گاه نوشته های وزیر مسکن (3)/ طنز
خونۀ هر کدام از اقوام که می رفتم، به من سال نو را تبریک می گفتند آنها می پرسیدند اوضاع خونه و ملک امسال چطور می شه؟ این هم داستانی شده بود برای ما، من هم با آب و تاب از طرح مسکن اجتماعی می گفتم اما کسی زیاد رغبتی نشان نمی داد و می پرسید حالا مسکن اجتماعی رو بی خیال، خونه گرون می شه یا نه؟ بخریم یا نه؟
صما، گروه طنز- اولین بهار را در دولت تدبیر و امید تجربه کردیم و این سال جدید را به تمام مردمی که دارای مسکن هستند و یا مستآجرند تبریک عرض می کنم و از خدا می خواهم که به آنان کمک ویژه ای کند تا بتوانند اقساط وام مسکن را به موقع پرداخت کنند تا با این وام های 35 و 50 میلیونی که تصویب کردیم و می گیرند خانه هایشان حراج نشود. به اتفاق خانواده راهی مسافرت شدیم و جوری از ماشین ها سبقت می گرفتم که وزیری مسکن از سر و رویم می بارید(البته عینک دودی هم زده بودم) به عوارضی که رسیدم دیدم چقدر عوارض را گران کرده اند گفتم آقا چه خبر است آخه این جاده ها خیلی خوب و استاندارد است که این همه عوارض هم می گیرید؟ عوارضی گفت آقا جان ما هم اینجا کارمندیم برو پیش وزیر راه شکایت کن؟!! یک دفعه یادم افتاد که من فقط وزیر مسکن نیستم بلکه وزیر راه هم هستم – آخه نمی دونم اون دکتر قبلی! این چه کاری بود این دو وزارتخونه رو ادغام کرد؟!!- گفتم نه پدرجان الان که فکر می کنم می بینم عوارض همچین گران هم نیست تازه جا دارد در برنامۀ دوم هدفمندی باز هم گرانتر شود، یک جوری به من نگاه کرد که ترجیح دادم سریع عوارض را پرداخت کنم و به حرکت خود ادامه دهم. از چندین بیابان برهوت در طول مسیر می گذشتم که چشمم به چند صد خانه و آپارتمان ساخته شده افتاد و یک تابلو رنگ و رو رفته که نوشته بود محل احداث مسکن مهر، انگار نمک روی زخم من می ریختند با خود گفتم: حول حالنا الی احسن الحال، خدایا به جواد کمک کن بتونه از کاترین اشتون پول بلوکه شدۀ بیشتری رو بگیره بتونیم این مساکن مهر رو تموم کنیم و من با خیال راحت طرح مسکن اجتماعی خودم رو اجرا کنم. این مسکن مهر رو که هرچقدر هم پول خرجش کنیم به حساب دکتر قبلی! نوشته می شود.
خونۀ هر کدام از اقوام که می رفتم، به من سال نو را تبریک می گفتند آنها می پرسیدند اوضاع خونه و ملک امسال چطور می شه؟ این هم داستانی شده بود برای ما، من هم با آب و تاب از طرح مسکن اجتماعی می گفتم اما کسی زیاد رغبتی نشان نمی داد و می پرسید حالا مسکن اجتماعی رو بی خیال، خونه گرون می شه یا نه؟ بخریم یا نه؟ به بهانۀ یک تماس مهم، گوشی را برداشتم و سری به صفحۀ جواد زدم و برای اولین بار دیدم که آنلاین نیست، ظاهرا به بهانۀ کنفرانس به ژنو رفته بود و تعطیلات را آنجا می گذرانید. با خودم گفتم حالا که تعطیلاته و من هم وقت دارم چند تا از عزل و نصب های معوقۀ خودم رو انجام بدم اما دیدم دیگه معاونت و مشاورتی برای عزل و نصب نمونده که انجام بدم. با خودم فکر کردم که این مسکن مهر واقعا حقوق شهروندی رو نقض کرده چون خانه های هم تیپ و هم شکل می سازه و هرجا خودشون دوست دارن اقدام به ساخت مسکن می کنن در حالی که محل زندگی و شکل و شمایل خانه و محل زندگی رو هرکس خودش باید انتخاب کنه و این مسکن های مهر به دور از حقوق شهروندی است، از این فکر خودم خوشم آمد و تصمیم گرفتم این موضوع رو با رسانه ها در میان بگذارم اما ظاهرا همۀ رسانه ها تعطیل هستند و تصمیم گرفتم در گاه نوشتۀ خودم آن را بنویسم. امشب هم باید به شهر نور بروم چون مهمان باجناق ام هستم امیدوارم در گاه نوشتۀ بعدی خبرهای خوشی از مسکن داشته باشم البته کمی نگران افزایش قیمت اجاره خانه ها هستم.




