استودیو صما
موضوعات داغ
پیروز حناچی، استاد دانشگاه و شهردار سابق تهران

کیفیت شهری نتیجه برنامه‌ریزی هدفمند است نه اتفاق

نکات مهم
  • حناچی: کیفیت شهری نتیجه برنامه‌ریزی هدفمند، بودجه و به‌کارگیری هنرمندان است
  • شهرهای موفق دنیا با هنر و روایت داستان، حس تعلق شهروندی ایجاد می‌کنند
  • ۶۰ درصد کیفیت شهرهای تاریخی به پالایش بصری و مدیریت سیما و منظر شهری مربوط است
  • تجربه چهارباغ اصفهان و ونیز نشان‌دهنده تأثیر طراحی درست بر آرامش شهروندان است

پیروز حناچی، استاد دانشگاه و شهردار سابق تهران،در گفتگو با برنامه مکث استدیو صما، با تأکید بر اینکه شهرهای ما تصویر خواسته‌های ما هستند، معتقد است کیفیت در شهر به‌صورت اتفاقی به دست نمی‌آید و نیازمند نگاه انسانی، برنامه‌ریزی هدف‌گذاری‌شده، اختصاص بودجه و به‌کارگیری هنرمندان و متخصصانی است که زیبایی‌شناسی و تأثیر آن بر روح و روان انسان را درک می‌کنند.

حناچی در گفت‌وگویی با طرح این پرسش که آیا شهرهای ما شهری هستند که در آن زندگی می‌کنیم یا صرفاً در آن ساکنیم، گفت: پاسخ این پرسش دشوار است، زیرا شهرهای ما تصویر همان چیزی هستند که ما می‌خواهیم. اگر به دنبال کیفیت بودیم می‌توانستیم بگوییم کیفی هستند، اما واقعیت این است که ما خیلی به دنبال کیفیت نبودیم و از ابزارهایی که شهر را قابل تعمق می‌کند، استفاده نکردیم.

شهر و هنر؛ از مجسمه تا حس تعلق

حناچی با اشاره به تجربه شهرهای موفق جهان گفت: در این شهرها با شهر کمی متفاوت برخورد می‌کنند؛ ناگهان مجسمه‌ای می‌بینید که ممکن است ساعت‌ها شما را به فکر فرو ببرد، یا تصویری روی دیوار که هنرمند خلق کرده و شما را به تأمل وا می‌دارد. اینها بی‌دلیل نیست و برای این است که زندگی شهری از ریتم تکراری و خسته‌کننده خارج شود و شهروند از حالت کسی که فقط شب به شهر می‌آید، می‌خوابد و صبح سر کار می‌رود، به شهروندی با ارتباط، فضای شهری و حس تعلق تبدیل شود.

او تأکید کرد: برای تحقق این امر باید بهترین هنرمندان به کار گرفته شوند؛ کسانی که زیبایی‌شناسی را می‌فهمند، تأثیر مسائل مختلف بر روان انسان را درک می‌کنند و شهر را صرفاً محیطی برای تردد و ماشین‌ها نمی‌بینند. این نگاه بسیار فراتر از این است.

کیفیت شهری؛ نتیجه سرمایه‌های فرهنگی و تاریخی

حناچی با بیان اینکه برای کیفی شدن شهر باید به عوامل و مؤلفه‌های ارتقای کیفیت زندگی توجه کرد، گفت: با این نگاه، شهرها به مجموعه‌ای از سرمایه‌ها تبدیل می‌شوند که شهر را پاخور می‌کنند. ممکن است شهری را در دنیا به خاطر جذابیت‌هایش انتخاب کنید؛ در هر نقطه شهرهای تاریخی ایتالیا که نگاه می‌کنید، انگار در و دیوار شهر با شما حرف می‌زند؛ شهر را مرمت کرده و رد و اثری از گذشته باقی گذاشته‌اند.

