نظام مهندسی

گاه نوشته های رئیس سازمان نظام مهندسی(۴)/ طنز

صما، گروه طنز- خوانندگان گرامی از اینکه دوباره فرصتی پیش آمد تا چهارمین گاه نوشته را برای شما بنویسم خوشحالم. فقط مانده ام که از این همه انبوه کارها و فعالیت هایم کدام را برایتان گزارش کنم. در ضمن از تمامی دوستانی که در مراسم ختم با بنده ابراز همدردی کردند کمال تشکر را دارم.

اولین موضوعی که لازم است راجع به آن ابراز نظر کنم همین شناسنامه های فنی ملکی است که اصلاً کسی به آن بهایی نمی دهد در حالی که مسکنی یا ملکی که شناسنامه ندارد انگار که پدر و مادر ندارد و اگر مشکلی پیش بیاید کسی جوابگوی مشکلات فنی و حوادث روی داده نخواهد بود، به همین خاطر پیشنهاد می کنم که ملکی را که شناسنامه فنی ندارد را به هیچ عنوان نخرید. طبق قوانین ساخت و ساز و اصول مهندسی که منطبق بر قوانین اروپایی است باید ساختمان های ما اگر اصولی ساخته شوند ۱۰۰ سال عمر کنند در حالی که ساختمان های ما هم مثل آدم ها که در همان سنین جوانی سکته می زنند خیلی سریع به ساختمان کلنگی تبدیل می شوند و هیچکس هم جوابگوی کیفیت پایین آن نیست. البته از اوایل دهۀ ۸۰ قرار بود که شناسنامۀ فنی اجرا شود اما به دلیل اختلاف نظرهایی که بین ما که نظام مهندسی باشیم و مهندس بوده و هستیم و خواهیم بود و شهرداری که دکتر بوده اند و هستند و خواهند بود به وجود آمده اجرایی نشده اما اگر شما همانطور که سشوار و ریش تراش می خرید داخل یک کاغذی مشخصات آن نوشته شده، موقع خرید خانه هم شناسنامۀ ملکی را تقاضا کنید در واقع طرف ما مهندسان را گرفته اید و برای خودتان هم خوب است چون خانۀ شناسنامه دار یعنی خانۀ با پدر مادر خرید می کنید.

حالا لباس ریاست نظام مهندسی را از تن در می آورم و لباس ریاست مناطق آزاد را به تن می کنم و نکاتی را مطرح می کنم؛ واقعیت این است که هر وقت ما می خواهیم کفش بپوشیم و مشغول کار شویم می بینیم یکی پا در کفش ما کرده و می گوید چرا فلان ماشین در مناطق آزاد می چرخد یا چرا بهمان قانون در آنجا حکم فرماست خواهشاً پایتان را از کفش ما بیرون بیاورید چون بو می گیرد و ما هی مجبوریم پایمان را بشوریم و جوراب نو بپوشیم. اصلاً بحث مناطق آزاد با سایر مناطق فرق دارد و فرقش هم کاملاً محسوس و ملموس و مشهود است اگر شما را چشم حقیقت بین باشد. باید در این مناطق به دنبال شفافیت باشیم چیزی که در دوره های گذشته آنقدر کم بوده که تخلفات زیادی در واگذاری ها انجام شده و دیگر قابل برگشت هم نیست. در ضمن ما باید فرهنگ امانتداری و راستگویی و وفای به عهد را در مناطق آزاد جا بیاندازیم. البته جا انداختن این سه فرهنگ کمی سخت است…. البته خیلی سخت است … البته وقتی فکرش را می کنم می بینم واقعاً سخت است… البته شاید هم نشدنی باشد اما خب ما همچین نیتی داریم و همین که نیت هم کرده ایم خدا ثواب اش را برای ما منظور می کند و این از هیچی بهتر است تا این الگو را به جاهای دیگر هم منتقل کنیم.

حالا لباس مشاور عالی رئیس جمهور را به تن می کنیم و وضعیت معوقات بانکی را مثل دکترها معاینه می کنیم و می بینیم که متأسفانه ۸۲ هزار میلیارد معوقات داریم. جالب اینجاست که برخی بانک ها بدهکاران را صدا می زنند و می گویند بیا تا یک وام جدید به تو بدهیم که وام قبلی را تسویه کنی که در لیست معوقات قرار نگیرد. یعنی بنده تا الان که این موضوع را متوجه شدم فکر می کردم فاجعه به زلزله و سیل و آتشفشان می گویند ولی حالا نظرم کاملاً در مورد فاجعه عوض شده است. می خواستم کمی هم دربارۀ ساخت پروژه های بزرگ بدون مجوز در تهران صحبت کنم اما چون دوباره باید لباس رئیس سازمان نظام مهندسی را به تن کنم و الان فرصت نیست آن را به گاه نوشتۀ بعدی محول می کنم و با شما خداحافظی می کنم.

;

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا