مغازه سازی و مغازه بازی ، بلای اقتصاد دامغان
دامغان شهر گرانی است که در قیاس با شهرهای همجوار می توان متوجه آن شد و این گرانی موجب آزار همشهریان است .
;تیتریک: ; مجموعه نیازمندی های شهروندان دامغانی معمولا از یک واحد تجاری قابل تهیه نیست و اساسا فروشگاه زنجیره ای در این شهر مفهوم ندارد که البته اخیرا اتفاقاتی در حال تجربه است که با تعریف فروشگاه های زنجیره ای فاصله معنادار دارد .
ریشه های گرانی این شهر در ابعاد مختلف قابل بررسی است و در این نوشتار برآنیم به یکی از مهم ترین و موثرترین ریشه های گرانی در دامغان اشاره نماییم و امیدوار باشیم مسئولان در اندیشه گره گشایی باشند تا تعداد بسیاری از شهروندان دامغانی ریسک جاده به مقصد شهرهای همجوار و عمدتا به مقصد تهران را تحمل نکنند و با پشت کردن به اقتصاد دامغان به سبد اقتصادی دیگران نپردازند .
دامغان همواره به عنوان شهر سرمایه داران خاموش، شهره بوده که سرمایه ایشان زینت بانک ها و موسسات مالی است . سرمایه های پس انداز شده دامغانی ها جز در موارد محدود، به تولید موثر منتهی نمی شود و صاحبان آن به سود و کارمزد بانکی راضی اند و البته جمعیت بسیار محدودی هم به شیوه رندانه¬ی ربا خواری وارد بازار می شوند و خود و گیرندگان وجوه را به آتش قهر الهی می سوزانند .
با ذکر نام از خیرخواهانی که اعتقاد راسخ به سلامت درآمد دارند و از پس انداز سرمایه خود در حساب های سپرده¬ی بهره پرداز نیز اجتناب می کنند و فقط موسسات قرض الحسنه را انتخاب می¬نمایند، به مطلب مهمی می پردازیم که یکی از مهمترین عوامل گرانی در دامغان است و مردم را آزرده خاطر می کند .
البته ذکر این نکته قابل توجه است که نرخ محصولات و اجناس با توجه به محدودیت شهری ، جمعیت و ترکیب شهری دامغان و میزان میانگین درآمد دامغانی ها مورد توجه است لذا از خوانندگان تقاضا می شود که قیمت ها را با کلان شهرها مقایسه نکنند .
سازمان های مردمی غیر مرتبط با بودجه دولتی همواره سعی دارند صندوق درآمد خود را با مجموعه ای از امور اقتصادی تامین نمایند و در راس آنها شهرداری است که با مزایده زمین های دریافتی در مقابل آماده سازی شهرک ها به افزابش غیر منطقی قیمت زمین در دامغان پرداخته و به بهانه تامین درآمد، رغبت مردم را برانگیخته تا بیشترین قیمت ها را در مقابل زمین های معمولی بپردازند که البته این زمین ها فقط در اختیار زمین بازانی قرار می گیرد که به چندین برابر قیمت و بی آنکه کار اقتصادی روی زمین انجام شود در اختیار دیگران قرار می دهند و تا چندین مرتبه با افزایش قیمت، زمین بازی اقتصادی غیر کارا را رقم می زنند تا اینکه در انجام این دور باطل بی¬نوایی، زمین را به قصد ساخت می خرد که تمام وجوه پس اندازش طی عمری تلاش تکافوی ساختمان سازی نمی کند و در نیمه راه مجبور به فروش ساختمان نیمه ساز می شود و دوباره زمین در دور قبلی دست به دست می شود .
