تا یک اتاق فکر…
چگونگی راه اندازی و بهره برداری از یک اتاق فکر که بتواند در جریان تعیین خط مشی عمومی یک حکومت تاثیرگذار باشد، موضوعی پر پیچ و خم و وابسته به تحقیقات میدانی و استراتژیک طولانی است.
کشورهایی که پس از درک نقش حیاتی این پدیده در آینده نگاری سیاست خود به دنبال تاسیس چنین نهادی برمی آیند، به طور گسترده ای از تجارب سایر کشورها بهره می برند و ; عموما با بومی سازی داده های موجود سعی می کنند جایگاه مناسب اتاق فکرها در معادلات حکومت داری خود را متناسب با شرایط زیستی گستره قلمروی خود تعیین کنند. این بدان معنا نیست که اتاق فکر یک موضوع اختصاصی و در انحصار کشورهای پیشرو و دارنده آن است، بلکه استفاده از تجربیات موجود، در نظر گرفتن نقصان های اتاق فکرهای فعلی و درک صحیح از امکانات و بایدها و نبایدهای این نهادها می تواند تاثیرگذاری مثبت و بهره برداری منطقی از آنان را تسهیل کند.
در این میان بسیاری از کشورها که در این زمینه قدری عقبترند، با برگزاری سمینارها و کارگاه های متعدد در پی کشف این مشخصه ها برآمده و سعی در به کارگیری آن دارند. در یکی از این موارد، مسئولین کشور هندوراس (یکی از کشورهای امریکای لاتین) تلاش نموده اند با بهره گیری از دانش متخصصان در قالب کارگاه های درازمدت، از مزایای بی شمار تاسیس چنین نهادی سود برند. به نظر می رسد مطالعه این پرونده برای دریافت یک سری رهنمودها موثر خواهد بود.
مدیران و رهبران کشور هندوراس در کارگاهی که با عنوان «چگونه یک اتاق فکر استراتژیک تاسیس کنیم» در پی یافتن راهنمایی هایی برای پیشبرد یک کشور به سمت تاسیس چنین نهادی بودند. در حالی که تعداد پرشماری از متخصصان اتاق فکر به بحث و بررسی موضوعات گسترده ای مانند تاریخ این نهادها و لزوم تاسیس آنها پرداختند، عده انگشت شماری به ارائه راهنمایی های کلیدی و گام به گام برای بنیان گذاری یک اتاق فکر توجه نموده اند.
علاوه بر این خود مفهوم اتاق فکر در یک کشور و محیط آن باید مورد آزمایش قرار گیرد. برگزارکنندگان کارگاه مذکور از متخصصانی با ملیت های گوناگون برای راهنمایی دعوت به عمل آورده بودند. در این میان نمایندگانی از ایالات متحده که با مدل امریکایی این پدیده -به عنوان ارگانی مستقل و بی طرف که به تحقیقات در رابطه با سیاست عمومی می پردازد- آشنایی داشتند نیز دعوت شده بودند. با این حال این مدل لزوما الگوی مناسب هندوراس نبود. زیرا در این کشور مشکلاتی مانند محدودیت های مالی و نبود سابقه وجود چنین نهادی ملموس بود. این رویکرد باعث شد که در نهایت 4 سوال کلیدی در مقابل حضار نمایان شود.
– ; ; ; ; ; ; ; رهبری چنین نهادی با چه شخص یا ارگانی خواهد بود و اعضای آن چه افرادی باید باشند؟
– ; ; ; ; ; ; ; نقش، عملکرد و ویژگی های یک اتاق فکر چیست و اصولا چرا باید تاسیس شوند؟
– ; ; ; ; ; ; ; زمینه و سابقه سازمان های غیردولتی (NGO) در امریکای لاتین چیست و آیا در هندوراس سازمانی وجود دارد که مشخصاتی شبیه به اتاق فکر داشته باشد؟
– ; ; ; ; ; ; ; چه منابعی برای موسسات سیاست عمومی در دسترس است؟
در نهایت عایدی اصلی این کارگاه، نمایان کردن کمبودهای سیاسی در هندوراس بود که می توانست نیروی محرکه تلاش برای تاسیس یک نهاد مطالعه سیاست عمومی باشد. هدف از برگزاری چنین کارگاهی در مورد اتاق فکرها در هندوراس دو موضوع بود: اول این که نیاز مبرمی در این کشور به تاسیس یک سازمان ملی احساس می شد که به تحقیقات با کیفیتی در زمینه های ملی و بین المللی و به خصوص روابط خارجی بپردازد. در این حیطه، هیچ موسسه مستقلی وجود نداشت. ثانیا در این کشور هیچ ارگانی وجود نداشت که بتواند گروهی از متخصصان ماهر و شناخته شده در مسائل ملی و بین المللی را به شکل یک کل واحد معرفی کند تا رهبران ملی، حکومت، مجلس، دستگاه دیپلماسی و دیگران بتوانند از آنان به عنوان تحلیل گران سیاسی، منابع اطلاعاتی، سخنگو و سایر امکاناتی که اتاق فکر فراهم می کند استفاده نمایند.
