گاه نوشته های وزیر مسکن (10)/ طنز
صما، گروه طنز- این فرصت های گاه و بی گاه هم غنیمتی است برای بنده، تا شما را در جریان رودخانۀ عظیم کارها و دستاوردهایم در وزارت راه و شهرسازی قرار دهم و به وزارتخانه دلگرم شوید و در خانه و راه های رسیدن به خانۀ خودتان آسوده خاطر باشید.
در دفترم نشسته بودم و مشغول پاکنویس کردن طرح جامع مسکن بودم تا هرچه زودتر آن را آماده کنم و در اختیار رسانه ها قرار دهم که اینقدر منتقدان خرده گیری نکنند که وزارت راه و شهرسازی برنامه ای برای مسکن ندارد که گوشی زنگ خورد؛ نگاه کردم دیدم دکتر(دکتر روحانی) است با همان لحن شمرده شمرده و لبخند به لب گفت: حاج عباس این مسکن اجتماعی و مسکن حمایتی چی شد؟ چرا کاری نمی کنید؟ گفتم: دکتر دارم طرح جامع را پاکنویس می کنم؟ گفت: هرکاری می کنی زودتر، چون عده ای از این دوستان خائف ما هر روز به ما می گویند که ما نگرانیم و می ترسیم که این بحران مسکن دوباره اوج بگیرد، خواستم به آنها بگویم که به جهنم، اما دیدم جواب ندهم بهتر است، این شد که به شما زنگ زدم که پیگیر این کار باشید. دکتر(دکتر روحانی) خداحافظی کرد و گوشی را قطع کرد و من هم در حالی که باز هم آن حس لعنتی استیضاح شدن دوباره به من دست داد شروع کردم تند و تند به آماده کردن طرح جامع مسکن.
;
این مشکلات مسکن مهر دکتر(دکتر قبلی) هم که تمامی ندارد، تا می خواهیم حرفی بزنیم می گویند به جای انتقاد به فکر ارائۀ راه حل باشید راستش را بخواهید این مسکن مهر چهار پنج دولت را به خودش مشغول خواهد کرد؛ اصلاً یک موضوع پیچیده ای است خدا می داند. بین خودمان بماند آخر همین جوری شروع کنی خانه بسازی که شهرسازی نمی شود، با هزار زحمت و خواهش و تمنا جواد(جواد ظریف) می رود مذاکره می کند و چندرغاز دلار پول بلوکه را آزاد می کند ما می ریزیم توی حلقوم مسکن مهر هیچ جا هم دیده نمی شود تازه بعد از اینها می ماند که درمانگاه درست کنیم و کلانتری و فضای آموزشی و تفریحی و بسیاری غیره های دیگر؛ سر آخر هم که همۀ این کارها را به نحو احسن تمام کنیم که حتماً تمام می کنیم، چون ما فقط بلدیم به نحو احسن کار کنیم خدا می داند، به اسم دولت ما که تمام نمی شود می گویند طرح مسکن مهر دکتر(دکتر قبلی)! و ما هم طرح مسکن اجتماعی مان که این همه برای آن فکر کرده ام مثل میت روی زمین می ماند. از قدیم گفته اند جلو ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است به نظر من جلو مسکن مهر را هم از همین الان بگیریم منفعت است. ;
;
اما می رسیم به بحث شیرین بافت فرسوده که بالاخره موفق شدم با پیگیری و پیشگیری و پسگیری، سقف وام آن را به 50 میلیون تومان برسانم اما نمی دانم این دلال ها یوزپلنگ هستند؟ شوماخر هستند؟ چقدر سرعت دارند که یعنی ما هنوز خبرش را پخش نکردیم قیمت خانه های بافت فرسوده را گران کردند متأسفانه ما هم که تکنوکرات هستیم اصلاً دلمان راضی نمی شود کسی را نفرین کنیم و الا از خدا برای آنها «جز جگر» یا «ایبولا» طلب می کردیم تا دیگر ایجاد اخلال اقتصادی نکنند. یعنی باورتان نمی شود این وام را با هزار زور و زحمت با سود 11 درصد توی کاسۀ سیستم بانکی گذاشته ایم حالا باید در به در و پنجره به پنجره به دنبال منابع مالی بگردیم تا مابه التفاوت آن را تأمین کنیم و به بانک ها بر گردانیم، آن هم در این رکود و بازار بی پولی، اما به نظر من این بافت فرسوده هر چقدر خرجش کنی ارزشش را دارد چون یک نما و سر و شکلی به شهر می دهد- یعنی درد و بلای بافت فرسوده بخورد توی سر مسکن مهر(ویراستار)- با همۀ این تفاسیر دیگر وقتی نمی ماند که به پروژه های راه برسیم البته حالا که اسم راه آمد بد نیست بگویم ; بنده به شخصه علاقۀ خاصی به حمل و نقل ریلی دارم و امیدوارم یک روز همۀ شهرها و آبادی ها با خطوط ریلی به هم وصل شوند چون هم به صرفه است و هم امنیت بیشتری دارد که این هم بودجه می خواهد یعنی تمام مشکلات وزارتخانۀ بنده به پول وابسته است و الا با این طرح ها و برنامه هایی که بنده در سر و روی کاغذ و در دست و در حال انجام دارم باید دیگر هیچ مشکلی در بخش مسکن و راه و شهر سازی نداشته باشیم. امیدوارم زودتر این مشکل رکود اقتصادی حل شود تا در گاه نوشتۀ بعدی بتوانم خبرهای خوشتری به عرض شما برسانم.
;
;