اداراتی چونان شهرداری و کمیته امداد در راستای تأمین درآمد، به ساخت واحد های تجاری اقدام می¬کنند و این کار فارغ از آنکه این شهر نیازمند این تعداد واحد تجاری است یا نه، انجام می¬شود و بسیاری از این واحد ها عامل انتقال سرمایه و تأمین افزایش قیمت¬اند، به شکلی که سرمایه داران غیر مولّد دامغانی، واحد ها را پیش¬خرید می¬کنند و در فاصله کوتاهی، با چندین برابر قیمت به دیگری می¬فروشند و این بازی به شکل دیگری قابل توجه است که واحدهای تجاری به اجاره واگذار می¬شوند و اجاره بهای نجومی پرداخت می شود. شهرداری از هر فضایی برای زایش این درآمد تلاش می¬کند و فقط در اندیشه¬ی وجوه حاصل از تکنیک مخرب بساز بفروش تجاری است. ارزش تجاری واحد های مسکونی جیب شهرداری را پر می¬کند و مغازه بازی مردم دامغان شکل می¬گیرد. تمامی منازل جنوبی شهرک گلستان صاحب مغازه هایی می-شوند که قرار است جور شهرک مهر را بکشند و شهرک مهر در بی اعتنایی طراحی فقط صاحب آپارتمان¬هایی بی حیاط و پارکینگ است که نه مدرسه و مسجد و نه بازار و مغازه زینت آرای آن نیست.
حکایت به شهرداری ختم نمی¬شود و حاجی بازاری های دامغان هم یاد گرفته اند تمکن مالی را در تنبلی و اقتصاد راکد یا کم تحرک تفسیر کنند.
دقت کنید بسیاری از مغازه های راسته بازار دامغان به اجاره های نجومی واگذار شده اند و یا جندین نوبت توسط سرمایه داران محدود دامغان دست به دست شده اند تا قیمت آنها بسیار بالا رفته که در این مرحله فقط موسسات مالی اند که قیمت های بالا را از جیب اعتبارات باد آورده می پردازند و ملک را می¬خرند تا باز هم بانک و موسسه مالی دیگری زاده شود.
عمده¬ی تجار و مغازه داران موفق و سرمایه دار، خستگی خودشان از کسب را با مغازه سازی بیرون می¬کنند و پولداران دامغانی پاساژساز می¬شوند به شکلی که سرمایه داران، در میدان امام – مرکز شهر – ابتدا سراوری – ابتدای میدان شهدا – بلوار شمالی – بلوار جنوبی و … پاساژ می سازند و این در حالی است که پاساژهای پویا دامغان هنوز هم جای خالی برای کسب دارند و فقط کافی است نگاهی به خندق و مطلب خان و وحدت و همایون و لطفی و مدیحی داشته باشید .
نگاهی به شهر دامغان در ابعاد شرقی و غربی و مشخصا در مرکز شهر نشان می¬دهد تعداد زیادی واحد تجاری در دل پاساژ های متعدد ایجاد شده که تا مدت های مدید، فضای کسب وکار نخواهند بود ولی با افزایش قیمت مبادله می¬شود.
تعجب نکنید، این مردم هستند که باید وجوه ارزش افزوده واحد های تجاری را تحمل و تقبل نمایند. تا جایی که ارزش اجاره¬ی یک واحد تجاری در بلوار شمالی دامغان حدودا ۴ میلیون تومان اعلام می¬شود که با یک حساب سر انگشتی در احتساب نیروی کار و آب و برق و گاز و تأمین مواد اولیه بالغ بر ده میلیون تومان طی یک ماه برآورد هزینه می شود و حالا ذهن های پویا محاسبه نمایند که مستاجر مولّد این واحد چه مقدار باید بفروشد و از چه کسانی باید نجومی پول بگیرد تا پاسخ این هزینه¬ی بالا در تأمین واحد تجاری را تأمین نماید. بی گمان مردم دامغان هستند که باید جور این بی تدبیری را بکشند.
این شهر کمتر از ۲۲۰۰۰ واحد مسکونی دارد و جمعیت شهری هم هیچ¬گاه به هفتاد هزار نفر نخواهد رسید به شکلی که بسیاری از واحد های مسکونی فاقد سکنه است ولی در بازی بازار دائماً دست به دست می¬شوند و دیگر مشهور شده که خودِ بنگاهی یک هفته پس از معامله، همان واحد را با میلیون ها تومان افزوده، مطالبه می¬کند.
شهر ما قریب به ۲۵۰ واحد تجاری فعال!!!! به عنوان آژانس مسکن دارد که در عرف تجاری قرار است قانون مدنی را به خوبی بدانند، دوره¬ی آموزشی طی کنند و …
ولی متاسفانه هرکس یک واحد تجاری در هرجای دامغان داشته باشد با تأمین یک میز و شش صندلی و یک سماور برقی و چند استکان و البته یک دستگاه کامپیوتر می¬تواند خانه باز و مغازه باز شود و البته اخیراً باغ های آهوانو و آستانه را به قصد ویلا سازی به این مجموعه افزوده اند که شهر کوچک است برای پرواز، لذا پریدن از شهر و به روستا سر کشیدنم آرزوست!
