مسئله اساسی این است که شهرداری تهران از کمبود درآمدهای پایدار که تکافوی هزینه های نگهداری شهر را بدهد آسیب های بیشماری می بیند که عدم دستیابی به اهداف نوسازی بافت های فرسوده یکی از آنهاست. شهرداری به جهت تامین بخشی از هزینه های خود از عوارض تخریب و نوسازی، و به بهانه تشویق اهالی بافتهای فرسوده اقدام به تراکم فروشی در این محلات می نماید که این امر مغایر مسئله کنترل و کاهش تراکم انسانی و خودروئی در این مناطق است.
در پی توجه مدیران شهری به مسئله بافت فرسوده از سال 1384 مجموعه اقدامات و راهکارهای صورت گرفته جهت احیای این مناطق به منظور رفع شاخصهای فرسودگی از نفوذ ناپذیری (عرض کم معابر و عدم دسترسی مناسب هنگام بروز حادثه)، ریزدانگی (متراژ پائین واحدهای مسکونی و تراکم بالای جمعیت) و ناپایداری (عدم استحکام مناسب سازه ها، تاسیسات و تجهیزات نامناسب شهری) را می توان در موارد ذیل برشمرد:
1- ; ; ; ; ; تعریض عرض معابر با اصلاح و الحاق بخشی از بناها
2- ; ; ; ; ; ایجاد مشوقهای مالی از جمله اعطای وام و بخشودگی عوارض نوسازی به مالکان جهت نوسازی
3- ; ; ; ; ; ایجاد مشوقهای اضافه تراکم جهت تجمیع پلاک های مجاور
اما با یک مطالعه میدانی و انجام بررسی های اجمالی در اینگونه مناطق، مشاهده می گردد که مجموعه تلاشهای شهرداری تحت عنوان نوسازی بافت های فرسوده در شهر تهران، منجر به رفع و حذف معضلات شناخته شده کالبدی، فرهنگی و اجتماعی در این مناطق نشده است.
کاستن از متراژ بناها جهت افزایش عرض معابر و تجمیع دو یا چند پلاک مجاور معضل ریزدانگی و نفوذ ناپذیری این محلات را مرتفع نکرده است. با افزایش عرض معابر از 2 یا 3 به 6 متر با توجه به تراکم های اهدایی شهرداری به ساختمانها و عدم تامین پارکینگ در همان قطعه و یا پارکینگهای عمومی، بخشی از عرض گذر توسط ساکنین ; بعنوان پارکینگ استفاده شده و در مواقع بحران و بروز حادثه همچنان نفوذ ناپذیر باقی می ماند. با توجه به اینکه اگر کوچه های 2 متری تبدیل به کوچه های 6 متری شود ولی خانه های تک واحد تبدیل به آپارتمانهای 4 واحد گردد، عرض گذر از جهت ترافیک عبوری نه تنها افزایش نیافته بلکه کاهش گردیده است.
مسئله فقر کنترل کیفیت در شهرداری که در همه نقاط شهر وجود دارد، در مناطق بافت فرسوده تشدید شده است. عدم وجود مجریان ذی صلاح و سپردن ساخت و ساز به دست سازندگان غیر حرفه ای که نفع و عایدی ایشان از تمام شده ساختمان با کیفیت اجرا نسبت صد درصد معکوس دارد، کیفیت نامناسب مصالح، بکارگیری روشهای نامناسب اجرا مانند روشهای دستی اختلاط بتن، و حمل شن و ماسه مخلوط و بدون پیمانه گیری صحیح بدلیل فضای اندک کارگاهی، بکارگیری پیمانکاران و عوامل اجرایی غیر ماهر و ضعف در نظارت از مجموعه عواملی است که موجب عدم رفع معضل ناپایداری در این مناطق می گردد.
مسئله اساسی این است که شهرداری تهران از کمبود درآمدهای پایدار که تکافوی هزینه های نگهداری شهر را بدهد آسیب های بیشماری می بیند که عدم دستیابی به اهداف نوسازی بافت های فرسوده یکی از آنهاست. شهرداری به جهت تامین بخشی از هزینه های خود از عوارض تخریب و نوسازی، و به بهانه تشویق اهالی بافتهای فرسوده اقدام به تراکم فروشی در این محلات می نماید که این امر مغایر مسئله کنترل و کاهش تراکم انسانی و خودروئی در این مناطق است.
مسائل مهم فرهنگی و اجتماعی نیز همچون مسئله کالبدی این مناطق در گره کور خود باقی مانده است. بالا بودن میزان فقر و بیکاری، انواع جرائم به خصوص اعتیاد و پخش مواد مخدر، بروز درگیری های محله ای، ناامنی و بزهکاری، تفاوت فاحش میزان سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اعتماد اجتماعی نسبت به سایر محله ها و موارد دیگری از این دست همچنان از معضلات این مناطق پس از به اصطلاح نوسازی های صورت گرفته به شمار می آید.
با توجه به اهمیت مسئله بافت های فرسوده شهری و موارد اجمالی ذکر شده فوق در هدر رفت منابع ملی و سرمایه های اجتماعی، تدوین راهکارهای اساسی و اقدامات موثر با ورود کلیه متخصصان و صاحب نظران از رشته های مختلف شهرسازی، علوم اجتماعی و مهندسی ساختمان و همت دستگاه های اجرایی در سیاست گذاری درست و جلب مشارکتهای مردمی نیازمند توجه ویژه همه آحاد جامعه است.
;
;
;
;
;
;