او با اشاره به نمونه پراگ در چکسلواکی در دوران جنگ سرد گفت: در آن دوران شوروی آمد و شهر را اشغال کرد و دانشجویانی اعتراض کردند که به «بهار پراگ» معروف شد. چند دانشجو تصمیم گرفتند خودسوزی کنند؛ یکی از این دانشجویان اقدام کرد و جان باخت و دوستانش که با او همدرد شده بودند، وقتی آن صحنه را دیدند، پا پس کشیدند و دیگر اقدامی نکردند. اکنون اگر به میدان ونسل پراگ بروید، یادمانی روی زمین می‌بینید؛ اثری هنری که به یک واقعیت تاریخی اشاره می‌کند.

شهر به روایت داستان‌ها

حناچی افزود: وقتی به شهر این‌گونه نگاه کنید، جای‌جای شهر داستان دارد. برای مثال در قیامون لاله‌زار، تک‌تک پلاک‌ها داستان دارند. اگر با روایت داستان با شهر برخورد کنید، شهر چقدر جذاب می‌شود؛ به‌ویژه شهرهای تاریخی که قدمت زیادی دارند. شهری مثل تهران و کمی پایین‌تر ری، که در طول تاریخ سابقه دارد. خود تهران حداقل پانصد سال قدمت دارد؛ یعنی پانصد سال قطعی قدمت دارد و مجموعه روستاهایی که بعداً به آن اضافه شده‌اند، به این جذابیت می‌افزایند. اگر این داستان‌ها و روایت‌ها وارد شهر شوند و نقش‌آفرینی کنند، شهر کاملاً متفاوت می‌شود.

نگاه انسانی؛ فراتر از مادر و کودک

حناچی در پاسخ به پرسشی درباره احساس امنیت مادران و کودکان در شهر گفت: این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. من از نگاه انسانی صحبت می‌کنم؛ نگاهی فراتر از مادر و کودک. همه کسانی که در شهر زندگی می‌کنند، انسان هستند و نگاه انسانی می‌تواند شکل برخورد با شهر را تغییر دهد. همه کسانی که در شهر زندگی می‌کنند، بالاترین موجود و مخلوقات خداوند هستند و واجد عرض و کرامت‌اند. اگر این‌گونه نگاه کنید، همه یکسان‌اند؛ از جمله مادران و کودکان این سرزمین که واجد عرض بالاتری هستند.

او ادامه داد: پیرمردی که با عصا راه می‌رود، فرد فقیر یا کسی که از سطح زندگی بالاتری برخوردار نیست، همه با نگاه انسانی همان نگاهی که پیامبر داشت، دیده می‌شوند. پیامبر چرا در مدت کوتاهی در دل مردم جا گرفت؟ روایت‌هایی که از ایشان نقل می‌کنند، نشان‌دهنده اخلاق کریمه ایشان است. مثلاً کسی که روی ایشان شکمبه گوسفند می‌ریخت، وقتی مریض می‌شود، پیامبر به عیادت او می‌رود. این نشان‌دهنده نگاه انسانی و نگاه به کرامت انسانی است که دل مردم را باز می‌کند و گرایش‌هایی ایجاد می‌کند. بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که در کشور ما وجود دارد، فرهنگ، ادبیات و دین ماست که بر آن تأکید می‌کند.

کیفیت شهری اتفاقی نیست

حناچی با تأکید بر اینکه هیچ موضوع کیفی در شهرها اتفاقی نیست، گفت: کیفیت نتیجه برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری، اختصاص بودجه، به‌کارگیری مدیرانی که این نگاه را می‌فهمند و به آن اعتقاد دارند، نظارت بر فرایند و در نهایت مانیتورینگ و خروجی گرفتن از آن است. اگر مردم به دنبال کیفیت در شهر هستند، اولاً باید این کیفیت را تجربه کنند؛ به قول معروف مزه این فضای کیفی باید زیر زبان برود. برخی فضاها هستند که آدم وقتی وارد می‌شود، دلش نمی‌خواهد آنجا را ترک کند و می‌خواهد وقت بیشتری را با آرامش بیشتر در آنجا بگذراند.

