دبیر اجرایی نظام مهندسی ساختمان کشور در گفتگو با «صما» مطرح کرد:
صنعت ساختمان یک نظام کنترلی میخواهد
اصلاح یا بازبینی قانون نظام مهندسی فرصت مناسبی برای رفع برخی از نقاط ضعف این قانون است، صنعت ساختمان به یک نظام کنترلی قوی و اثربخش نیاز دارد.
این سیستم کنترل باید در فرآیند طراحی، اجرا، نظارت و مواردی از این دست اثربخش باشد. باید در نظر داشت که ساختمان ثروت ملی است و به همین دلیل مبنای کار در نظام مهندسی حفظ سرمایه ملی و منافع مردم است. آنچه در ذیل می خوانید ماحصل گفتگوی ما با حجت الله عامری، نایب رییس اول نظام مهندسی ساختمان کشور در مورد اصلاح قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان است.
;امروزه چه ضرورت هایی برای اصلاح قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان وجود دارد؟ آیا اصلاح قانون کافی است یا باید این قانون به طور کلی تغییر کند؟ به چه دلیل؟
در حال حاضر فرصت خوبی در اختیار نظام مهندسی قرار گرفته تا بعضی از مواد قانون تغییر پیدا کند. در این رابطه جلسات مفیدی در سازمان نظام مهندسی برگزار و از نظرات نخبگان و متخصصان امر در کشور استفاده شد؛ آن چیزی که به عنوان خروجی از نظام مهندسی کشور ملاحظه میشود برآیند نظرات حرفهای سازمانهای نظام مهندسی استانها بوده است. در قالب همان چارچوبی که در مجلس شورای اسلامی مطرح شده بود.
در این فرصت سازمان توانست هم نقطه نظرات خود را بیان کند و موادی از قانون را که بعضا میتواند به توسعه مهندسی کشور کمک کند، پیشنهاد نماید که خیلی از این مواد پیشنهادی فعلا در کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی مورد تأیید قرار گرفته و اگر در صحن علنی هم رای بیاورد قطعا به توسعه نظام مهندسی کمک خواهد کرد.
آیا در این قانون میتوان همه موارد مانند کنترل ساختمان را لحاظ کرد؟ این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که در کشورهای پیشرفته از حدود 150 سال پیش قانون کنترل ساختمان را به صورت مجزا تهیه و تصویب و اجرا میکنند.
در قانون مصوب 1374 مجلس شورای اسلامی هم به موضوع کنترل ساختمان خیلی پررنگ نگاه نشده بود. در این اصلاحیه خیلی از مواردی که میتوانست در رفع بخشی از مشکلات ;صنعت ساختمان نقش داشته باشد، از قلم افتاده است. ما به یک نظام کنترل ساختمان قوی و اثربخش نیاز داریم. این سیستم کنترل باید در فرآیند طراحی، اجرا، نظارت، رعایت استانداردها، آموزش نیروهای فنی شاغل در صنعت ساختمان، استفاده از فنآوریهای نوین، صرفهجویی در مصرف انرژی، ساختمانهای سازگار با محیط زیست و مواردی از این دست اثربخش باشد.
در حال حاضر تمام مهندسان تقاضای تهیه و تصویب قانون نظام مهندسی در رشتههای مختلف را دارند. آیا واقعا کشور باید به تعداد رشتههای مهندسی قانون نظام مهندسی داشته باشد؟ آیا بهتر نیست یک قانون جامع تهیه و تدوین شود و هر رشتهای در چارچوب این قانون جامع، نظام مهندسی خود را تشکیل دهد؟
اینکه قانون نظام مهندسی واحدی برای کشور تدوین شود شاید نظر خوبی باشد، البته در این مورد در شورای مرکزی به یک جمع بندی نهایی نرسیده ایم. در فعالیتهای حرفهای و تخصصی روش کار رشتههای مختلف خیلی متفاوت است. ممکن است در بخشی از اساسنامه و یا شرایط عضویت بتوان از یک قانون واحد استفاده کرد ولی از یک بخشی با توجه به تنوع رشتهها و شرایط کاری قوانین متفاوتی میخواهیم. از نقاط مثبت و منفی قانون موجود باید برای تصویب قانون نظام مهندسی کشور استفاده کنیم؛ نظام مهندسی قطعا موفقیتهایی داشته و اینکه ما همه تجربیات قبلی را دور بریزیم به توسعه مهندسی کشور کمک نمیکند. زیرا سالها وقت و انرژی صرف شده و تجربیات ارزشمندی اندوخته شده است. اما اگر در مسیر تصویب قانون نظام مهندسی کشور تعجیل نشود و از تجربیات و اقدامات انجام شده مشابه در کشورهای توسعه یافته بهرهبرداری مناسب شود حتماً میتواند اثرات مثبتی را برای مهندسی کشور داشته باشد.
;
آیا این روش تغییر قانون که مدت ریاست شورای مرکزی از سه سال به چهار سال برسد و بازرس حذف شود. صحیح است؟ آیا تمام مشکل مهندسی تغییر مدت هیات مدیرهها و ریاست شورای مرکزی است؟
سه یا چهار ساله بودن مدت ریاست شورای مرکزی در رسالت و دستیابی به اهداف قانون نظام مهندسی تغییری ایجاد نمیکند. چون در بسیاری از سازمانها زمان ریاست هیات مدیره سه سال است این موضوع بیشتر از این زاویه مورد ارزیابی گرفت که ریاست شورای مرکزی بتواند به برنامههای تدوین شده در یک دوره چهار ساله دست یابد. داشتن بازرس برای شورای مرکزی هم موضوع بدی نیست. اگر بخواهیم کار درست و اساسی انجام دهیم از وجود هر گونه اهرم نظارتی تا جایی که مخل انجام کار نشود، نگرانی نداریم.
آیا برای اصلاح قانون نظام مهندسی کار تحقیقاتی توسط صاحبنظران انجام شده و حرفهایها در این خصوص نظر دادهاند؟
تا آنجا که به شورای مرکزی مربوط میشود بله. در جلسات شورای مرکزی، همه 42 ماده قانون نظام مهندسی مورد بررسی قرار گرفت، ما از نظرات همکارانی استفاده میکنیم که سالها در سازمانهای نظام مهندسی مسئولیت دارند و به نوعی درگیر همه مسائل مربوط به مهندسی در این حوزه هستند. همچنین در کارگروه کمیسیون عمران مجلس همه تشکلهای مهندسی نظرات خود را اعلام کردند، مصوبات کارگروه به عنوان نظر نهایی و جمعبندی شده تشکلهای مهندسی بوده است. در مجموع با توجه به مدت زمان محدود از نظرات همه تشکلها استفاده شد. البته تغییر قانون نباید به این شکل صورت می گرفت. باید قانون با توجه به تجربیات موجود و به دور از هر گونه تعجیل بازنویسی میشد تا اینکه مرمت شود.
موارد مربوط به ساختمانسازی به نوعی کپیبرداری از کشورهای پیشرفته است. باید این موضوع را بررسی کنیم که در این کشورها چه اقداماتی برای تعمیر و نگهداری ساختمانها انجام می شود و با توجه به مقتضیات خود و براساس دانش دنیا، مدلی را برای کشورمان بومی سازی کنیم. نظر شما در این رابطه چیست؟
ساختمانها نشان دهنده فرهنگ عمومی شهرها و کشورها هستند؛ به خصوص معماری شهرها با آدم صحبت میکند. معماری یک شهر نشان دهنده فرهنگ و تمدن آن مردم است. معماری قطعاً باید با شرایط بومی و اقلیمی سازگاری داشته باشد.
به نظر جنابعالی قانون نظام مهندسی با سایر قانونها چه تضاد و تقابلی دارد؟ از جمله تبصره 7 ماده 100 شهرداریها و قانون بهبود فضای کسب و کار.
قانون نظام مهندسی بعد از قانون شهرداریها تصویب شده است. سازمانهای نظام مهندسی در این موضوع خیلی جدی پیگیر حقوق قانونی خود نشدند و به همین دلیل بعضی از استانها در مقابل شهرداری کم آوردند. در قوانین تصویبی دیگر هم متأسفانه تعارضاتی بین قانون نظام مهندسی و قوانین موخر است که به دلیل نبودن واحد حقوقی در شورای مرکزی این مشکلات به وجود آمده است.
مهمترین موضوع در تغییر و اصلاح قانون نظام مهندسی دوری از سهم خواهی و منافع شخصی و گروهی است. چه در تغییر قانون و چه در اصلاح قانون عدهای میخواهند مواد و تبصرههایی را بگنجانند. پس منافع مردم کشور چه میشود؟
یک مقدار دور از انصاف است که در مورد قانون تصویب نشده قضاوت کرد، شاید مصوبات فعلی در صحن علنی مجلس دچار تغییراتی شود. این پیش قضاوتی است که گروهی یا سازمانی را به سهم خواهی متهم کنیم. مبنای کار در نظام مهندسی حفظ سرمایه ملی و منافع مردم است. ساختمان ثروت ملی است؛ در مقدمه قانون نظام مهندسی هم آمده که سازمان نظام مهندسی برای حفظ منافع ملی و حقوق بهره برداران شکل گرفته است.
چه مکانیزمهایی باید اعمال شود تا به یک انسجام فکری و نهایی در قانون نظام مهندسی برسیم؟ این جریان را باید چگونه هدایت کنیم؟
در قانون نظام انسجام لازم بوده و فقط تشکلها، صنوف و مجامع حرفهای باید بیشتر با هم کار کنند تا به وحدت رویه برسند. در صنعت ساختمان نیاز به هماهنگی بیشتری است، اگر هدف همه مجموعههای دخیل در صنعت ساختمان حفظ منافع ملی و حقوق بهرهبرداران باشد یعنی میتوان به یک اجماع و وحدت رویه در تأمین منافع مشترک در همه صنوف، تشکل ها و حرفهها رسید.




