خوشا شیراز و وضع بی مثالش
شیراز شهری است که ریشه کهنی در تاریخ این سرزمین دارد. بخشی از این شهر را بافت تاریخی آن تشکیل میدهد که از محلات مختلفی تشکیل شده است. در ادامه بخشی از این محلات را معرفی خواهیم کرد.
محله اسحاق بیگ:
نام این محله از نام شاه شیخ جمال الدین ابواسحق اینجو، پسر محمود شاه اینجو گرفته شده، که مردم شیراز در آن زمان او را امیر اسحق بیگ یا اسحق بیگ می گفتند. این امیر، با لیاقت و قابلیتی که داشت، بر مدعیان حکومت فایق آمد و خود، حکومت فارس را به دست گرفت و تا سال 754 هـ.ق شیراز را اداره کرد. مردم شیراز به پاس دادگری و همیت وی نسبت به آبادی شیراز، نام او را بر این محله گذاشتند. این محله در قدیم به محله درب شاهزاده و محله لب آب و محله بالا کفت (بالاکفد) و محله بازار مرغ محدود بوده است.
محله درب شاهزاده:
نام این محله از نام شاهزاده منصور گرفته شده و هنوز هم مقبره شاه منصور در همین محله است و به نام شاهزاده منصور معروف می باشد. چون از راه این محله به طرف مقبره سعدی می رفتند، به این محله «دروازه سعدی» نیز می گفتند و هم اکنون درب شاهزاده و دروازه سعدی نیز برای شیرازیان نامی آشنا است. در زمان قبل از کریم خان زند این محله به دو بخش محله شیادان و محله موردستان تقسیم شده بود که کریم خان این دو محله را در هم ادغام کرد.
محله بالا کفت (بالاکفد):
کفد یا کفت یا کت در زبان و لهجه مردم قدیم شیراز به قسمت های باغستانی و باغات بزرگ گفته می شده و این محله شامل باغ های بزرگی مانند: باغ سالاری، باغ خاتون، باغ کلانتری، باغ آستانه و باغ های کوچک تری بوده است. چون مدفن برادر حضرت رضا(ع)، سید علاءالدین حسین در این محله قرار دارد، بنابراین این محله را محله آستانه نیز گفته اند و هنوز هم به این محله «درب آستانه» می گویند. از زمانی که پادشاه عصر، کریمخان زند، حصار شیراز را کوچک کرد، محله باغ نو و این محله را در هم ادغام نمود و همه را «بالاکفت» نامید. این محله در جنوب شیراز واقع شده و در قدیم به محلات درب شاهزاده، اسحق بیگ و لب آب و باروی شهر محدود بوده است.
محله بازار مرغ:
این محله در اصل دو محله بوده: یکی محله شاهچراغ (ع) و دیگری محله بازار مرغ. به مرور زمان قسمتی از این محله، جزء محله شاهچراغ (ع) شد و فقط قسمتی از بازار مرغ فروشان و خانه های اطراف آن را محله بازار مرغ گفتند. بازار مرغ فروشان بازاری در حدود یک کیلومتر بود که سقف آن پوشیده و کف آن گود و نور آن بسیار کم و تاریک بوده است. این محله به محله اسحق بیگ و محله درب شاهزاده و محله لب آب و میدان شاه و نیز محله سردزک و محله درب مسجد محدود بوده است.
محله سنگ سیاه:
از زمان کریم خان که محلات را کم تر و کوچک تر و حصار شهر را تنگ تر کردند، محله درب کازرون که خود محله ای جداگانه بود، ضمیمه این محل شد و روی هم رفته به هر دو، محله «سنگ سیاه» می گفتند. نام این محله از نام دانشمند بزرگ «عمروبن عثمان»، ابوالبشر، معروف به «سیبویه» (متوفی سال 1080 یا 1094 هـ.ق) گرفته شده است. قبر این نحوی بزرگ در محله و در یک حجره کوچک و متروک به وضعی نامطلوب قرار گرفته بود و بر روی قبر وی سنگی سیار قرار داشت. در ابتدا نام این محله، سنگ سیبویه بوده است. ولی به مرور زمان در اثر اشتباه عوام و وجود سنگ سیاه بر روی قبر، به نام «سنگ سیاه» مشهور شده است. این محله به محلات میدان شاه، سرباغ، سردزک و باروی مغربی شهر محدود بوده است.
محله سردزک:
وقتی که کریم خان حصار شیراز را کوچک تر کرد و محلات را در هم ادغام نمود، محله سردزک و محله دشتک به صورت یک محله درآمد که هر دو سردزک نامیده شدند؛ چون سابقا در این محله، دزدان به مردم و خانه ها و حتی کاروان ها حمله می کردند. به همین منظور این نام را برای این محل برگزیدند. از اراضی دشتک در زمان کریم خان زند، ده هزار زرع زمین خریدند و مدرسه منصوریه که مخصوص تعلیم طلاب علوم دینی بود، ایجاد گردید و قسمتی از محله دشتک که منصوریه هم جزء آن بود، ضمیمه محله لب آب شد و اکنون هم مدرسه منصوریه جزء محله لب آب است. این محله به محلات بازار مرغ، سنگ سیاه، سرباغ، لب آب و حصار جنوبی شهر محدود بوده است.
;
;
;




