغات موجود، سرمایه اندک موجود را برای تهران حفظ کند.
این مشکلات نمونه هایی از مشکلات کلانشهر تهران است که هنوز راهکار اساسی برای آن توسط مدیران شهری اندیشیده نشده است! قالیباف اگر میخواهد یک مدیریت مطلوب جهادی و همه جانبه را از خود ارائه دهد، وقت زیادی ندارد تا با تغییر زاویه نگاه خود، مشکلات اساسی شهر حل کند و گرنه از او در اذهان مردم، کارشناسان و مسوولان و آیندگان خاطره و یادگار خوبی برجای نخواهد ماند.







