معماری
پرطرفدار
گفت‌وگو با استفان پرینز از پاورهاوس

روایت دفتری که خودش کارفرمای خودش شد

نکات مهم
  • دفتر پاورهاوس از ابتدا به دنبال ادغام قدرت طراحی و مهندسی در یک کنش واحد بوده است.
  • بنیان‌گذار شرکت، با راه‌اندازی شرکت توسعه‌گر رِد کمپانی، عملاً نقش کارفرما را نیز ایفا می‌کند تا کنترل بیشتری بر پروژه‌ها داشته باشد.
  • حدود ۸۰ درصد از حجم پروژه‌های پاورهاوس (به لحاظ متراژ) برای شرکت توسعه‌گر خواهرش، رِد کمپانی، انجام می‌شود.
  • این شرکت نیروهای خود را در تیم‌های ۱۲ نفره خودمختار سازماندهی می‌کند که هر یک مانند یک دفتر معماری کوچک عمل می‌کنند.
  • استفان پرینز به معماران توصیه می‌کند برای موفقیت در ساخت، زبان مهندسی و منطق فرایند را بیاموزند.

شرکت پاورهاوس (Powerhouse Company) از زمان تأسیس در سال ۲۰۰۵، فراتر از خاستگاه خود در روتردام گسترش یافته و اکنون استودیوها و پروژه‌هایی در سراسر جهان دارد. این دفتر معماری به دلیل تعهد پایدار خود به ادغام معماری و مهندسی در یک کنش واحد برای خلق آثار ساخته‌شده منحصربه‌فرد شهرت دارد. نمونه برجسته این رویکرد، دفتر شناور خود شرکت در بندر رینهاون روتردام است که روبه‌روی موزه فینکس، تازه‌ترین ساخته مَد معماران، قرار دارد.

اما پاورهاوس تنها یک جزء در درون این زیست‌بوم کاری شناور است. بنیان‌گذار آن، نانه دِ رو، همچنین یک شرکت توسعه‌گر به نام رِد کمپانی را راه‌اندازی کرد که نمایانگر یک مدل کسب‌وکار منحصربه‌فرد است و طی ده سال، به بخشی جدایی‌ناپذیر از برونداد پاورهاوس تبدیل شده است.

در ماه می ۲۰۲۶ و در جریان فستیوال «یوتوپیَن آورز»، نیل پاتریک والش از آرکینکت از دفتر این شرکت در روتردام بازدید کرد و اندکی بعد با استفان پرینز، شریک پاورهاوس، به گفت‌وگو نشست. در این مصاحبه، آن‌ها درباره تأسیس استودیو، ساختار آن، رویکرد طراحی، نحوه همکاری با شرکت توسعه‌گر خواهر و این‌که همه اینها چه نکته‌ای درباره آینده معمار می‌گویند، بحث کردند.

گفت‌وگوی پیش رو، که برای شفافیت و اختصار اندکی ویرایش شده، در ادامه آمده است.

پیش از آن‌که با جزئیات درباره شرکت صحبت کنیم، فلسفه پاورهاوس را چگونه توصیف می‌کنید؟ نقش خود را در فرایند طراحی و ساخت چطور می‌بینید؟

اگر به عقب برگردیم، ما کارمان را به عنوان یک دفتر معماری شروع کردیم. اولین پروژه ما یک طرح مسکونی به نام «ویلا ۱» بود، و با این‌که حاوی تفکر معماری زیادی بود، نوآوری مهندسی بسیاری هم داشت. بنابراین از همان ابتدا، ما به دنبال تلفیق قدرت طراحی با قدرت مهندسی، یعنی فهم واقعی چگونگی ساختن اشیا بودیم. این همواره قاعده اساسی هر کاری بوده که ما اینجا انجام می‌دهیم.

آن زمان، تنها سه یا چهار نفر در دفتر بودیم. حالا بین‌المللی هستیم و از مقر اصلی‌مان در روتردام، با دفاتری در مونیخ، اسلو و نایروبی کار می‌کنیم. در تمام دفاتر یک روش کاری داریم و به قدرت توأمان طراحی و مهندسی اعتقاد راسخ داریم. اگر بتوانید هر دو را کنترل کنید، واقعاً می‌توانید نوآوری کنید و طراحی‌تان را بهتر سازید. به طور خلاصه، این چیزی است که پاورهاوس به آن باور دارد. ما معتقدیم از این راه می‌توانیم به خلق معماری نو کمک کنیم.

ما همچنین تلاش می‌کنیم تا جای ممکن بسازیم، چون نوآوری از دل ساختن بیرون می‌آید. منظورم این نیست که ایده‌های مشابه را به تعداد زیاد می‌سازیم؛ بلکه همیشه در حال ایجاد تغییرات گام‌به‌گام هستیم. هر پروژه کمی پایدارتر یا مقرون‌به‌صرفه‌تر از نمونه قبلی است. با انجام این کار، در به انجام رساندن کارها بهتر و بهتر می‌شوید. واقع‌گراتر می‌شوید.

ما همچنین با انجام پروژه‌های بسیار متنوع یاد می‌گیریم. روی همه چیز کار می‌کنیم؛ از ویلا گرفته تا اداره، پروژه‌های مسکونی متراکم درون‌شهری، مدرسه و هاب‌های حمل‌ونقلی. ما دوست داریم روی همه چیز کار کنیم، نه فقط چون جذاب است، بلکه به این دلیل که شخصاً چیزهای زیادی از آن یاد می‌گیرید.

و در کنار طراحی، شما یک شرکت توسعه‌گر هم دارید؟

دقیقاً. نانه دِ رو، که پاورهاوس را در ۲۰۰۵ شروع کرد، شرکت توسعه‌گر رِد کمپانی را نیز در ۲۰۱۵ بنیان نهاد. او این شرکت را تا حدی از سر ناامیدی راه انداخت؛ می‌خواست خودش کارفرما شود تا ما بتوانیم تصمیمات بیشتری را خودمان بگیریم. طی ده سال، این شرکت به بازیگری کاملاً جدی در هلند تبدیل شده و گام‌هایی بین‌المللی نیز برمی‌دارد.

این اقدام که کارفرمای خود شوید و یک شرکت توسعه‌گر زیر همان سقف داشته باشید، واقعاً پویایی متفاوتی در نحوه کار ما به عنوان معمار ایجاد کرد. به جای آن‌که نخست مفهوم را توسعه دهیم و سپس آن را طی مراحل، مهندسی کنیم، کار با رِد کمپانی به این معناست که ما از همان ابتدا درباره سیستم‌های ساختمانی ممکن صحبت می‌کنیم. ما از همان اول با تأمین‌کنندگان درباره جاه‌طلبی‌های معمارانه‌مان گفت‌وگو می‌کنیم. همه کارت‌هایشان را زود روی میز می‌گذارند تا بتوانیم راه‌حل پیدا کنیم. در نهایت، این رویکرد امکان بیشتری برای خلق معماری بهتر فراهم می‌کند.

از آن‌جا که حوزه توسعه پروژه تا این حد مالی‌محور است، معماری‌ای که خلق می‌کنیم همیشه باید مقرون‌به‌صرفه باشد. شما باید طراحی و مسائل مالی را به هم پیوند بزنید. اقتصاد ساختمان دنیایی کاملاً متفاوت است که باید در نظر گرفته شود. هرچه بیشتر این موضوع را درک می‌کنیم، می‌بینیم که می‌توانیم تصمیمات متفاوت و سریع‌تری بگیریم و پروژه‌های جذاب‌تری خلق کنیم.

پیش‌تر گفتید که هدفتان تلفیق قدرت طراحی و قدرت مهندسی است. این موضوع چگونه بر ترکیب تیم شما تأثیر می‌گذارد؟ آیا ویژگی‌های خاصی را در افرادی که استخدام می‌کنید جست‌وجو می‌کنید؟

دو چیزی که ما به آن نگاه می‌کنیم «فرهنگ» و «مهارت» است. البته، شما باید به عنوان یک مهندس یا معمار مهارت داشته باشید تا بتوانید در پروژه‌ها مشارکت کنید. اما ما همچنین می‌پرسیم که آیا فرد مناسب تیم ما هست؟ آیا کسی است که می‌تواند به فرهنگ گروه و همچنین سطح مهارت آن کمک کند؟ ما به «سخت کار کن، حسابی تفریح کن» اعتقاد زیادی داریم.

در مورد این‌که چه تخصص‌هایی را استخدام می‌کنیم، اساساً همه را شامل می‌شود؛ از معمار تا مهندس. ما معماران طراحی‌محور و معماران فنی‌محور داریم، و برخی مهندسان ما بر مدیریت فرایند متمرکزند، در حالی که دیگران تخصص‌های فنی عمیق دارند.

اگر به پانزده سال پیش شرکت نگاه کنید، وقتی فقط ده یا پانزده نفر بودیم، موضوع بیشتر بر سر داشتن افرادی بود که بتوانند همه کاری انجام دهند. ما تیم آن‌قدر کوچکی بودیم که همه باید یک همه‌کاره می‌بودند. اما حالا، می‌توانیم افرادی با تخصص‌های خُرد داشته باشیم، مانند طراحی پارامتریک، ابزارهای مرتبط با هوش مصنوعی، یا دانش در مورد مصالح خاص، یا مهندسانی که عمیقاً درگیر گردش‌کارهای بیم هستند. تیم ما اکنون به قدر کافی بزرگ هست که بتوانیم این تخصص‌ها را جای دهیم و روی موضوعات مورد علاقه‌مان عمیق شویم.

وقتی از دفترتان بازدید کردم، یادم می‌آید گفتید حالا دفتر را به چند تیم تقسیم می‌کنید. می‌توانید بیشتر توضیح دهید؟

بله، ما آن‌ها را تیم می‌نامیم، اما اساساً ماهواره‌های کوچکی از دفتر اصلی هستند. هر گروه به خودی خود یک دفتر معماری است. هر کدام برنامه‌ریز، رهبر پروژه، معمار، مهندس و تعدادی کارآموز دارد. ما سازمان‌دهی دفتر را به این شکل از سال ۲۰۱۶ شروع کردیم، و مدتی طول کشید تا آن را پیاده‌سازی کنیم و همه ساختار را درک کنند. ما همچنین در حال یادگیری درباره خودمان بودیم و می‌پرسیدیم چطور می‌تواند بهتر کار کند. اما ما دفتری با ۶۰ یا ۶۵ نفر بودیم که اساساً مثل یک ابر یا گروه واحد بود و سازمان‌دهی‌اش دشوار بود. به روشی برای ساختاربندی دفتر نیاز داشتیم، و این رویکرد به خوبی جواب داد.

در سال‌های اخیر، این ساختار به چنان ساختاری شفاف و طبیعی تبدیل شده که ما به سادگی می‌توانیم آن را در صورت نیاز در شرکت بزرگ یا کوچک کنیم. ایجاد یک تیم جدید بسیار آسان است، زیرا ما آن را بر اساس گروه‌بندی افراد باتجربه با افراد جدید می‌سازیم. اگر چند کارمند جدید داشته باشیم، می‌توانیم آن‌ها را در یک تیم باتجربه قرار دهیم، و آن‌ها بلافاصله راه می‌افتند.

امروز این موضوع چگونه به اعداد تبدیل می‌شود؟ از نظر اندازه دفاتر، اندازه تیم‌ها و غیره؟

ما اینجا در روتردام تقریباً ۷۵ نفر داریم که به سمت ۸۰ نفر پیش می‌رود. در مونیخ، بین ۱۰ تا ۱۲ نفر هستیم، و در نایروبی هم همین‌طور. بنابراین، به عنوان یک دفتر بین‌المللی، اکنون بالای ۱۰۰ نفر هستیم. در مورد تیم‌ها، ما معمولاً در قالب تیم‌های ۱۲ نفره سازمان‌دهی می‌شویم. تیم روابط عمومی گروه مستقل خودش است که بیشتر مستقل عمل می‌کند، اما ما چهار تیم معماری داریم که اندازه‌شان حدود ۱۲ نفر است، ولی بسته به نیاز می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۴ نفر کم یا زیاد شود.

می‌خواهم به رابطه بین شرکت معماری و توسعه‌گر شما برگردم. هنگام بازدید از دفترتان، این حس وجود داشت که ارتباط یکپارچه‌ای بین این دو برقرار است و یک چشم ناآشنا نمی‌تواند تشخیص دهد کدام بخش تیم توسعه است و کدام تیم معماری. می‌توانید بیشتر درباره آن رابطه و میزان همکاری بین پاورهاوس و رِد کمپانی صحبت کنید؟

در هر توسعه‌ای که رِد کمپانی انجام می‌دهد، پاورهاوس نقشی به عنوان معمار خواهد داشت. گاهی این نقش می‌تواند کمک به تهیه یک مطالعه امکان‌سنجی، یا گرفتن پروانه ساخت، یا ارائه خدمات مهندسی باشد. رِد کمپانی همچنین با معماران دیگر کار می‌کند، و گاهی پاورهاوس ممکن است در پروژه‌های رِد کمپانی با دیگر شرکت‌های معماری شریک شود.

برای مثال، در پروژه «منطقه فکر» در آمستردام، ما با دفاتر جوان‌تری از هلند کار کردیم و رِد کمپانی توسعه‌گر بود. در پروژه کُدریکو در روتردام، پاورهاوس تعدادی از ساختمان‌ها را طراحی کرد، همان‌طور که دفتر وینهوف، یک شرکت طراحی بااستعداد هلندی، این کار را انجام داد. علاوه بر آن، یک برج بلندمرتبه نیز هست که ما با همکاری شاپ (SHoP) روی آن کار کردیم. برای آن برج، ما معمار محلی هستیم، بنابراین شاپ رهبری طراحی را بر عهده داشت و ما آن را به پروژه‌ای مطابق با استانداردهای هلند تبدیل کردیم. می‌بینید که چطور همه این پروژه‌ها برای رِد کمپانی باعث می‌شود ما به شیوه‌های مختلفی همکاری کنیم.

اگر به نسبت کار پاورهاوس نگاه کنید، به باور من ۵۰ درصد کار ما برای رِد کمپانی و ۵۰ درصد دیگر برای دیگر توسعه‌های عمومی و تجاری است. اگر بخواهید آن را به متر مربع تبدیل کنید، می‌گویم که ۸۰ درصد کار پاورهاوس برای رِد کمپانی است، چون پروژه‌هایشان بسیار بزرگ است. اما از نظر درآمدی، نسبت پنجاه-پنجاه است.

فراتر از رِد کمپانی، ما تقریباً به طور کامل با توسعه‌گران هلندی کار می‌کنیم، چون با آن‌ها روابط دیرینه‌ای داریم. ما به قدرت مشتریان دائمی باور داریم. گاهی اوقات، معماران پروژه‌ای را انجام می‌دهند که در آن رابطه با توسعه‌گر خصمانه می‌شود. حتی اگر در نهایت به پروژه‌ای که می‌خواهند برسند، دیگر هرگز پروژه جدیدی به دست نخواهند آورد.

نکته دیگری که در بازدیدم از دفترتان توجهم را جلب کرد این بود که به جای معرفی خودتان به عنوان متخصصان گونه‌های خاص ساختمانی، بیشتر درباره نوآوری و حل مسئله صحبت کردید. به شکلی، به نظر می‌رسید گونه‌شناسی برایتان در درجه دوم اهمیت است و تخصصتان بیشتر در دستیابی به شاهکارهای مهندسی جدید، مثل یک دفتر شناور یا استفاده خلاقانه از چوب توده‌ای بود. آیا این توصیف منصفانه‌ای است؟

حقیقتی در این گفته هست، اما من همچنین فکر می‌کنم ما دوست داریم طیفی از گونه‌ها و انواع پروژه را پوشش دهیم، چون همه آن‌ها نکته جالبی دارند. این کار را همچنین می‌کنیم چون نمی‌خواهیم خسته شویم! شخصاً اگر فقط برج‌های مسکونی می‌ساختم، بی‌قرار می‌شدم. دلم می‌خواست مدرسه، ایستگاه، اداره و دوباره مسکن و … را هم بسازم. گونه‌شناسی همچنان برای ما مهم است. کارفرمایی که ویلای ما را ببیند و تماس بگیرد، یک ویلا می‌خواهد، بنابراین گونه‌شناسی یک پیش‌ران است. توسعه‌گران هم ممکن است متوجه شوند که ما در برخی استراتژی‌های توسعه درون‌شهری بسیار خوب هستیم. اما موضوع در نهایت به نوآوری برمی‌گردد، به یک علاقه مهندسی.

علاوه بر این، ما به موارد کسب‌وکار بسیار علاقه‌مندیم، به همین دلیل است که یک شرکت توسعه داریم. اگر مورد تجاری یک پروژه و چالش‌های امکان‌پذیر کردن آن از نظر مالی را درک کنید، و با محدودیت‌های تجاری مرتبط با کارتان دست‌وپنجه نرم کنید، در واقع می‌توانید پروژه‌های بهتری خلق کنید.

من فکر می‌کنم نقطه قوت دفتر ما این است که همه این علایق را در خود جای می‌دهد. ما معمارانی داریم که طراحی‌محور و در آن فضا نوآورند. همچنین معمارانی داریم که بر کار فنی، توسعه‌های دیجیتال و غیره متمرکزند، و همه آن‌ها با یکدیگر همکاری می‌کنند تا فرصت‌ها و راه‌حل‌های جدید بیابند. در مصاحبه‌های شغلی‌مان، ما همیشه از داوطلب می‌پرسیم: «چه کاری را بیشتر از همه دوست داری انجام دهی؟ واقعاً از انجام کدام جنبه از پروژه‌ها لذت می‌بری؟» وقتی این را می‌پرسیم، می‌توانید برق چشمانشان را ببینید! واقعاً این تنها راه برای شکوفا کردن بهترین توانایی‌های همه و پیش بردن دفتر است.

می‌خواهم درباره دفتر شناورتان در روتردام بپرسم که ماه گذشته از آن بازدید کردم. می‌توانیم ساعت‌ها درباره‌اش صحبت کنیم، اما می‌خواهم بدانم آیا می‌توانید اشاره کوتاهی به چگونگی غلبه بر چالش‌های طراحی یک سازه معماری شناور داشته باشید؟

ما پروژه را این‌طور شروع کردیم که شهرداری از ما خواست یک طرح سریع برای ایده یک ساختمان شناور بزنیم. حتی در همان طرح سریع، ایده یک سیستم مدولار وجود داشت. هنوز واقعاً یک ساختمان نبود؛ فقط ایده یک رویکرد برای ارائه به شهرداری بود، اما از همانجا جلو رفت.

البته، با پیشرفت پروژه، واقع‌بینی حاکم می‌شود و شما باید مسائلی مثل عبور پروژه از زیر پل‌ها برای رسیدن به سایت را در نظر بگیرید. بنابراین، اندازه اجزا از همان مراحل اولیه تعیین می‌شد. ما قبلاً هرگز یک دفتر شناور نساخته بودیم، بنابراین در طول مسیر، تکرارها و تغییرات گام‌به‌گام زیادی صورت گرفت تا به یک راه‌حل بسیار هوشمندانه برسیم. وقتی الان به گذشته نگاه می‌کنم، البته منطقی به نظر می‌رسد. ما جعبه‌های بتنی را می‌سازیم چون نیازی به نگهداری ندارند، و شما می‌توانید تمام تأسیسات را در آن قرار دهید و یک سازه چوبی سبک روی آن بسازید.

