مسکن و ساختمان

گاه نوشته های وزیر مسکن (7) / طنز

صما، گروه طنز- بالاخره یک فراغت دیگر پیدا شد تا این گاه و بی گاه نوشته هایم را آماده کنم و قسمتی از کارها و مشکلاتی را که در وزارت راه و شهرسازی( داخل پرانتز؛ وزارت مسکن) با آن دست به گریبان هستیم را به اطلاع شما برسانم اگر خدا قبول کند در این ماه مبارک.

دوباره باز این طرح استیضاح را مطرح کردند و نفس ما را به شماره انداختند، آخر برادران بهارستان نشین؛ اگر می خواهید من را از قطار دولت دکتر(دکتر روحانی) پیاده کنید زودتر این کار را انجام دهید دیگر چرا ;ترمز اضطراری قطار را می کشید و هر روز من را با این قلب ضعیف و کار فراوان به مجلس می کشانید ( به قول شاعر: با قلب من بازی نکن؛ ای خوب من ای خوبِ خوب…). ظاهراً این بار می خواهند راجع به فاضلاب علی آباد کتول از بنده سوالاتی بپرسند. حالا فاضلاب آن منطقه چه ربطی به وزارت راه و شهرسازی دارد نمی دانم؟ ; یعنی واقعاً جالب است که چرا برخی از نمایندگان مسائل شخصی محلۀ خود را از من سؤال می کنند و می خواهند وزارتخانه برایشان انجام دهد. راستی مگر تا انتخابات مجلس چقدر وقت هست؟!! القصه برای آگاهی دوستان عرض کنم که همۀ سؤالات را هم شفاهی و پای تخته می پرسند نه فکر کنید کتبی یا چهارجوابی است، خلاصه خدا ختم به خیر کند. درابتدای گاه نوشته از اجلاس نظام مهندسی برای شما بگویم که برگزار شد و بنده را به عنوان سخنران دعوت کردند ; که خیلی حس خوبی بود که در جمع مهندسان صحبت می کردم دوباره احساس حل کردن انتگرال دوگانه و چندگانه و استاتیک و سایر درس های دوران دانشگاه به من دست داد. در ضمن مدت ها بود می خواستم یک حرف هایی به در بزنم که دیوار شهرداری بشنود ولی فرصت پیدا نمی کردم اما در این سخنرانی آقای شهردار را در جمع حضار دیدم و کلی از روند صدور مجوز ساخت و ساز و فروش تراکم و عدم درآمد پایدار شهرداری سخن راندم و بلافاصله جلسه را ترک کردم و حتی کیک و ساندیس هم نخوردم که مبادا ترکش شهردار مرا بگیرد و سریعاً به بهانۀ جلسۀ مهم به وزارتخانه برگشتم! در حین برگشت دیدم یک نفر از جلو هی چراغ می دهد! هی چراغ می دهد! به راننده گفتم بزن کنار ببینم کیه؟ دیدم بله رئیس کمیسیون عمران است که هی چراغ می دهد که یعنی می توانید از صندوق توسعۀ ملی برای بخش مسکن برداشت کنید! ما هم دو تا نوربالا به ایشان چراغ دادیم که یعنی چشم حتماً با یک برنامۀ مدون برای برداشت از صندوق خدمت می رسیم اگر بی خیال استیضاح ما شوید.

اما بشنوید که این اصلاح قانون نظام مهندسی هم یک بار سنگینی شده بر دوش ما و یک قولی داده ام که مپرس! اما هنوز عملی نشده، می ترسم با اصلاح قانون، به من انگ اصلاح طلبی بزنند به همین خاطر به خودم می گویم عباس! معتدل باش، بی خیال اصلاح! اما دوستان مهندس ما هم هی چپ و راست از من دربارۀ آن می پرسند و من هم مانده ام که جواب چپِ مهندسان را بدهم یا جواب راستِ آنها را، این یک سال که فعلاً به خیر گذشت سه سال دیگه هم همین جور معتدل باشم دورۀ وزارت تمام می شود و نه کسی از وزارت من احساس گرما می کند و نه سرما. اما همۀ مسائل به این راحتی نیستند مثلاً این سیستم بانکی دور از جان شما، مثل مار به جان رونق بخش مسکن افتاده، با هزار زحمت راه رونق مسکن را هموار می کنیم اما این بانک ها با یک بدل کاری تمام سرمایه ها را جذب می کنند و فضای پاک اقتصاد مسکنی را مسموم می کنند. در ضمن برخی از دوستان کمیسیون عمران فکر می کنند که ما بخش مسکن را به امید خدا رها کرده ایم و باید تازه آموزش رانندگی در بخش مسکن را یاد بگیریم، غافل از اینکه ما مثل بولدوزر داریم مسکن را به جلو می کشیم اما چه کنیم که هرچه پول در حلق مسکن مهر می ریزیم مانند دریاچۀ نمک آن را می بلعد و هیچ چیزی از پیشرفت دیده نمی شود. نمی دانم این چه ارثی بود که دولت قبلی در دامن ما گذاشت.

از بولدوزر پیاده شویم و دوباره قطار سواری کنیم؛ قرار شد که خط آهن تهران مشهد را هم برقی کنیم آن هم در این واویلای کمبود آب و برق و انرژی که تا ساعت 3 نصفه شب با التماس از مردم می خواهیم مصرف خود را کاهش دهند در زیر نویس بازی برزیل و هلند دیدم نوشته- اما خب چاره ای نیست و باید کارنامۀ خود را از کارهای خوب پر کنیم. در ضمن یک مراسم تودیع و معارفه هم داشتم که خدا رو شکر هنوز واکنشی به آن نشان نداده اند و من هم برای اینکه توجه کسی به آن جلب نشود حرفی از آن به میان نمی آورم و شما هم ” این قصه ناشنیده بگیرید”

در دفترم نشسته بودم که گفتند در دیدارهای مردمی، رئیس انجمن بانوان مجرد بالای 35 سال می خواهد با شما صحبت کند! با تعجب پرسیدم؟ رئیس؟ انجمن؟ بانوان مجرد؟ بالای 35 سال؟ تا حالا نشنیده بودم، درخواست شان چیست؟ گفتند می خواهند که به خانم های مجرد بالای 35 سال هم مسکن مهر تعلق بگیرد و شرط متأهل بودن را برای آنان حذف کنید. گفتم همین جوری ما را چپ و راست مورد سؤال و استیضاح و پرسش قرار می دهند حالا دیگر با رئیس انجمن بانوان مجرد بالای 35 سال هم صحبت کنیم و جلسه تشکیل دهیم که دیگر بیچاره ایم؛ و به احتمال بالای 100 درصد اهل منزل هم من را استیضاح می کند. گفتم هر درخواستی دارند قبول کنید و بدهید معاونم سریعاً امضا کنند. در این مدت آنقدر مشغله داشتم که فرصت نکردم سری به facebook جواد بزنم و عکس های جدیدش را لایک کنم ولی خدائیش آدم اگر وزیر هم می شود وزیر خارجه باشد واقعاً به این جواد خیلی غبطه می خورم؛ بگذریم تا گاه نوشتۀ بعدی برای شما آرزوی سلامتی دارم.

;

;

;

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا