حباب مسکن کی خالی می شود؟
نهتنها با کمبود مسکن و خانه مواجه نیستیم، بلکه مازاد آن هم روی دست سازندگان مانده و خریدار ندارد. تنها در تهران ٥٠٠ هزار واحد مسکونی گرانقیمت، خالی است که همین امروز خرید آنها به ٢٥٠هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد. در حالی که کل نقدینگی کشور به ٧٠٠هزار میلیارد تومان میرسد.
بازار زمین و مسکن در ایران مدتهاست که رونق ندارد. در سالهای گذشته بخش بزرگی از نقدینگی کشور از بازارهای دیگر به این بازار هدایت و صرف ساختوساز شد اما افزایش حجم عرضه نهتنها قیمتها را کاهش نداد بلکه حباب قیمتی بهوجود آورد که بیسابقه به نظر میرسد. با افزایش قیمتها و همزمان کاهش قدرت خرید مردم رکود در بازار اجتنابناپذیر بود. یعنی از سویی قریب به اتفاق متقاضیان واقعی مسکن نقدینگی و پسانداز برای خرید ندارند و سوداگران و صاحبان نقدینگی هم فعلا منتظر بازگشت رونق هستند.
;
;
;
;
ببینید تا ٨ یا ٩سال پیش در ایران نحوه مصرف نقدینگی یعنی تقسیم ثروت خلق شده توسط بانکها به صورت متوازن در حوزههای مختلف اقتصاد انجام میگرفت. به این ترتیب که ٣٠ تا ٣٥درصد به حوزه مسکن انتقال مییافت، ٢٥ تا ٣٥درصد در بخش نفت و گاز و پتروشیمی مصرف میشد و مابقی نقدینگی هم در سایر بخشها اعم از کشاورزی، خدمات و بازرگانی به مصرف میرسید اما از ٨سال پیش با شدیدتر شدن تحریمها دولت به صرافت افتاد که به طریقی نشان دهد که رونق اقتصادی با وجود این تحریمها کماکان به قوت خود باقی است؛ به عبارت دیگر برای تزریق روحیه سازندگی اراده به تقویت بازاری قرار گرفت که کمترین ارتباط را با بازارهای جهانی داشت به این ترتیب بیشترین حجم نقدینگی به بازار سیمان، گچ و زمین و مسکن سرازیر شد و در ادامه به پشتوانه درآمدهای کسب شده از این بازارها دولت اقدام به انتشار پول قدرتمند کرد. این منابع هم بعد از چرخش دوباره به حوزه مسکن و ساختمان بازگشت. به این ترتیب تقسیم متوازن نقدینگی در اقتصاد ایران از بین رفت و سهم زمین و مسکن از مصرف نقدینگی ناگهان از ٣٠ به ٦٠ تا ٧٠درصد رسید به این ترتیب نقدینگی در نهایت در اختیار زمیندار تهرانی و مشهدی و تبریزی قرار گرفت که در شمالشهر خانه میسازند. جالب اینکه با بحرانی شدن شرایط هم هنوز این وضع و روند متوقف نشده است
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;
;