آنچه از بررسی این نیازها در جلسات کار گروهی حاصل شد یک سری بارش های فکری مجذوب کننده در مورد نقش موسسات سیاست عمومی در زندگی سیاسی کشورها، چگونگی و دلیل پیدایش و گسترش آنها، نحوه معرفی و اولویت بندی موضوعات سیاست ملی و در نهایت شیوه مناسب رهبری جریان تاسیس چنین موسساتی بود.
رهبری و اعضای موسس
معرفی شرکت کنندگان در یک مباحثه ملی برای تاسیس یک اتاق فکر، یا قدرت بخشیدن به اتاق فکرهای موجود، یک وظیفه چالش برانگیز است. زیرا می تواند بینش ها و موضوعاتی که در آینده در اتاق فکر مطرح خواهد شد را از پیش تعیین کند. به طور خاص در پرونده هندوراس، آکادمی روابط دیپلماتیک دانشکده وزارت امور خارجه این کشور سردمدار معرفی موسسات و شرکت کنندگان در جلسات برنامه ریزی و طراحی اتاق فکر این کشور بود.
گروه های معرفی شده توسط این آکادمی شامل این موارد بودند: کارمندان ارشد دولت، افسران کالج دفاع، اصحاب رسانه، NGO ها، بنیادهای مشاوره ای بین المللی، گروه های تجاری، مرکز تحقیقات قانونی دانشگاه و مرکز تحقیقات مجلس. افراد دیگری که در جلسات حضور نداشتند ولی می توانستند در این طراحی مثمرثمر واقع شوند شامل نمایندگان قدرتمند دانشگاه ملی و دیگر موسسات دانشگاهی، اعضا یا کارکنان کنگره، گستره وسیع تری از سازمان ها، جامعه شهری، کارکنان دول فدرال، شهرداران و دیگر نمایندگان حکومتی محلی و افرادی با مهارت های خاص یا دانش تخصصی در زمینه سیاست عمومی بودند.
این گروه ها نه تنها سهمی در تعیین خط مشی عمومی حکومت داشتند، بلکه به صورت بالقوه می توانستند برخی نیازهای فکری، هدایتی و حمایت های مالی را برای تلاش های پیش رو فراهم نمایند. مسئله بغرنج در این میان آن است که به طور ایده آل، در یک گفتگوی ملی برای تاسیس نهادی که قرار است در جریان تعیین خط مشی عمومی یک کشور تاثیرگذار باشد باید طیف وسیعی از طرز تفکرها و نگرش ها را مد نظر قرار داد؛ در حالی که از نظر تاریخی، اتاق فکرها عموما توسط افراد یا گروه هایی تشکیل شده اند که دارای عقاید خاص، اهداف خاص و تمایلات سیاسی مخصوص به خود هستند. اتاق فکرها به ندرت توسط گروه جداگانه ای از موسسات یا افراد با ماموریت ها و عملکردهای متنوع و با اتفاق آرا تاسیس گردیده اند.
اتاق فکرها عموما شکل گرفته از حوادث تاریخ یک ملت و یا موضوعات سیاسی ملی فوری و ضروری که نیاز به یافتن راه حل های سیاسی بهتر را به همراه دارند، می باشد. آنها معمولا ساخته فکر یک فرد یا گروه کوچکی از افراد هستند. به عنوان مثال شورای روابط بین الملل که یکی از قدیمی ترین موسسات سیاست عمومی در امریکاست در سال 1921 توسط تجار، بانکداران و وکلایی تاسیس شد که مامور شده بودند ایالات متحده را در امور دنیا درگیر نگه دارند. این اتفاق ریشه در جریانی داشت که پس از جنگ اول جهانی رشد کرده بود و هدفش به انزوا کشاندن امریکا در صحنه بین المللی بود. در اوایل دهه 80 قرن بیستم نیز چندین اتاق فکر محافظه کار، مانند بنیاد هریتج در نتیجه یک انقلاب ایدئولوژیکی در امریکا که ریشه در سیاست های تجاری جدید رییس جمهور وقت این کشور، یعنی فرانکلین روزولت، داشت تاسیس شدند. در قضیه هندوراس، ایده اصلی کاشتن بذری بود که طیف وسیعی از گروه ها در آن درگیر بودند و همچنین ایده ظهور مدیریت طبیعی، یا ذاتی.
منبع: مجله ساختمان