آژانس های مسکن مهربان!!!! با شیرین کاری، خود و دلال و خریدار و فروشنده را راضی می¬کنند و به ارزش ملک می¬افزایند تا آنجا که قدرت خرید عموم مردم کاهش پیدا می¬کند.
آقایان مسوولین توجه کنند و از افزایش مغازه های با خدمات مشترک که بی هیچ نظارتی در حال ازدیادند بپرهیزند که این امر رقابت نیست بلکه فساد تجاری را در پی دارد و دلیل واضح آن اینکه تعویض مشاغل تجاری در یک واحد بسیار متنوع و زود گذر است به شکلی که طی دوسال می¬بینیم یک مغازه با چهار خدمات متفاوت دیده می¬¬شود.
بنک داران دامغانی هم خرده فروشی می¬کنند . سلمانی¬های دامغانی هم از فروش تره بار ابایی ندارند!!
مشاغل، عامل درآمدزایی مطلوب نیستند و تعدد کمکی به کاهش قیمت نکرده، مثلا به تعداد آشپزخانه¬های مرکزی دامغان توجه کنید آیا واقعاً دامغان تا این حد نیازمند غذای بیرون از منزل است؟ ولی امان از بیکاری که بد یقه دامغانی ها را گرفته !!!
جمعیتی قابل توجه از واسطه ها، بدون مغازه، در آمدزایی فانتزی دارند که با موتور سیکلتی ساده و یا خودرویی معمولی به بازار دلالی و افزایش قیمت در این شهر کمک می¬کنند و البته حیف است از کارمندان خدوم دولت یاد نشود که میز و صندلی اداره را خیلی زود به مقصد دلالی بعد از ظهر ترک می کنند و به کسب حلال می پردازند …
این فرآیند مغازه زایی هیچ کمکی به کاهش قیمت ها نکرده و بخش عمده¬ای از شهروندان چشم¬انتظار دوشنبه¬بازار می¬مانند تا تاجران بی ادعای شمال و شاهرود و حتی بعضی از شهر های خراسان رضوی با اجناس بنجل به ارزان فروشی بپردازند و گاهی نگارنده متوجه شده که به مردم دامغان در این دوشنبه بازار چه توهینی که نمی¬شود. اجناس وازده و میوه های آسیب دیده که چوب حراج به قیمت توهین به دامغانی ها می¬خورند و بعضی اوقات آدم منگ می ماند که این خیار و گوجه برای آدمی به فروش می رسد یا …؟!
پاساژ سازان دامغانی از شهرداری گرفته تا حاجی بازاری¬ها اگر خیر خواه و دلسوزند لطف کنند در اندیشه ایجاد فروشگاه های زنجیره ای باشند تا دامغانی¬ها با کمترین سود، نیازمندی های خود را تأمین نماید.
حاجی بازاری ها با توسعه تعداد مشتری در اندیشه سود بیشتر باشند نه سود بیشتر را از تعداد محدودی از خریداران دریافت نمایند و کمر خریدار را بشکنند.
کمی هم به مردم فکر کنیم که با کمترین درآمد صورت خود را سرخ می¬دارند به سیلی. حاجی بازاری ها اگر دامغان را برای فعالیت کوچک می¬بینند سراغ بنگاه های اقتصادی بزرگتر بروند و یا لااقل در اندیشه سرمایه گذاری مولد باشند و تمام فضل خدا را از رهگذر مغاره سازی و مغاره بازی و پاساژگستری درخواست نکنند و با ایجاد یک بنگاه مولد زودبازده در اندیشه استخدام دو کارگر دامغانی هم باشند و تمام هنر خود را مصروف استخدام یک پیرمرد بازنشسته در واحد تجاری خود نکنند که هم بیمه ندارد و هم نیازی به پرداخت حقوق واقعی نیست و با بخور و نمیر می سازد.
به خدا جیب مردم دامغان خیلی بزرگ نیست و قدرت تحمل این همه مانور اقتصادی بازاریان دامغان را ندارند.
لطفا فکری کنید…
;
;
;


