سراب خانه دار شدن !
رؤیای خانهدارشدن، خیلی وقت است که جای خود را به سراب داده است؛ سرابی که بهواسطه طرحهای مسکن دولتها، هرازگاهی پیش پای مستأجران و خانهاولیها، خود را بهنمایش میگذارد و پس از بهاجرا درآمدن طرحها و بینتیجه ماندن آنها، رنگ میبازد و پس از آن، تنها بالا رفتن اجارههاست که جلوی چشم مستأجران و آنهاییکه در آرزوی خانه خریدن هستند، قد علم میکند تا این رؤیا هر روز از محققشدن دورتر شود.
«دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»، تعبیر وضعیت این روزهای مستأجران و خانهاولی هاست. قیمت خانهها بهحدی بالاست که اجارهبها بیش از نیمی از درآمد مستأجران را میبلعد و راهی برای خانهدار شدن و رهایی از اجاره نشینی، برای آنها نمیگذارد. بهقولی، وقتی قیمت خرید هرمتر خانه در پایتخت در کمترین قیمت و در بافت فرسوده شهر تهران، از حقوق ماهیانه یک کارگر، حداقل ۵۰۰ هزار تومان بیشتر است؛ رؤیای خانهداشتن دیگر معنایی ندارد.
در چنین شرایطی، دولتیها، تسهیلاتی برای خرید مسکن در نظر گرفتهاند؛ تسهیلاتی که هر روز از خانی جدید میگذرد و سختی استفاده از این تسهیلات، مستأجران را از دریافت این تسهیلات منصرف کرده و این درحالی است که این تسهیلات با رقمهای متفاوت و شرایط مختلفی ارائه میشود؛ اما هیچکدام از این تسهیلات، نتوانسته نیاز قشر ضعیف و متوسط جامعه، بهخصوص پایتختنشینان را رفع کرده و آنها را به رؤیای خانهدارشدن، نزدیک کند. در حال حاضر اگر فردی بخواهد بدون سپردهگذاری، از وام ۱۶۰ میلیونی خرید مسکن استفاده کند، باید ۳۲۰ برگه حق تقدم مسکن با قیمت متوسط هر ورق حدود ۷۷ هزار تومان خریداری کند؛ بهعبارت دیگر باید همان ابتدا حدود ۲۵ میلیون تومان موجودی داشته باشد.
این یعنی هنوز تسهیلات مسکن، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بیشتر از توان مالی بسیاری از اقشار جامعه است. افزایش نرخ اوراق خرید تسهیلات مسکن نیز مانع دیگری بر سر راه خانهدار شدن مردم و بینتیجه بودن طرحهای دولتها برای خانهدار شدن یا حتی کنترل این بازار است. بازاری که هرازگاهی عصیان میکند و با رشد چشمگیر قیمتها، اجارهبها را هم بالا میکشد تا مستأجران را راهی مناطق جنوبیتر پایتخت و حتی مناطق حاشیهای کند.




