تهدید حاشیه سود و رکود صنایع پاییندستی
جهش قیمت زغالسنگ؛ زنگ خطر جدی برای صنعت فولاد و مسکن

- جهش قیمت زغالسنگ در شاخص فوب استرالیا، زنگ خطری جدی برای صنایع فولاد در ایران است.
- وابستگی واحدهای تولیدی سنتی به واردات کک و زغالسنگ، حاشیه سود را کاهش داده و قیمت نهایی را بالا میبرد.
- افزایش هزینه تولید فولاد، منجر به رکود در صنایع پاییندستی مانند خودرو، لوازم خانگی و ساختمان میشود.
- عدم وجود ذخیرهسازی استراتژیک و ظرفیتهای داخلی ناکافی، صنعت را در برابر شوکهای قیمتی جهانی بیدفاع کرده است.
- تکیه بر واردات بدون بهینهسازی مصرف انرژی، سرنوشت صنعت ملی را به بازارهای جهانی وابسته میسازد.
در حالی که ثبات نسبی قیمت سنگآهن امید به آرامش در بازار فولاد را زنده کرده بود، جهش ناگهانی قیمت جهانی زغالسنگ معادلات را به نفع هزینههای تولید تغییر داد. این افزایش قیمت نه تنها حاشیه سود تولیدکنندگان داخلی را تهدید میکند، بلکه با ایجاد فشار مضاعف بر بازار ارز و رکود در صنایع پاییندستی مانند خودرو و ساختمان، اثراتی دومینویی بر اقتصاد ملی خواهد داشت.
نگاهی به قیمتهای جهانی ذغالسنگ نشان میدهد که در حالی که قیمت جهانی سنگآهن با ثباتی نسبی روبروست، رشد چشمگیر قیمت زغالسنگ در بازارهای جهانی، بهویژه در شاخص فوب استرالیا، زنگ خطری جدی برای صنایع متالورژی و فولاد در سراسر جهان و بهخصوص ایران به صدا درآورده است.
تاثیر مستقیم بر بهای تمامشده و حاشیه سود
افزایش قیمت زغالسنگ در حالی رخ میدهد که این ماده اولیه، قلب تپنده کورههای بلند فولادسازی است و هر نوسان در قیمت آن، مستقیماً بر بهای تمامشده محصول نهایی اثر میگذارد. بسیاری از واحدهای تولیدی در ایران، بهویژه در روشهای سنتی تولید آهن (کوره بلند)، برای تامین نیاز خود به کک یا زغالسنگ باکیفیت به واردات وابسته هستند و جهش قیمت جهانی پیامدهای سنگینی را به همراه خواهد داشت.
برای مثال افزایش قیمت زغالسنگ به معنای بالا رفتن هزینه هر تن آهن تولیدی است و این امر باعث میشود حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش یافته و فشار مالی بر واحدهای کوچکتر وارد شود. همچنین طبق قانون عرضه و تقاضا، وقتی هزینه ماده اولیه بالا میرود، تولیدکننده برای جبران ضرر، قیمت محصول نهایی مانند میلگرد، ورق و… را افزایش میدهد که مستقیماً منجر به گرانی در صنعت ساختمان و زیرساختهای شهری میشود.
بنابراین اگر قیمت تمامشده فولاد ایرانی به دلیل گرانی سوخت و ماده اولیه افزایش یابد، فولاد ما در بازار جهانی در برابر رقبایی که دسترسی ارزانتر به منابع دارند، شکست خواهد خورد.
اثرات دومینویی بر اقتصاد و بازار ارز
ازسویی دیگر، گرانی زغالسنگ تنها به فولاد محدود نمیشود و اثرات دومینویی دارد. برای تامین نیازهای وارداتی در قیمتهای جدید، تقاضا برای ارز افزایش مییابد که در شرایط فعلی، فشار مضاعفی بر بازار ارز کشور وارد میکند. همچنین گرانی فولاد منجر به رکود در صنایع خودرو، لوازم خانگی و ساختوساز میشود که در نهایت منجر به کاهش اشتغال در این بخشها میگردد.
از آنجا که سالهاست صحبت از احیای معادن زغالسنگ داخلی و ارتقای کیفیت استخراج برای کاهش وابستگی به واردات است، اما واقعیت این است که ظرفیتهای داخلی هنوز پاسخگوی نیازهای صنعتی با استانداردهای جهانی نیستند. مدیریت صنعت فولاد باید سالها پیش سرمایهگذاری گستردهتری روی تکنولوژیهای جایگزین مانند کاهش وابستگی به کک و توسعه روشهای سبزتر یا بهینهتر انجام میداد تا امروز با هر نوسان در قیمت فوب استرالیا، قیمت فولاد در بازار داخلی تحت تاثیر قرار نگیرد.
نبود سیستمهای ذخیرهسازی استراتژیک برای مواد اولیه حیاتی باعث شده تا صنعت ما در برابر شوکهای قیمتی جهانی کاملاً بیدفاع باشد و هر تغییری در قیمتهای جهانی، بلافاصله در قیمت بازار داخلی منعکس شود.
به گزارش صما، جهش قیمت زغالسنگ، هشدار نهایی برای مدیران صنعت معدن و فولاد است چراکه تکیه بر واردات در دنیای پرنوسان امروز، یعنی سپردن سرنوشت صنعت ملی به دست بازارهای جهانی و اگر برای جایگزینی مواد اولیه و بهینهسازی مصرف انرژی اقدامی سریع صورت نگیرد، هر موج گرانی در استرالیا، گرانی سیمان و آهن را برای بازار ایران به همراه خواهد داشت.