او خاطرنشان کرد: یادم می‌آید به مسجدی در تهران رفتم نماز بخوانم؛ بعد از نماز دلم نمی‌خواست از آن فضا خارج شوم. فضاهای شهری اگر درست طراحی شوند، چنین ویژگی‌ای دارند. شهرهای موفق دنیا از این گونه فضاها دارند. منظور من مراکز خرید نیست؛ ممکن است فضای خرید هم در جوار این فضاها به وجود بیاید، ولی جایی که مردم وقتی می‌روند حالشان خوب می‌شود، آرامش پیدا می‌کنند و اگر دلشان بگیرد، می‌روند آنجا قدم می‌زنند. این فضاها معمولاً اتفاقی به وجود نمی‌آیند و نتیجه تجربه‌های مختلفی هستند که روی روح و روان آدم‌ها تأثیرگذارند. رنگ، نور، آرامش، زیبایی و سکون بسیار تأثیرگذارند.

حناچی با اشاره به تجربه‌اش از سفر به اصفهان گفت: دو هفته پیش صبح زود رفتم محور چهارباغ، در آن تکه‌ای که پیاده شده است؛ اصلاً دلم نمی‌خواست از آن فضا خارج شوم. در وسط مرکز یک شهر تاریخی، صدای ماشین و بوق نمی‌آید و آرامش عجیبی در آن محدوده حاکم بود. این نشان می‌دهد کسی که طراحی اولیه را انجام داده، خوب دیده و مؤلفه‌هایی که روی روح و روان آدمی تأثیرگذارند را در نظر گرفته است.

تأثیر سیما و منظر شهری بر روان انسان

این استاد دانشگاه درباره تأثیر منظر شهری بر روح و روان انسان گفت: اولین چیزی که هر روز می‌بینیم، منظر شهری است. سیما و منظر شهری، مخصوصاً در شهرهایی که هسته تاریخی و مرکزهای تاریخی دارند، بسیار تأثیرگذارند؛ اصلاً روان آدمی از آشفتگی فرار می‌کند. چون تخصص من در این زمینه است، می‌توانم بگویم در شهرهای تاریخی ما، ۶۰ درصد کیفیت مستقیماً مربوط به پالایش بصری است؛ اینکه کانال کولر روی نما نداشته باشید، نماهایتان آراسته و فاخر باشد، پنجره شکسته و بالکونی که محصول شده با پروفیل، همه اینها را حساب کنید. تابلوهایی که نامتناسب‌اند را بردارید و به جایش تابلوهایی کیفی بگذارید.

او افزود: ما در دوره خودمان و دوره‌های قبل از ما در تهران این کار را کردیم و دیدیم فضایی مثل خیابان انقلاب یا میدان بهارستان یا سرچشمه، آن موقع که این‌طور شده بود، دلپذیر شده بود. با سیمایی که کاملاً آشفت است، کابل‌های سیم روی نما، کانال کولر، اسپلیت‌ها روی نما یا کولرهای آبی که آب می‌دهند روی نما، اینها همان چیزهایی هستند که نظام مدیریتی باید به آنها توجه کند و برایشان برنامه داشته باشد. اینها می‌تواند کیفیت زندگی را در شهر بالا ببرد.

تجربه جهانی؛ از ونیز تا مدیریت نما

حناچی با اشاره به تجربه شهرهای موفق دنیا گفت: خیلی از شهرهایی که الان پاخور و مورد توجه‌اند، بخشی از کارهایشان از این جنس است. مثلاً اگر به ونیز بروید، چیزی که دیدر آزار بدهد در آن محورهای اصلی که تردد می‌کنید، تقریباً وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد، جمع کرده و مدیریتش کرده‌اند. علاوه بر اینکه شهر مرمت شده، ناسورها هم مدیریت شده‌اند. اگر بخواهید میخی به دیوار بزنید، حتماً باید از شهرداری اجازه بگیرید. این دیگر اوج آن شهرهای تاریخی و با عرضه است. ولی می‌خواهم بگویم اگر برای این کار هدف بگذارید، سازوکار مناسبش را طراحی کنید و به سمتش بروید، نتیجه هم می‌گیرید. به نظر من شهرهای کیفی در دنیا با شهرهای غیرکیفی تفاوتشان در همین است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا