«رضا دانشمیر» معمار 38 سالهای است که از شهرت خوبی در حوزه معماری برخوردار است. حضور او در کنسرسیومی به نام نوا “NOA”، برنده شدنش در اولین و چهارمین دوره جایزه معمار، او را به خوبی در جامعه معماری ایران معرفی کرد.
;

در حاشیه برگزاری جایزه معمار 91 با او در گفتگویی انجام دادیم که میخوانید:
شهرت جایزه معمار به چه دلیل است؟
جایزه معمار، اولین جایزه معماری است که از سال 1380 به بعد، به صورت مستمر و مداوم، اهدا شده و تاکنون ادامه دارد.
شاید به همین دلیل یعنی تداوم و نوع برگزاری، این جایزه، جایگاه خوبی بین معماران برای خود دست و پا کرده است.
آثار این دوره چگونه بود؟
به نظرم آثار خوبی در این دوره شرکت کرده بودند به ویژه یکی- دو کار که جلب توجه میکرد. ویژگی این کارها را میتوان در پارامترهای خلاقیت و نوآوری خلاصه کرد که باعث شده بود فضاهای خوبی توسط طراح ارائه شود.
به نظر میرسد از شما به عنوان یک معمار میتوان پرسید معماری ایرانی- اسلامی چیست و آیا این نوع معماری وجود خارجی و هویت مستقلی از خود دارد؟
ما تاریخی داریم که مملو از ساختمانهایی است که هر کدام در دوران خودشان از بافت و ساختار ویژهای برخوردار بودهاند. این ساختمانها که ممکن است در شهرها و روستاهای ما هنوز هم وجود داشته باشند، به صورت میراث به دست ما رسیده است. اینکه حفظ این میراث باید برای ما اهمیت داشته باشد در جای خود دارای اهمیت ویژه است اما بسته به اینکه کارشناسان و استادان این حوزه هر کدام چه دریافت و برداشتی از این میراث داشته باشند، تعریف مختلفی برای آن وجود دارد به همین دلیل نمیتوان برای این مفهوم به طور قطعی نظر داد و دریافتهای مختلفی از آن وجود دارد.
بسیاری معماری تهران را دارای هرج و مرج میدانند نظرتان چیست؟
صحبت از معماری تهران، بسیار کلی است. باید توجه کنیم تهران مکانی است که تمام امکانات در آن متمرکز شده است این تمرکز به طور طبیعی شرایط جذابی را برای شهروندان مهیا میکند. به طور عادی بهترین بازار، بیمارستان، پارکها و… در تهران جمع شده است و در هر زمینه بهترین اماکن در تهران جمع شده است هیچ جایگزینی هم در حالحاضر برای تهران وجود ندارد.
از طرف دیگر آلودکی هوا، تراکم بیش از حد اتومبیل، آلودگیهای صوتی، ساخت و سازها نه چندان مناسب، پارامترهای منفیای هستند که در این شهر با آنها روبرو هستیم. بنابراین این فضا، شرایط را به وجود آورده که خیلی قابل جمع با هم نیست. پس باید این عوامل منفی را ارتقاء دهیم و به عوامل مثبت تبدیل نمائیم تا بتوانیم از پتانسیلهائی که در تهران وجود دارد، به نحو مطلوبی بهرهبرداری کنیم.
این اعتقاد نزد عدهای از کارشناسان است که به دلیل وجود هرج و مرج در معماری تهران باید نماها در این شهر یکسان شود و قوانینی اجرا گردد تا هر کس، هر طور که دلش خواست ساختمان نسازد. با این موضوع موافقید؟
نه! من کاملا مخالف محدودیت در معماری هستم. این کار جواب نمیدهد.
تهران موجودی کاملا زنده است و باید با آن مانند یک موجود زنده رفتار شود. اگر بخواهیم این شهر را درگیر مسائل از پیش تعیین شده نمائیم، جواب نمیگیرم.
باید سعی شود بسته به زمان و موقعیتی که در آن هستیم، ایدههای جدید برای آن ارائه نمائیم. معتقدم یک شهر زنده به واسطه ایدههای جدید و اتفاقات جدیدی که در آن میافتد، زنده است. قسمتهایی از تهران دارای بافت کهن است و ارزش دارد. باید آنها را حفظ کنیم و بیندیشیم چطور میتوان هم ارزشها را حفظ کرد و هم مکانها و ایدههای جدیدی را پیاده کرد،تا هویت زمان خود را نیز به وجود آوریم.
از وقتی که در اختیار ما دادید متشکریم
من هم متقابلا از شما تشکر میکنم