در طول مسیر، تنوع بی‌شماری از تمام آن تم‌ها وجود داشت. در نهایت، چیزی که واقعاً پروژه را به یک موفقیت تبدیل کرد، همکارم آلبرت تاکاشی ریخترس، یکی از شرکای پاورهاوس بود که مسئولیت طراحی را بر عهده داشت و در خلق یک راه‌حل ساده که اساساً بر پایه یک جزئیات واحد است، بسیار موفق عمل کرد. کل راه‌حل متقارن این یک جزئیات است که واقعاً به پروژه قدرت، حضور و لذت زیبایی‌شناسانه می‌بخشد.

وب‌سایت شما در روایت داستان کامل پروژه بسیار خوب عمل می‌کند. ضمناً، در صفحه مربوط به دفتر شناور در وب‌سایت‌تان، متوجه شدم که یک بخش پرسش و پاسخ در انتها قرار داده‌اید. آیا این کاری است که برای هر پروژه انجام می‌دهید؟

بله، صفحه هر پروژه فضایی دارد که مردم می‌توانند از ما سؤال بپرسند. جالب است؛ گاهی در پروژه‌های مسکونی، خریداران بالقوه به وب‌سایت ما می‌آیند و از آن پلتفرم استفاده می‌کنند تا بپرسند، «از کجا می‌توانم یک آپارتمان بخرم؟»

باید یک شرکت مشاور املاک هم راه بیندازید! در آخر می‌خواستم بپرسم شرکت شما چه نکته‌ای درباره آینده معمار می‌گوید. موضوعی که زیاد می‌شنویم، از جمله در یک مصاحبه اخیر، این است که رابطه بین معماران، پیمانکاران و توسعه‌گران به هم ریخته و خیلی آسان بحث و جدل پیش می‌آید. شما به نظر می‌رسد با یکپارچه‌سازی معماری و توسعه‌گری، از یک مدل جدید حمایت کرده‌اید. کنجکاوم: آیا نظری درباره آینده این حرفه دارید، و شرکت شما چه چیزی درباره آن می‌گوید؟

سؤال جذابی است. مدت‌ها پیش از آن‌که رِد کمپانی را شروع کنیم، نقش معمار برایمان جذاب بود. ما در سال‌های اولیه کار، نمایشگاه‌های زیادی درباره معماری و اقتصاد برگزار کردیم. توسعه‌گر شدن آسان نیست، اما معماران بیشتری در هلند دارند این کار را می‌کنند. بسیاری از آن‌ها معماری را به عنوان خدمت اصلی خود حفظ می‌کنند و توسعه‌های کوچکی انجام می‌دهند. اما ما، یک شرکت توسعه کامل و مستقل راه انداختیم.

وقتی نانه با نیلز یانسن، توسعه‌گر املاک، برای ایجاد رِد کمپانی شریک شد، انگیزه اصلی اشتیاق به عملی کردن کارها بود؛ دو جهان اینگونه با هم ادغام شدند. ما می‌خواستیم بسازیم و ایده داشتیم، پس بیایید برایش اقدام کنیم. مطمئن نیستم کاری که ما می‌کنیم آینده معماری باشد، اما قطعاً چیزی درباره امکان تغییر رابطه بین کارفرما/توسعه‌گر و معمار نشان می‌دهد.

در این گفت‌وگو، ما همچنین زیاد درباره مهندسی صحبت کردیم. مهندسی بخش بسیار مهمی از این فرمول است، چرا که به نوعی، مهندسی نه تنها به شما دانش فنی برای ارائه یک ساختمان می‌دهد، بلکه زبانی می‌دهد که پیمانکار آن را می‌فهمد. اگر می‌خواهید چیزی ساخته شود، نمی‌توانید فقط درباره ایده به‌شدت مفهومی با پیمانکار صحبت کنید؛ باید درباره منطق، فرایند، روش‌ها و غیره حرف بزنید.

وقتی با آن زبان با پیمانکار صحبت می‌کنید، اعتماد می‌سازد و در واقع فرصت‌های جدیدی خلق می‌کند. یک توصیه برای معماران این است که واقعاً این زبان مهندسی را بفهمند، چون به شما کمک می‌کند به آنچه می‌خواهید برسید.

ترجمه و تنظیم: صما

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا